ایران ترجمه – مرجع مقالات ترجمه شده دانشگاهی ایران

بیان SERPINB5 و AKAP12 و متیلاسیون پروموتر ژنهای مهارکننده متاستاز در ادنوکارسینوم مجرایی لوزالمعده

بیان SERPINB5 و AKAP12 و متیلاسیون پروموتر ژنهای مهارکننده متاستاز در ادنوکارسینوم مجرایی لوزالمعده

بیان SERPINB5 و AKAP12 و متیلاسیون پروموتر ژنهای مهارکننده متاستاز در ادنوکارسینوم مجرایی لوزالمعده – ایران ترجمه – Irantarjomeh

 

مقالات ترجمه شده آماده گروه پزشکی

مقالات ترجمه شده آماده کل گروه های دانشگاهی

مقالات رایگان

مطالعه ۲۰ الی ۱۰۰% رایگان مقالات ترجمه شده

۱- قابلیت مطالعه رایگان ۲۰ الی ۱۰۰ درصدی مقالات ۲- قابلیت سفارش فایل های این ترجمه با قیمتی مناسب مشتمل بر ۳ فایل: pdf انگیسی و فارسی مقاله همراه با msword فارسی  

چگونگی سفارش

الف – پرداخت وجه بحساب وب سایت ایران ترجمه (شماره حساب) ب- اطلاع جزئیات به ایمیل irantarjomeh@gmail.com شامل: مبلغ پرداختی – شماره فیش / ارجاع و تاریخ پرداخت – مقاله مورد نظر
مقالات ترجمه شده پزشکی - ایران ترجمه - Irantarjomeh
شماره
۶۲
کد مقاله
MDSN62
مترجم
گروه مترجمین ایران ترجمه – irantarjomeh
نام فارسی
بیان SERPINB5 و AKAP12 و متیلاسیون پروموتر ژنهای مهارکننده متاستاز در ادنوکارسینوم مجرایی لوزالمعده
نام انگلیسی
SERPINB5 and AKAP12–Expression and promoter methylation of metastasis suppressor genes in pancreatic ductal adenocarcinoma
تعداد صفحه به فارسی
۳۱
تعداد صفحه به انگلیسی
۹
کلمات کلیدی به فارسی
بیان, متیلاسیون, پروموتر, ژن,  مهارکننده, متاستاز, ادنوکارسینوم, مجرای لوزالمعده
کلمات کلیدی به انگلیسی
SERPINB5, AKAP12, Expression, promoter, methylation,  metastasis, suppressor, genes,  pancreatic, ductal adenocarcinoma
مرجع به فارسی
دپارتمان جراحی عمومی و احشایی بیمارستان دانشگاه میونستر، آلمان
بیومدسنتر
مرجع به انگلیسی
Mardinet al. BMC Cancer; Dept. of General and Visceral Surgery, University Hospital of Muenster, Waldeyerstr. 1, 48149 Muenster, Germany
قیمت به تومان
۱۰۰۰۰
سال
۲۰۱۰
کشور
آلمان
بیان SERPINB5 و AKAP12 و متیلاسیون پروموتر ژنهای مهارکننده متاستاز در ادنوکارسینوم مجرایی لوزالمعده
 
