ایران ترجمه – مرجع مقالات ترجمه شده دانشگاهی ایران

توسعه بانکداری اسلامی و دسترسی به اعتبار

توسعه بانکداری اسلامی و دسترسی به اعتبار

توسعه بانکداری اسلامی و دسترسی به اعتبار – ایران ترجمه – Irantarjomeh

مقالات ترجمه شده آماده گروه حسابداری
مقالات ترجمه شده آماده کل گروه های دانشگاهی

مقالات رایگان

مطالعه ۲۰ الی ۱۰۰% رایگان مقالات ترجمه شده

۱- قابلیت مطالعه رایگان ۲۰ الی ۱۰۰ درصدی مقالات ۲- قابلیت سفارش فایل های این ترجمه با قیمتی مناسب مشتمل بر ۳ فایل: pdf انگیسی و فارسی مقاله همراه با msword فارسی  

چگونگی سفارش

الف – پرداخت وجه بحساب وب سایت ایران ترجمه (شماره حساب) ب- اطلاع جزئیات به ایمیل irantarjomeh@gmail.com شامل: مبلغ پرداختی – شماره فیش / ارجاع و تاریخ پرداخت – مقاله مورد نظر
مقالات ترجمه شده حسابداری - ایران ترجمه - irantarjomeh
شماره
۸۲
کد مقاله
ACC82
مترجم
گروه مترجمین ایران ترجمه – irantarjomeh
نام فارسی
توسعه بانکداری اسلامی و دسترسی به اعتبار
نام انگلیسی
Islamic Banking Development and Access to Credit
تعداد صفحه به فارسی
۶۳
تعداد صفحه به انگلیسی
۴۱
کلمات کلیدی به فارسی
تامین مالی به روش اسلامی, دسترسی به اعتبار, محدودیت های اعتباری
کلمات کلیدی به انگلیسی
Islamic finance, access to credit, credit constraints
مرجع به فارسی
CREA، دانشگاه لوگزامبورگ
الزویر
مرجع به انگلیسی
CREA, University of Luxembourg; TEM Strasbourg Business School, University of Strasbourg
قیمت به تومان
۲۲۰۰۰
سال
۲۰۱۷
کشور
لوکزامبورگ

 

