ایران ترجمه – مرجع مقالات ترجمه شده دانشگاهی ایران

تحلیل سیاست برای دموکراسی

تحلیل سیاست برای دموکراسی

تحلیل سیاست برای دموکراسی – ایران ترجمه – Irantarjomeh

 

مقالات ترجمه شده آماده گروه علوم اجتماعی
مقالات ترجمه شده آماده کل گروه های دانشگاهی

مقالات رایگان

مطالعه ۲۰ الی ۱۰۰% رایگان مقالات ترجمه شده

۱- قابلیت مطالعه رایگان ۲۰ الی ۱۰۰ درصدی مقالات ۲- قابلیت سفارش فایل های این ترجمه با قیمتی مناسب مشتمل بر ۳ فایل: pdf انگیسی و فارسی مقاله همراه با msword فارسی -- تذکر: برای استفاده گسترده تر کاربران گرامی از مقالات آماده ترجمه شده، قیمت خرید این مقالات بسیار کمتر از قیمت سفارش ترجمه می باشد.  

چگونگی سفارش

الف – پرداخت وجه بحساب وب سایت ایران ترجمه (شماره حساب) ب- اطلاع جزئیات به ایمیل irantarjomeh@gmail.com شامل: مبلغ پرداختی – شماره فیش / ارجاع و تاریخ پرداخت – مقاله مورد نظر -- مقالات آماده سفارش داده شده عرفا در زمان اندک یا حداکثر ظرف مدت چند ساعت به ایمیل شما ارسال خواهند شد. در صورت نیاز فوری از طریق اس ام اس اطلاع دهید.

قیمت

قیمت این مقاله: ۵۰۰۰ تومان (ایران ترجمه - irantarjomeh)

توضیح

بخش زیادی از این مقاله بصورت رایگان ذیلا قابل مطالعه می باشد.