دپارتمان جراحی عمومی و احشایی بیمارستان دانشگاه میونستر، آلمان
بیومدسنتر
۲۰۱۰
چکیده
سابقه: متاستاز و نفوذ زود هنگام جزء ویژگی های محدود کننده بقای در ادنوکارسینوم مجرائی لوزالمعده (PDAC) می باشد. بنابراین، PDAC ممکن است سبب بروز تغییراتی در ژن های مهارکننده متاستاز شود که خود می تواند فراهم آورنده فرصت های تشخیصی و درمانی نوینی باشد. این مطالعه اقدام به بررسی مجموعه ای از ژن های مهارکننده متاستاز در ارتباط با فنوتیپ PDAC و همچنین بررسی متیلاسیون پروموتر برای تأثیر نظام بخش بر روی بیان ژن مهارکننده متاستاز و پتانسیل آن به عنوان ابزار تشخیصی می نماید.
روش ها: پتانسیل متاستازی و هجومی ۱۶ خط سلولی PDAC در یک مدل موش ارتوتاپیک و بیان mRNA در ۱۱ ژن مهارکننده متاستاز مشخص شده به وسیله بررسی کمی RT-PCR مورد مطالعه قرار گرفته است. تحلیل متیلاسیون پروموتر نیز با استفاده از PCR خاص متیلاسیون و PCR توالی یابی بیسولفید انجام شد. بیان پروتئین نیز به وسیله وسترن بلات مشخص شد.
نتایج: به طور کلی، بیان بیشتر mRNA ژن مهارکننده متاستاز در تعامل و سازگاری با فنوتیپ های کمتر هجومی تر PDAC نمی باشد. در مقابل، بیان بیش از حد mRNA چندین ژن مهارکننده متاستاز در خطوط سلولی PDAC در مقایسه با RNA لوزالمعده معمولی یافت شد. از بین ژن های مهارکننده متاستاز مورد بررسی، تنها بیان بیشتر AKAP12mRNA دارای همبستگی با متاستاز کاهشی (P < 0.05) بوده و نمرات هجومی (P < 0.01) حاصل گردیده، در حالی که بیان بیشتر SERPINB5  mRNA  دارای  همبستگی  با  نمرات افزایشی متاستاز (P < 0.05) می باشد. هر دوی پروموترهای ژن ها نشان دهنده متیلاسیون هستند، اما تنها متیلاسیون SERPINB5 افزایش یافته در ارتباط با فقدان / از دست دادن mRNA و بیان پروتئین (P < 0.05) است. متیلاسیون SERPINB5 نیز به طور مستقیم دارای همبستگی با نمرات متاستاز کاهشی بوده است (P < 0.05).
نتیجه گیری: بیان AKAP12 mRNA دارای همبستگی با ویژگی هجومی کاهش یافته و پتانسیل متاستازی می باشد و احتمالاً در رابطه با فلوتیپ های کمتر هجومی PDAC است، در عین حال هیچگونه شواهدی برای ژن های مهارکننده متاستاز باقیمانده مشاهده نشده است. بیان SERPINB5mRNA افزایش یافته دارای همبستگی با متاستاز افزایش یافته و بیان mRNA می باشد که به وسیله متیلاسیون تعدیل و تنظیم گردیده است. بنابراین، متیلاسیون SERPINB5 از همبستگی مستقیمی با نمرات متاستاز برخوردار بوده و احتمالاً قابلیت فراهم آوردن یک ابزار تشخیصی برای PDAC را خواهد داشت.
سابقه
ادنوکارسینوم مجرائی لوزالمعده ای (PDAC) معرف حدوداً ۹۵% کلیه بدخیمی های مرتبط با لوزالمعده می باشد و از این نظر در مقایسه با هر نوع سرطان دیگر، دارای پایین ترین میزان بقا با نرخ تداوم حیات ۵ سال زیر ۵% و سطح متوسط تداوم بقای ۶ ماهه می باشد {۱}. تنها روش مداوا برش کامل در طی جراحی می باشد، اما رویه تشخیص غالباً در مراحل آخر بیماری و به هنگامی که بافت های اطراف نیز تحت نفوذ قرار گرفته و متاستاز رخ داده است حاصل  می گردد. عدم وجود علایم بالینی، عدم دسترسی به روش های تشخیص اولیه و مقاومت در برابر شیمی درمانی جزء مواردی هستند که سبب افزایش مرگ و میر می گردند. بیولوژی تومور، ویژگی های بالینی و نرخ پاسخ درمانی مؤکد دگرگونی های خاصی در رابطه با PDAC می باشد که خود سبب مجزا سازی این بیماری از دیگر انواع سرطان ها می گردد {۲}، و بر این مبنا این مطالعه بر روی نیاز جهت تشخیص خاص و ویژگی های درمانی خاصی تاکید دارد که قابلیت هدف قرار دادن توده توموری را داشته باشد.