مقالات ترجمه شده علوم اجتماعی - ایران ترجمه - irantarjomeh
شماره
۲۳
کد مقاله
SOC23
مترجم
گروه مترجمین ایران ترجمه – irantarjomeh
نام فارسی
تحلیل سیاست برای دموکراسی
نام انگلیسی
POLICY ANALYSIS FOR DEMOCRACY
تعداد صفحه به فارسی
۱۷
تعداد صفحه به انگلیسی
۱۰
کلمات کلیدی به فارسی
سیاست, دموکراسی
کلمات کلیدی به انگلیسی
POLICY, DEMOCRACY
مرجع به فارسی
مرجع به انگلیسی
سال
کشور
فصل ۸- تحلیل سیاست برای دموکراسی
  1. مقدمه
اکثر آنچه که در بسیاری از برنامه های سیاسی برای تحلیلگران سیاسی مسئله دار تصور می شود، ایشان را قادر می سازد با مباحث مربوط به کیفیت دموکراسی ارتباط برقرار کنند. به طور سنتی، تحلیل سیاست دموکراسی را از طریق تمرکز روی راندمان و اثربخشی میزان دستیابی به اهداف سیاسی بیان شده از سایر مباحث متمایز می کند. تحلیلگران سیاسی با استفاده از ابزاری از اقتصاد کلان ابزارهای ساختگی زیادی ساخته اند- ارزیابی اهداف و تئوریهای نقش مناسب دولت در برابر بازار. درحالیکه علوم سیاسی جایگاه اساسی در برنامه های سیاسی دارند، توجه تحلیلگران سیاسی بیشتر به مباحث امکان سنجی و حمایت برنامه های سیاسی، پاسخگو بودن سیاست به شهروندان، ارزیابی روشهایی که سیاستها با آنها پایه گذاری می شوند تا به توافق برسند و چگونگی ارتباط آژانسها با حوزه های انتخاباتی و با یکدیگر معطوف شده است. امروزه، فرض اینکه راندمان، اثربخشی و عملی بودن سیاستها تنها معیارهایی هستند که تحلیلگران سیاسی باید در اندازه گیری سهم سیاستهای مختلف در دموکراسی اعمال کنند کاملاً ناقص است. کارهای تئوری و تجربی متعددی وجود دارند که ثابت می کنند سیاستهای عمومی و عناصر موجود در طرحهای آنها تأثیر مهمی در شهروندان، قضاوتها و عدالت دارند. اهمیت سیاست عمومی در ایجاد یک جامعه عادلانه تر مشخصاً در سطح جهانی مطرح می شود. مباحث عدالت توزیعی و رهبری پاسخگو را نمی توان تنها به تحقیقات آکادمیک واگذار کرد، بلکه این مباحث باید در کار تحلیلگران سیاسی مرکزیت بیشتری پیدا کنند. علاوه بر این، زمینه اصلی که تحلیل سیاسی در آن در حال اجرا شدن است ایجاد تغییرات در طرق مهمی که رابطه سیاست با دموکراسی را بسیار برجسته می کند، می باشد.
طرح اولیه ما پیشنهاد حوزه هایی است که اکثر سیاستهای عمومی در آن زمینه تحت تغییرات سریع قرار گرفته اند؛ این زمینه ها نیازمند این هستند که روی شکاف دموکراسی که قبلاً تحلیلگران سیاسی کمتر بدان توجه داشته اند، بیشتر تمرکز شود. سپس، مختصراً معانی شرایط دموکراسی را تشریح خواهیم کرد. در ادامه، برخی از روابط ممکن بین شرایط دموکراسی و برنامه یا طرح سیاست عمومی را نشان خواهیم داد. حجم عمده این فصل به توسعه این روابط، به عنوان یک موضوع مهم برای تحلیل سیاسی، اختصاص خواهد یافت. در نهایت، بررسی خواهیم کرد که ابزار و اهداف تحلیلگران سیاسی معاصر برای توصیف بهتر دموکراسی چگونه باید تغییر کند. در حالیکه تمرکز اصلی ما روی توسعه در ایالات متحده ، که بهترین موردی است که می شناسیم، خواهد بود، به توسعه های مواردی در هر جای دیگر نیز ارجاع خواهیم کرد.
  1. چارچوب معاصر برای سیاست عمومی
چارچوب عقاید عمومی که تحلیل های سیاسی امروزه در مورد آنها انجام می شوند نه تنها در ایالات متحده بلکه در سایر دموکراسی های غربی فوق العاده در مورد دولت و سیاست عمومی حساس هستند. در ایالات متحده نسبت بزرگی از عموم دیگر باور ندارند که دولت قادر باشد وعده هایی که در اهداف سیاسی گنجانده شده بودند را تأمین کنند. دولت اغلب بیش از آنکه به عنوان حلال اصلی مسئله دیده شود، به همان اندازه که به عنوان یک راه حل مطرح می شود همان قدر هم به عنوان یک مسئله مطرح می شود. علاوه بر این، انگیزه های دولتمردان قابل اعتماد نیستند. افراد بسیاری باور ندارند که دولت سعی می کند به افرادی مثل خودشان کمک کند و در عوض باورشان بر این است که منافع دولتمردان و اعضای دولت بالاتر از منافع شهروندان عادی قرار دارد.
با وجود نزدیک به چهل سال تلاش تهاجمی در بخش دولتی برای کاهش تعصبات جنسیتی، نژادی و دینی و برخوردهای نابرابر، ناهماهنگی ها همچنان وجود دارد. در واقع، نژاد و جنسیت در اکثر دموکراسی ها به عنوان مباحث اصلی از بین نرفته اند، بلکه در عوض زیر شعارها پنهان شده و ممکن است بعضا در جایی مطرح شوند. در ایالات متحده و سایر دموکراسی های غربی تعدادی از مباحث سیاسی استثنائاً در بین این شکاف ها تقسیم شده اند؛ از جمله جنایت، مدارس عمومی، رفاه و مهاجرت. در این مباحث، حمایت سیاسی اغلب از طریق ارجاع دادن به نمادهای مستور/ پوشیده که برخی گروهها را در عبارات بسیار منفی مثل ناشایسته و نالایق ارائه می کند صورت می گیرد. چنین تجسم سازی هایی قضاوتهایی هستند که چهره منافع گروههای مثبت ساختاریافته و مسئولیتهای کسانی که به عنوان افراد وابسته یا منحرف لکه دار شده اند را نشان می دهند. در کار دیگرمان، این موارد را سیاستهای دژنراتیو/ فرساینده نامیدیم؛ چرا که نتیجه جاودان کردن و معرفی بخشهای دولتی بین شهروندان می باشد که از طریق ارائه خدمات نسبتاً متفاوت توسط دولت انجام می شود. نتیجه یک دموکراسی آمریکایی است که از ایده آلهای مراقبت و محافظت برابر تحت قانون حمایت می کند، در حالیکه مراقبت های واقعی سیاست از شهروندان به طور قابل توجه و ناعادلانه ای نابرابر می باشد. در بین دموکراسی های غربی در میزان اهمیتی که به برابری یا عدالت، به عنوان نتیجه ی سیاست عمومی، می دهند و نیز میزانی که فعالیت های دولتی به ایده آل های جامعه منجر می شود، تفاوتهای زیادی وجود دارد. با این وجود، تجربه US در زمینه عدالت و برابری بیشتر یک تجربه ناهماهنگ بود و برخی مباحث اجتماعی چندین بار مطرح شدند؛ چرا که راه حلی که “یکبار و برای همه” مناسب باشد وجود ندارد.
توجه به اهمیت جامعه کشوری، سرمایه اجتماعی و مشارکت سیاسی در ایالات متحده و دموکراسی های غربی جهان مشهود است. رابرت پوتنام ( Robert Putnam) در تز خود چنین بیان می کند که نسلهایی که از سال ۱۹۲۰ تاکنون در USA متولد شده است نسبت به دوره های قبل کمتر در این زمینه علاقه  نشان می دهند؛ نسلهای قبل درخواستهای متعددی برای تجدید حقوق شهروندی و سیاستهای در سطح فدرال و سطح محلی داشته اند تا شهروندان بتوانند به موجب آنها در کارهای مربوطه به دموکراسی شرکت کنند.
یکی از نتایح ناآرامی های دولت و سیاست در ایالات متحده این است که ساختارهای دولتی به تدریج با ساختارهای تمرکز زدا، تفویض اختیار و وجود تنوع در مشارکت بخشهای عمومی- خصوصی جایگزین شده اند. در این بین برجسته ترین تغییرات این است که سازمانهای غیرانتفاعی؛ مثل زندانهای عمومی، مدارس، اداره پلیس، آتش نشانی، و سازمانهای پاکسازی محیط زیست، اکنون نقش مهمی در سیاستها ایفا می کنند. نه تنها اندازه گیری راندمان و اثربخشی چنین برنامه هایی بسیار دشوار است، بلکه خطوط کنترل و پاسخگویی دموکراتیک آنها نیز بسیار متفاوت و غیرمستقیم هستند.
  1. رابطه سیاست با دموکراسی
حتی از آنجا که دموکراسی به سیستم انتخاب سیاسی واضحی برای بسیاری از ملل در سراسر جهان تبدیل شده است، در ایالات متحده همچنان به عنوان یک پروژه باز و نیمه تمام باقی مانده است و همانگونه که دریزک ( Dryzek) بیان کرده است، دولت دموکراتیک عمدتا در تلاش است امتیاز ، حوزه و صحت دموکراسی را توسعه دهد. منظور از امتیار تعداد شرکت کنندگان در هر گونه فعالیت سیاسی می باشد. منظور از حوزه نیز محدوده های زندگی که تحت کنترل عمومی دموکراتیک قرار می گیرند می باشد. صحت درجه میزانی است که کنترل دموکراتیک حقیقی اطلاع رسانی شده و شایسته است. هیچ یک از این توسعه های مطرح شده نباید با هزینه دیگری صورت گیرند: حق امتیاز توسه یافته نباید منجر به بررسی های ظاهری شود که به صحت دموکراسی آسیب برساند. البته قدرتهای زیادی جدا از سیاست وجود دارند که بر دموکراسی تأثیر می گذارند؛ از جمله گروههای ذینفع، احزاب سیاسی، رهبری و مطبوعات.