ژن هایی که قابلیت ممانعت از متاستاز و تهاجم را دارند به احتمال زیاد قابلیت برهم زنی نظام موجود در PDAC را داشته و می توان از آنها به عنوان کاندیدهای مناسبی جهت کاربرد در استراتژی های نوین درمانی و تشخیصی استفاده نمود. ژن های مهارکننده متاستاز در هر مرحله از آبشیب متاستازی به عنوان بازدارنده های متاستاز محسوب می شوند که با رشد اولیه تومور تداخل ندارند {۳}. کشف این مولکول های درون زاد که قابلیت بازدارندگی منحصربفرد متاستاز را دارند، و همچنین درک عملکرد آنها، این موضوع را مشخص می سازد که متاستاز را می توان به عنوان یک هدف درمانی کاربردپذیر با قابلیت حصول نوعی پاسخ مثبت در نظر گرفت. با این وجود، تنها تعداد اندکی از ژن های شناخته شده بازدارنده متاستاز در ارتباط با سرطان لوزالمعده تاکنون مورد بررسی قرار گرفته اند. در این راستا، هیچگونه تحقیقی در خصوص بیان آنها و همچنین راهکارهای نظم دهی یا رگولاسیون آنها در این تومور انجام نشده است.
متیلاسیون DNA به عنوان یک مکانیزم شناخته شده مناسب  برای از دست دادن بیان در تعداد گسترده ای از تومورها، شامل PDAC، مد نظر می باشد. متیلاسیون غیرمعمول به نظر به عنوان یک رخداد اپی ژنتیک مکرر برای تعدادی از ژن ها در سرطان لوزالمعده به شمار می آید که احتمالاً نقش قابل توجهی در فرآیند سرطان زایی، پیشرفت موضعی و متاستاز دارد {۴ ، ۵}. هایپرمتیلاسیون نیز معرف همراهی با فرآیند تمایززدایی می باشد {۶ ، ۷}. در عین حال، هیپومتیلاسیون منجر به بیان بیش از حد ژن های تحت تأثیر می شود که در نمونه های PDAC بالینی و خطوط سلولی نشان داده شده است {۸}.
این یافته ها را می توان در استراتژی های تشخیصی بر مبنای فرآیند تشخیص متیلاسیون در سیالات بدنی نظیر سرم، ادرار، مایعات لوزالمعده ای یا بزاق مورد بررسی قرار داد {۹}.
در این مطالعه، مجموعه ای از ژن ها، که معرف ژن های مهارکننده متاستاز می باشند {۱۰} به منظور تعیین ژن های کاندید بالقوه برای درمان و تشخیص PDAC مورد بررسی قرار گرفته اند. از طریق جستجوی الگوهای بیان ژن مهارکننده متاستاز در ارتباط با فنوتیپ PDAC، کاندیدهای مرتبط ژنی برای تحقیقات آتی مشخص می شوند. این کاندیدها متعاقباً برای متیلاسیون پروموتر به عنوان یک جزء مشخص که می توان آنها را به عنوان ابزاری برای تشخیص PDAC نیز به کار گرفت مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
روش ها
تحلیل های مربوطه برای ۱۱ ژن مهارکننده متاستاز همانگونه که به وسیله Shevde و همکاران {۱۰} مشخص شده است انجام شد: یعنی ژن های AKAP12، BRMS1، CD82، CDH1، KiSS-1، MAP2K4، MED23، NDRG1، SERPINB5، TIMP3 و TXNIP. نامهای جایگزین و ویژگی های ملحقه در یک فایل مجزا (شماره ۱) فراهم آمده است.
مجموع ۱۸ خطوط سلولی PDAC انسانی مورد آنالیز قرار گرفت (جدول ۱). سلولها در رسانه رشد توصیه شده مناسب حفظ شده و کلیه این رسانه ها دارای ۱۰% سرم گاوی جنینی غیرفعال گرما داده شده (Gibco/Invitrogen، Karlsruhe، آلمان) بوده و از نظر مایکوپلاسمایی نیز منفی می باشند. آنها، برای کشت، تحت دمای ۳۷ درجه سلسیوس با رطوبت ۵% یا ۱۰% CO۲ آنکوبه شدند. رسانه آزمایشی دو بار در هر هفته جایگزین شده و سلولها به صورت عبور سریالی یا گذردهی متوالی پس از تریپسیناسیون با ۱/۰% تریپسین نگهداری شدند.