با این وجود ، از وقتی که  لویی ( Lowi) و ویلسون ( Wilson) در کار مهم خود مضمون سیاست را با شرکای سیاسی ارتباط داده اند، یک مطالعه دیگر هم نتایح سیاستهای عمومی در سیاست و دموکراسی را بررسی کرده است. شکل ۸٫۱ برخی از راههایی که مضمون سیاست عمومی ممکن است بر ویژگی های دموکراسی تأثیر بگذارند را نشان می دهد.
سومین مجموعه از باکس ها در شکل برخی شرایط مهم برای دموکراسی را نشان می دهند: صحنه باید در تمام نقاط مربوطه برای قدرتهای دولتی/ عمومی باز شود؛ شهروندان باید نقش خود به عنوان شهروند، در زمینه حقوق و وظایف، مهم بدانند و باید متقاعد شوند که دولت علاقه و ظرفیت حل مسائل عمومی را دارد؛ شهروندان باید خود حامی سیاستها باشند و در تولید اهداف مشترک به طور مثبت درگیر شوند؛ و همچنین باید راههایی وجود داشته باشند که دولت در برابر فعالیت هایش پاسخگو باشد، این شرایط مهم برای دموکراسی مستقیماً به نتایج ناشی از طرحهای سیاسی مرتبط است: قالب بندی/ طرح بندی مباحث؛ چگونگی ایجاد اهداف؛ ساختار اجرا و سیستم های ارائه؛ و شفاف بودن فعالیت های دولتی و دسترسی شهروندان به اطلاعات. این روشها فراگیر نیستند بلکه صرفا پیشنهادی اند. همچنین، ما دریافتیم که یک این مدل سببی کامل بازگشتی خواهد بود که به عنوان مثال نشان می دهد تغییر در قالب بندی/ طرح بندی مباحث چگونه بر طرحهای سیاسی تأثیر می گذارد، اما تمرکز ما در اینجا بر این مطلب است که خود سیاست چگونه شرایط دموکراسی را مطرح میکند.
روابط نشان داده شده در شکل ۸٫۱ نشان می دهد طرح یا مضمون سیاست چگونه از طریق زبان ها، نمادها و قدرتها بر قالب بندی/ طرح بندی مسائل و هویت شهروندان تأثیر می گذارد. مسئله اصلی در اینجا این است که تحلیل سیاست باید بررسی کند که عناصر طراحی موجود در سیاست چگونه بر قالب بندی/ طرح بندی، ایجاد، اجرا اطلاعات/ شفافیت سیاست تأثیر می گذارند و از طریق این فرصتها به شهروندان ارائه می شوند. تحلیلگران سیاسی اگر بخواهند بدانند سیاست چرا و چگونه بر دموکراسی تأثیر می گذارد و اگر بخواهند سیاستی طراحی کنند که دموکراسی را بهتر اجرا کند باید این ارتباطات را جزئی از کارشان قرار دهند. سیاست یک جعبه سیاه نیست که تحلیلگر بتواند از آن نتایج و خروجی ها را بر اساس ورودی هایی مثل تقاضای شهروندان، حمایت و منابع دریابد . سیاست همچنین یک طرح گشوده از فرهنگ یا عقاید عمومی هم نیست. روشهایی که با آنها عناصر طراحی (اهداف، جمعیت هدف، عقاید و تصاویر ذهنی، ساختارهای اجرا، قوانین، ابزار) در سیاست شکل می گیرند مرحله اولیه برای ادامه کار را ایجاد می کند.
  1. ایجاد جلسه های عمومی و انجمن های آزاد برای مذاکرات
دموکراسی محض مستلزم وجود انجمن های عمومی آزاد است که در آن از شهروندان خواسته می شود و ایشان باید مسائل سیاسی که مستقیما بر آنها تأثیر می گذارند را مطرح کنند. در چنین انجمن هایی مردم تشویق می شوند که با مسائل سیاسی نه تنها به عنوان مشتری یا گروههای ذینفع مواجه شوند بلکه خود را شهروندانی بدانند که می توانند دیدگاه دیگران را در مورد مسائل شهروندی که رفاه عمومی را ایجاد می کنند ترکیب کنند. وجود چنین جلسه هایی حداقل بخشی از وظیفه سیاست در زمینه قالب بندی و طراحی ضرورت دارد.
یکی از امور واضح در سیاست این است که هرکس مسئله ای را تعریف می کند کنترل طراحی راه حل های آن را نیز دارد. مشکلات خود به خود بوجود نمی آیند؛ بلکه از طریق برهم کنش های پدیده های سیاسی مختلف که در سیاست های عمومی وجود دارند بروز می کنند. تعاریف دیگر در سیاستها که ویژگی های آنچه در آن هدف سیاسی خاص وجود دارد را تعیین می کنند می توانند منجر به فرایند پوشش دموکراسی یا محدود کردن مشارکت ها و مذاکرات گردند. تعاریف مختلف از مسئله شوراهای سیاسی را در ارزشهای مفهومی خاصی قرار داده و انواع خاصی از شرکاء ، مشارکت ها و پاسخ های سازمانی را ایجاد می کنند. بر اساس روشی که یک مبحث قالب بندی/ طرح بندی می شود، مرزهای مختلفی از علایق یا قضاوتها بوجود می آیند. به عنوان مثال، وقتی خشونت خانگی به عنوان مسئله سلامت تعریف می شود نسبت به وقتی که مبحث قضاوتهای جنایی مطرح می شود گروههایی که درگیر می شوند مختلف هستند. وقتی یک مبحث در قالب واژه های اخلاقی قالب بندی می شود نسبت به وقتی که با واژه های اقتصادی مطرح می شود ارزشهای متفاوتی ایجاد می شوند. قالب بندی طرح همچنین بر همدلی و رضایت شرکاء برای در نظر گرفتن سایر دیدگاهها و احتمال سازش نیز تأثیر می گذارد.
به عنوان مثال، مورخان و دانشمندان سیاسی در زمینه سیاست آب بیان کرده اند که سوء برداشت از قانون استعماری اسپانیایی منجر شد که ایالات غربی USA این ایده را داشته باشند که می توانند از حق آب به عنوان دارایی محصولات در حال رشد و بعدها برای شهرداری ها و صنایع استفاده کنند. در نتیجه از آنجا که آب دارایی محسوب می شد، دارندگان حق آب تصمیم گیران مناسبی در این زمینه بودند. این بدین معنی است که جلسه هایی که برای بحث پیرامون مسئله آب برگزارمی شود به جلسه های آبیاری تبدیل شده بود که روی پرسشهایی در مورد اختصاص و ارائه آب متمرکز بودند. جدا از اینکه چنین جلسه هایی غیرمصرفی بودند، کاربران آبی غیر مالک مثل علاقه مندان حیات وحش و بقیه در مورد راههای بی شماری که آب بر محیط زیست تأثیر می گذارد بحث می کردند. با گذر زمان، سیاست آب بگونه ای تعریف شد که به آب معانی دیگری می بخشید: آب به عنوان محصول و آب به عنوان کالا. سیاست احیای آب، آب را به عنوان خروجی فرایند تصفیه آب سدها و فرایندهای مختلفی که برای کاهش ریسکها، حفاظت از منابع و گسترش اختصاص حق آب به کاربران طراحی شده اند، در نظر می گیرد. جالب است که در جلسه هایی که در آن تصمیمات مربوط به آب گرفته می شود مالکان کنونی وآینده حق آب و نیز تولیدکنندگان و مدیران کارهای مهندسی عظیم حضور نداشتند. سیاست آبی اخیر فدرال و ایالتی آب را به عنوان کالایی برای افزایش انعطاف پذیری و راندمان سیستم های جدید تخصیص آب تعریف کرده است. مذاکرات در این حوزه ها بین خریداران و فروشندگان مایل انجام شد. این بدین معنی نیست که طرفداران محیط زیست درحوزه منابع آب هیچ نظری ندارند. در واقع، ایشان از طریق بیان سیاسی که مستلزم ارزیابی محیط زیست و حفاظت از گونه های درحال انقراض است حق رأی قابل توجهی در این زمینه داشته اند. با این وجود، ایشان مطمئناً در عرصه های عمومی به عنوان شریک حق رأی برابری نداشته اند، این مسئله عمدتا به خاطر روشی است که این مبحث در سیاست مذکور طرح بندی/ قالب بندی شده است. علاوه بر این، مسئله کمیت آب جدا از کیفیت آن است و این امر مباحثی از جمله زیستگاه ساحلی برای پرندگان و سایر حیوانات و حقوق مردم بومی را بوجود آورده است. اهمیت آب از لحاظ انجمن و سایت/ مکان آن به حاشیه رفته است. در دهه گذشته، یک چارچوب رقابتی برای بررسی مسئله آب بوجود آمده است که خود  را راهکارهای آبخیزداری یا اکوسیستم ها می نامند. انگیزه قالب بندی/ طرح بندی آب به طرق مختلف عمدتاً به خاطر گروههای اجتماعی است، اما نقش حمایتی در برنامه ها و سیاستهای آژانس فدرال در این زمینه نیز مهم بوده است. در حال حاضر، حوزه آژانس فدرال بر راهکارهای اکوسیستم صحه گذاشته اند. قوانین سطح ایالتی که برنامه های آبخیزداری را بررسی می کنند؛ از جمله طرح انگزشی آبخیزداری ماساکاست (Massachusett) و برنامه های