نتایج
مدل حیوانات: بیولوژی تومور خطوط سلولی PDAC
نمرات متاستاز ـ و هجومی ـ برای ۱۶ مورد از ۱۸ خط سلولی PDAC مشخص شدند (جدول ۱). دو مورد از ۱۸ مورد خطوط سلولی بررسی شده (PL45 و HS766T) رشد تومور زیر جلدی را نداشته اند، اما بیان mRNA و آنالیزهای حالت متیلاسیون همچنان برای این خطوط سلولی انجام شدند.
بیان mRNA ژن مهارکننده متاستاز
به استثنای MAP2K4 و TXNIP، اکثریت ژن های مهارکننده متاستاز نشان دهنده بیان بیش از حد در خطوط سلول PDAC در برابر RNA معمولی لوزالمعده ای هستند (شکل ۱، کلیه داده های مربوط به این تظاهرها در فایل اضافه دیگر (شماره ۴) جمع آوری شده است).
بیان mRNA دو جفت ژن دارای همبستگی کاملاً مثبتی می باشند: CD82/AKAP12 (P < 0.005) و KiSS-1/MED23 (P < 0.001). ارتباط بین KiSS-1 و MED23 (CRSP3، DRIP130) قبلاً توصیف شد: MED23 به عنوان کفاکتور یا عامل کمکی به شمار می آید که برای بیان KiSS-1 ضروری است {۱۳}. جستجوی انجام شده در این مباحث قابلیت مشخص سازی یک لینک بین CD82 و AKAP12 را نداشته است و تا آنجائیکه اطلاع داریم این مطالعه به عنوان اولین ویژگی توصیفی هم بیانی مرتبط با آنها به شمار می آید.
همبستگی های معنی دار با نمرات تهاجمی و متاستاز تنها برای بیان mRNA مرتبط با AKAP12 و SERPINB5 تشخیص داده شد. بیان بیش از حد AKAP12 دارای همبستگی با نمرات پایین تر متاستاز (P < 0.05) و نمرات پایین تر تهاجم (P < 0.005) می باشد. در مقابل، بیان بیش از حد SERPINB5 دارای همبستگی با نمرات افزایش یافته متاستاز (P < 0.05) می باشد (شکل ۲). تأکید این نتایج به وسیله ANOVA برای بیان SERPINB5 در مقابل نمره متاستاز (P < 0.05) و بیان AKAP12 در برابر نمره نفوذ (P < 0.01) محتمل خواهد بود.
متیلاسیون پروموتور
همانگونه که AKAP12 و SERPINB5 معرف همبستگی هایی در ارتباط با نمرات تهاجم و متاستاز می باشند، ما اقدام به بررسی متیلاسیون پروموتور ژنها نمودیم. آنالیز MSP مرتبط با جزایر ـ CpG در ناحیه پروموتور ژنهای تحت بررسی نشان دهنده سه الگوی مختلف می باشد. ۱) تنها PCR با پرایمر خاص ـ متیلاسیون منجر به یک باند می شود. ۲) تنها PCR با پرایمر خاص غیر متیلاسیون دارای یک باند است. ۳) هر دوی PCRها از MSP یکسان نشان دهنده باندهایی به صورت همزمان می باشند. بنابراین نتایج تحت عنوان متیلی، غیرمتیلی و متیلی ناهمگن تقسیم بندی شده اند (شکل ۳). MSP قابلیت تشخیص متیلاسیون در ۱۸/۱۲ (۶۷%) خطوط سلولی در AKAP12 و ۱۸/۵ (۱۸%) خطوط سلولی را در SERPINB5 خواهد داشت.
بیان پروتئین
وسترن بلات نشان داد که پروتئین AKAP12 به منظور وجود در کلیه خطوط سلولی بررسی شده صرفنظر از وضعیت متیلاسیون و بیان mRNA، سبب می شوند تا این مورد به عنوان کاندید غیرمحتمل تنظیم بر مبنای متیلاسیون به حساب آید. در مقابل، پروتئین SERPINB5 در خطوط سلولی متیلی وجود ندارد که کلیه آنها نشان دهنده بیان پایین mRNA هستند. با این وجود، پروتئین SERPINB5 همچنین در Suit007 نیز تشخیص داده نشده است، که برای ژن به صورت متیل دار در نیامده و دارای بیان SERPINB5mRNA بالایی است، که معرف نوعی مود جایگزین مربوط به رگولاسیون به شمار می آید (شکل ۶). با این وجود، داده های ما در ارتباط با گزارش SERPINB5 می باشد، که مؤکد سرکوبی آن به وسیله متیلاسیون پروموتر بر روی سطح پروتئین می باشد.