اورگان (Oregan) نیز مهم بوده اند. متمایزکننده ترین نکته این روش جدید از نحوه نگرش به آب این است که آب را به فرایندهای اجتماعی و اکولوژیکی تجدید می کند، از این دیدگاه آب تحت عنوان دارایی، محصول و کالا قالب بندی/ طرح بندی می شود. برنامه های آبخیزداری بین اکوسیستم ها و جامعه های سالم توجه یکسانی دارد و این دو را با هم در ارتباط می داند. انجمن های آبخیزداری، جلساتی که برای مذاکرات عمومی مربوط به این نوع طرح بندی/ قالب بندی برگزار می شوند، در برگیرنده محدوده گسترده ای از سهامداران شامل مالکان دارایی های محلی و اتحادیه های شهروندی، ایالات استانها و آژانسهای فدرال، دانشمندان ، شرکتها، سازمانهای زیست محیطی و عموم مردم می باشند. مرزهای مشارکت بسیار باز و فراگیر هستند و تمام کسانی که تحت تأثیرند و اطلاعاتی در مورد مسائل آب دارند را در بر می گیرد. قوانین تصمیم گیری تغییر می کنند، اما تأکید بر ایجاد ایجاد اجماع می باشد. تمام افراد درگیر تأثیر یکسان انواع مختلف اطلاعات از علوم کتابخانه ای تا مطالعات تجربی دقیق بر اساس شباهتهای مکانی را پذیرفتند. چشم انداز مدیریت مسائل آب شامل توجه خاص به ارائه ، رسیدگی به احزاب ضعیف تر، فرصتهای کامل و عادلانه برای تمام شرکت کنندگان برای شرکت در فرایندهای مذارکره و احترام برای ارزشهای فرهنگی می باشد. هرچند راهکارهای آبخیزداری ابهام هایی دارند که مربوط به بی ثباتی آن می باشند، نتیجه آن برای دموکراسی نسبتا مثبت به نظر می رسد.
یک مثال دیگر از اینکه سیاست چگونه می تواند مبحثی را به روشی طرح بندی/ قالب بندی کند که اثرات متفاوتی بر انجمن ها داشته باشد قونین سرمایه گذاری کلان می باشد. مارک لندی (Mark landy) بیان کرده است که هدف فعالیت، که بر پاکسازی تمام زباله های سمّی و خطرناک به تمام استانداردهای قابل اجرا تأکید دارد، مردم را تشویق نمی کند در مورد این مبحث هوشمندانه فکر کنند. به نظر می رسد این مسئله یک آزادی کامل از ریسکها ایجاد می کند، اما تعداد بسیاری از سایت های دور وجود دارند و هزینه پاکسازی برای دستیابی به این هدف بسیار بالاست. از آنجا که دلارهای فدرال که از آلاینده ها بازیابی می شوند اکثر هزینه ها را در بر می گیرند، شهروندان فکر نمی کنند اختصاص تلاشها برای پاکسازی مطلوب ترین کار باشد. در نتیجه، منابع حفاظت زیست محیطی با ارزش به اشتباه تخصیص شده اند و در مکتب کلبین شهروندی هیچ یک از وعده ها عملی نمی شود.
یکی از پروپوزالهای مطرح برای تعریف مجدد این مسئله و تشویق به مشورت ایجاد تمایز بین انواع مختلف مکان جمع آوری ضایعات خطرناک که غیرفعال و متروک هستند می باشد. سایتهای قدیمی تر که از بین رفته اند در زمان خود قانونی بوده اند و جاهایی که در آنها اتصال های قوی ای با آلاینده های اصلی ندارند باید از حوزه های قضایی سرمایه گذاری کلان جدا شند و برای سرمایه گذاری از یک ایستگاه بازیافت زیست محیطی ملی مهیا شوند. چنین سایتهایی که مسائل زیست محیطی مشخصی از جمله حذف سنگ معدنی، نشر رادون یا سایر مسائل حساس زیست محیطی را دارند مجددا دسته بندی می شوند و مجددا تحت عنوان مسائل بازیافت زیست محیطی طرح بندی / قالب بندی می شوند. چنین طرح بندی/ قالب بندی های مجدد این امکان را فراهم می کنند که ریسکهای بلند مدت مزمنی برای جامعه و بهداشت یکسان به نظر بیایند و با هم مورد بررسی قرار بگیرند. هرد (Hird) بیان می کند که پس از این مرحله نوع جدیدی از عرصه برای مذاکرات امکان پذیر می شود. هر ایالت بر اساس پروپوزال مطرح شده در نمایندگان مردمی، که برخی از آنها در نزدیکی سایتهای ضایعات زندگی می کنند، تعهد ایجاد خواهد کرد، اما در مقابل برای مأموران دولتی و دانشمندان هم تعهد ایجاد می کند تا تصمیم بگیرند چگونه سرمایه هایی که از طرف دولت فدرال به هر ایالت ارائه شده است تخصیص داده شوند. شهروندان از طریق این تغییر سیاست تشویق می شوند که در مذاکرات پیرامون ریسکهای نسبی و ارزشهای زمینهای بازیافت شده در مکانهای مختلف شرکت کنند. شهروندان بیشتر از اینکه از برخی حقوق مطلق خود دفاع کنند، در مورد ارزش افزوده شده به مناطق مختلف که از طریق انواع و سطوح مختلف بازیافت ایجاد شده است بحث خواهند کرد. در بسیاری از سیاستهای اجتماعی نیز پدیده های مشابهی یافت می شود. به عنوان مثال، جامعه شناسان سنتی جنایت را به عنوان خشونت علیه یک فرد یا خانواده و تبار وی مفهوم سازی کرده اند. انتقامجویان مناسب قربانی و خانواده قربانی می باشند. در برخی فرهنگ ها، در مورد تنبیه های تعیین شده طی مذاکراتی که بین خانواده قربانی و خانواده مجرم انجام می شود تصمیم گیری می شود. در مقابل، جلسه های مذاکره به افراد گروههایی که از نظر فرهنگی به هم پیوند خورده اند تعلق دارد. در مقابل، جوامع مدرن غربی جنایت را به عنوان تخلف در مقابل ایالت  در نظر می گیرند. این ساختار جنایت منجر به اقدام علیه ایالت می وشد و ایالت ( که قربانی نیست) به نظر تصمیم گیرنده مناسبی برای تعیین میزان و نوع تنبیه یا اصلاح / بازپروری می رسد. علاوه بر تغییر کسانی که با تصمیم گیرندگان مرتبط هستند، به موجب این تغییر ( مانند بسیاری از سیاستهای اجتماعی) ممیزی تصمیم گیری درون یک بدنه اطلاعاتی قدرتمند انجام می شود و تعیین می شود که اگر کسی بخواهد در این امر مشارکت کند چه نوع آموزشهایی لازم است. یکی از نتایج این کار این است که مشارکت به پایتخت گروههای دانشی خاص تبدیل می شود. شهروندان عادی به زور در مباحث مربوط به پاسخ های مناسب یا حتی هر نوع چیز دیگری که به عنوان جنایت در نظر گرفته شود مشارکت می کنند. از آنجا که این سیاستها خود را معطوف به ساختارهای اجتماعی متمایزی از جمعیتهای هدفمی کنند ( که در ادامه مجددا در مورد آن بحث خواهد شد)، شرکتهای سیاسی و افرادی که به دنبال یافتن مباحثی هستند که از آنها به عنوان مزیت سیاسی برای تغییر عقاید عمومی استفاده کنند، مذاکرات هوشمند را ناموجود تفسیر می کنند. جلسه های مذاکره آلوده شده اند و به خاطر ساختارهای اجتماعی مضّر، متمایز و منفی گروهها و حوادث اجتماعی عمدتا تحت سلطه مباحث شکاف دار به کار می روند.
تلاشهای متعددی برای طرح بندی مجدد سیاستهای مربوط به قضاوتهای انجام شده است و این مسئله را به یک مبحث منطقی غالب تبدیل کرده که در آن پاسخها به رفتارهایی که برای دیگران یا برای جامعه مضّر هستند را یکنواخت تر و متناسب تر با ضرر رفتار انجام شده ، می باشد. مثلا، دادگاههای نوجوانان یک سیاست عمومی مبتکرانه است که از دهه ۱۸۹۹ شروع شده است؛ در این دادگاهها مجرمان جوان ( که برای آنها کیفرهای شدید از نظر زمانی بسیار افراطی به نظر می رسد) توسط پلیس از جانی های سخت کیفر جدا شوند و بدین ترتیب در ابتدا پاسخهای ملایم تر و مهرآمیزتری با آنها شده و سپس بعدها کیفرها سخت تر می شوند. این تغییرات همچنین فرم های خصوصی سازی اطلاعات را ارتقاء داده است ؛ بطوریکه دادگاه نوجوانان عمدتا به فلسفه مراقبت از کارکنان اجتماعی، روانشناسان و محصلان که معتقد به بازپروری/ اصلاح هستند اهمیت می دهند. در دهه ۱۹۷۰ به بعد، این نوع جداسازی ها ادامه داشته است، بطوریکه اکنون “مجرمان جزئی” جدا از “مجرمان جدی نوجوان” هستند و جلسات تصمیم گیرندگان برای هر یک متفاوت است. یک نوآوری دیگر در قالب بندی/ طرح بندی مجدد جنایت  بود؛ تعریف “جنایت” از حالت قبل که به عنوان یک یک مسئله قانونی که با پلیس سر و کار داشت مطرح می بود به عنوان یک مسئله توسعه اجتماعی و یک مسئله بهداشت عمومی مطرح گردید. این امر منجر به انجام فعالیتهای پیشگیرانه توسط پلیس و دادگاه شد، در این فعالیتها که با برنامه هایی نظیر خط امتیاز بندی شده یا DARE انجام شدند و شهروندان عادی در جامعه فرصت بیشتری داشتند که مشارکت کنند.