مباحث
PDAC، بر اساس تغییرات خاص ژنتیکی، بصورت مجزا از بسیاری دیگر از هویت های توموری می باشد، این ویژگیها عبارتند از: واکنش دسموپلاستیکی، متاستاز زودهنگام و نفوذ اولیه یا زودهنگام ارگان های مجاور. میزان واکنش آن به شیمی درمانی روشن و آشکار نمی باشد و میزان بقا علیرغم رویکردهای میان رشته ای مدرن همچنان پایین است. در این مطالعه، ما نسبت به بررسی یک مجموعه ای از ژن های شامل شده در فرآیند کلیدی انتشار تومور اقدام می نماییم تا قابلیت شناسایی کاندیدای محتمل برای استراتژی های نوین درمانی و تشخیصی را حاصل آوریم. بیان mRNA ژن مهارکننده متاستاز از همبستگی با فنوتیپ های هجومی و متاستازی کاملاً متغیر خطوط سلولی PDAC انسانی در یک مدل موش پیوند زده شده برخوردار می باشد.
بیان بیش از حد مهارکننده های متاستاز بررسی شده در غالب خطوط سلولی توموری در مقایسه با RNA لوزالمعده نرمال مشخص گردیده که در تقابل با دیگر هویت های توموری می باشد، تنها یکی از این ژن ها در پانل مورد بررسی، AKAP12، نشان دهنده نوعی همبستگی بین بیان mRNA فزاینده و قابلیت های هجومی و متاستازی تقلیل یافته است. AKAP12 در مقایسه با نمونه RNA نرمال لوزالمعده ای در ۸۳% (۱۸/۱۵) خطوط سلولی PDAC دارای بیان بیش از حد بوده و این ویژگی در نمونه های بیماران نیز گزارش شده است {۱۴} به هنگامی که چندین ژن مهارکننده تومور دارای ویژگی بیان بیش از حد در خطوط سلولی PDAC در برابر یک نمونه کنترل لوزالمعده RNA طبیعی می باشند، ذکر این نکته قابل توجه خواهد بود که ترکیب نمونه کنترلی ایده آل نخواهد بود. لوزالمعده طبیعی شامل انواع مختلف گونه های سلولی بوده و بنابراین به عنوان یک کنترل مناسب برای سطوح بیان در سلول های مجاری معمولی به حساب نمی آیند. ریز شکافی سلول های مجرایی لوزالمعده از بافت نرمال می تواند سبب به وجود آوردن ویژگی های خاص تری گردد که در تطابق بهتری با خطوط سلولی PDAC خواهد بود. با این وجود، تفاوت ها در آماده سازی نمونه و مجزا سازی نوکلئیک اسید از ارتباط خاصی بر روی ویژگی های ساختاری نمونه های مرتبط برخوردار است.
نتیجه گیری
داده های ما مؤکد آن هستند که از بین ۱۱ مورد بررسی شده مهارکننده متاستاز تنها AKAP12 را می توان در ارتباط با یک فنوتیپ کمتر هجومی تر PDAC برشمرد، در حالی که بیان SERPINB5 ممکن است مترادف با تومورهای هجومی قلمداد شود. در تضاد با دیگر هویت های توموری، نابسامانی ژن مهارکننده متاستاز به نظر محدود به تعداد اندکی از ژن های شناخته شده می باشد. این نتایج مشخص کننده بیولوژی تومور منحصر بفرد PDAC می باشد و بر روی نیاز جهت بررسی نشانگرهای خاص و اهداف درمانی نوین برای چنین موردی تأکید دارد.
لطفا به جای کپی مقالات با خرید آنها به قیمتی بسیار متناسب مشخص شده ما را در ارانه هر چه بیشتر مقالات و مضامین ترجمه شده علمی و بهبود محتویات سایت ایران ترجمه یاری دهید.
تماس با ما

اکنون آفلاین هستیم، اما امکان ارسال ایمیل وجود دارد.

به سیستم پشتیبانی سایت ایران ترجمه خوش آمدید.