در تجربه های موجود از قضاوتهای اصلاح کننده چه در ایالت متحده چه در هر جای دیگر در این زمینه موردهای جالبی وجود داشته است. راهکارهای قضاوت اصلاح کننده مجرمان را به روش دیگری تعریف می کند: نه به عنوان یک منحرف اصلاح ناپذیر که برای جامعه خط محسوب می شود بلکه یک فرد پاکدامن که اشتباهی مرتکب شده که باید به خاطر آنپاسخگو باشد. این راهکارها همچنین پاسخ مناسب را نیز مجددا طرح بندی/ قالب بندی می کنند؛ لذا هم مدل پزشکی ای که در آن نمایندگان ایالت مراقب مجرمان هستند رد می شود و هم مدلی که در آن تنبیه های ایالتی مطرح می شوند مورد تهدید واقع می شود. در واقع، اصل قضاوت یک مدل پاسخگوست که انتظار میرود در آن مجرمان قربانی ها و جامعه را اصلاح کنند؛ حتی در شرایطی خود را اصلاح کنند تا به یک عضو مؤثر در جامعه تبدیل شوند. قضاوتهای اصلاح کننده شامل فرایندی هستند که در آن قربانی، محرم و جامعه در تعیین میزان مسئولیت پذیری و پاسخگویی مشارکت دارند. این امر مدرنیست ها را به سمت پاسخهای ایستا به جنایت رهنمون می کند، این پاسخها به افرادی که آسیب دیده اند( جامعه محلی و قربانی مستقیم) اجازه می دهد در قوانینی که توسط ایالت مطرح می شوند مشارکت کنند. قربانی، مجرم و جامعه همگی طی فرایندی که به مجرم درکی از کاری که انجام شده می دهد اصلاح می شوند. این فرایند موجب می شود همه به این عقیده برسند که مذاکرات عادلانه بوده است. قضاوتهای اصلاح کننده با طراحی مجدد مباحث و تغییر ساختار اجتماعی مجرم جلسه تصمیم گیری، تصمیم گیرندگان و نتیجه تصمیم را تغییر می دهند.
این موارد نشان می دهند طرحهای سیاسی چگونه مباحث محتلف و در نتیجه شکل جلسات تصمیم گیری و نوع اطلاعاتی که صرفا برای اشاره به تعداد زیاد مباحث مشابه که مستلزم تحلیل سیاسی هوشمند هستند را طراحی می کنند. تأثیر ایجاد محدوده های خاص برای ارائه خدمات خاص چیست؟ اثرات بیانیه های قضاوت های اجتماعی که اکنون در بسیاری از حوزه های سیاسی در استرالی لازم اند چگونه  بوده اند؟ اثرات حرکت جدا از خطوط قضاوتی خدمت مدار که بر اساس جغرافیا می باشند چیست؟ سیاستهای عمومی در ایالات متحده US انگیزه هایی برای شهروندان ایجاد می کند و رفراندمی در قالب دموکراسی مستقیم ایجاد می کند که به طور روزافزون مورد استفاده قرار می گیرند. این امر امتیاز دموکراسی را افزایش می دهد، بطوریکه دموکراسی به  روی رأی گیری عمومی گشوده شده و منجر به ممیزی قانونی می شود؛ اما اثرات واقعی میزی قانون ( بر روی مذاکرات انجام شده و ساسا هوشمند با نتایح قابل پیش بینی) چه خواهد بود؟ سیاستهایی که انواع مختلف حوزه ها برای مشارکت عمومی را ایجاد کرده بودند به هیچ وجه ضرورت اینترنت و توانایی مردم برای برقراری سریع ارتباط در چنین فاصله های زیادی و با سایر عقاید مشابه را پیش بینی نکرده اند. این امر چگونه بر طراحی مباحث سیاسی، ضرورت حرکتهای اجتماعی و تشکیل حوزه های کاملا جدید برای مذاکره تأثیر می گذارد؟ شواهدی وجود دارند که حرکتهای زیست محیطی فراکشوری که گروههای اجتماع محلی با منافع مشترک در نواحی مختلف مرزهای بین المللی قادرند به طور توافقی از طریق به اشتراک گذاری اطلاعات و شبکه هایی که در فضاهای مجازی ساخته شده انداقداماتی انجام می دهند. افراد بومی در سراسر جهان ارتباط برقرار می کند و به طور روزافزونی مورد خود برای کسب حقوق بومی به حوزه های بین المللی می برند.
لطفا به جای کپی مقالات با خرید آنها به قیمتی بسیار متناسب مشخص شده ما را در ارانه هر چه بیشتر مقالات و مضامین ترجمه شده علمی و بهبود محتویات سایت ایران ترجمه یاری دهید.
تماس با ما

اکنون آفلاین هستیم، اما امکان ارسال ایمیل وجود دارد.

به سیستم پشتیبانی سایت ایران ترجمه خوش آمدید.