توسعه بانکداری اسلامی و دسترسی به اعتبار
 CREA، دانشگاه لوگزامبورگ
الزویر
۲۰۱۷
چکیده
گسترش اخیر بانک های اسلامی سبب ایجاد سوالاتی در زمینه پیامدهای اقتصادی آن ها گردیده است. هدف این مقاله بررسی تاثیر توسعه بانکداری اسلامی بر روی دسترسی به اعتبار می باشد. بر این مبنا ما نسبت به ترکیب داده ها از یک بانک اطلاعات جمع آوری شده دستی منحصر به فرد که پوشش دهنده بانک های اسلامی با توجه به داده های سطح شرکتی در کشورهای در حال توسعه و نوظهور در خلال دوره ۲۰۰۶ الی ۲۰۰۹ می باشند نموده ایم. ما در می یابیم که توسعه بانکداری اسلامی به طور کلی دارای هیچ گونه تاثیری بر روی محدودیت های اعتباری نمی باشد، در عین حال توسعه بانکداری و توسعه بانکداری متعارف سبب تسکین یا کاهش موانع در زمینه تامین مالی می گردد. با این وجود، توسعه بانکداری اسلامی دارای نوعی تاثیر مثبت بر روی دسترسی به اعتبار می باشد آن هم با توجه به این موضوع که فرایند توسعه بانکداری عادی یا متعارف از ویژگی کمتری در این مبحث برخوردار است. با توجه به این موضوع، ما این نگرش را مورد پشتیبانی قرار می دهیم که بانکداری اسلامی به طور کلی سبب تعدیل منابع در زمینه تامین مالی نخواهد شد، اما در عین حال این مورد را می توان به عنوان یک عامل کمکی و به عنوان یک ویژگی جایگزین برای بانکداری متعارف قلمداد کرد.
کلمات کلیدی: تامین مالی به روش اسلامی، دسترسی به اعتبار، محدودیت های اعتباری.
۱٫مقدمه
تامین مالی اسلامی به طور قابل توجهی با در نظر گیری افزایش دارایی های مالی اسلامی از ۱۵۰ بیلیون دلار در اواسط دهه ۱۹۹۰ به ۱۸۰۰ بیلیون دلار در انتهای ۲۰۱۳ ارتقا یافته است (Kuwait Finance House، ۲۰۱۴) و با توجه به این موضوع بانک های اسلامی علی الخصوص در کشورهای خاور میانه و همچنین در جنوب شرق آسیا و آفریقا فعال گردیده اند (نظیر سودان، نیجریه).
بر این مبنا پیامدهای چمیم گسترشی مورد سوال قرار گرفته است. مطالاعات اندکی شواهدی را در این زمینه ارائه داده که خود به نظر قابلیت پشتیبانی از نگرش تاثیر مثبت توسعه بانکداری اسلامی بر روی توسعه اقتصادی را خواهد داشت. تاثیر بالقوه اصلی رشد بانکداری اسلامی تاثیرگذاری آن بر روی دسترسی به اعتبار می باشد.
سوالی که ما در این مقاله مورد خطاب قرار می دهیم بدین صورت مطرح می شود که آیا ویژگی های مربوط به تامین مالی اسلامی را می توان در تعامل با تعدیل محدودیت های اعتباری برای شرکت ها دانست یا خیر. چنین موردی از اهمیت قابل توجهی برخوردار می باشد، چرا که کشورهای دارای بخش های بانکداری اسلامی توسعه یافته غالبا به عنوان آن دسته از کشورهای نوظهوری به شمار می آیند که در آنها دسترسی به اعتبار به عنوان یک نگرانی اصلی تلقی می شود. با توجه به یک نگرش گسترده تر، دسترسی به اعتبار را می توان به عنوان یک عامل اصلی برای توسعه اقتصادی در نظر گرفت. چنین موردی سبب ارتقای احتمالات افراد به منظور شروع به مشاغل اقتصادی شده و بنابراین خود در تعامل با کاهش فقر تلقی می گردد (Bruhn …، ۲۰۱۴). دسترسی بیشتر به اعتبار نیز خود معرف تسکین نابرابری های درآمدی می باشد (Clarke …،۲۰۰۶). این مورد خود نقش قابل توجهی در پرورش رشد اقتصادی از طریق ارائه اعتبار به غالب شرکت های مرتبط داشته، و به علاوه، قابلیت ارتقای کارآفرینی را خواهد داشت (Klapper ..،۲۰۰۶) و همچنین می تواند سبب رشد شرکت ها شود (Demirguc-Kunt ..، ۱۹۹۸). در نهایت، این مولفه موجب ارتقای تخصیص منابع مالی در یک اقتصاد می شود (Wurgler …، ۲۰۰۰). بنابراین، دانستن این موضوع که آیا ویژگی های مربوط به تامین مالی اسلامی می تواند در راستای دسترسی به اعتبار تلقی شود یا خیر به عنوان یک سوال مهم در ارتباط با برآورد پیامدهای گسترش چنین خصیصه ای به شمار خواهد آمد.
بر این مبنا، مقاله ما در ارتباط با مباحث تاثیر اقتصادی تامین مالی از طریق به کار گیری و پیوند با مجموعه های اطلاعاتی منحصر به فرد با در نظر گیری محدودیت های اعتباری و با توجه به حضور سیستم بانکداری اسلامی می باشد. تا آن جایی که اطلاع داریم، چنین موردی به عنوان اولین مطالعه ای محسوب می شود که در آن اقدام به تحلیل تاثیر وجود بانکداری اسلامی بر روی دسترسی به اعتبار می شود. بر این مبنا، مولفه جاری قابلیت ارائه اطلاعات در خصوص یکی از کانال های کلیدی فرایندهای انتقال که از طریق آن مشخصه مربوط به تامین مالی اسلامی می تواند بر روی توسعه اقتصادی تاثیرگذار باشد را فراهم می آورد. این مطالعه با توجه به ویژگی مطرح شده دارای پیامدهای قابل توجه و اصلی می باشد. با توجه به این موضوع که دسترسی به اعتبار به عنوان یک سوال اصلی در کشورهای در حال توسعه به شمار می آید، دانستن تاثیر بالقوه توسعه بانکداری اسلامی بر روی دسترسی به اعتبار سبب ایجاد اطلاعات مهمی برای سیاست گذاران در ارتباط با گسترش این پدیده یا محدودسازی آن به شمار می آید.
ادامه این مقاله به شرح ذیل سازماندهی شده است. بخش ۲ ارائه دهنده فرضیه ها در زمینه تاثیر توسعه بانکداری اسلامی بر روی دسترسی به اعتبار می باشد. بخش ۳ متغیرها و داده ها را عرضه می نماید. بخش ۴ روش کاربردی در این مقاله را مشخص می سازد. بخش ۵ نتایج اقتصاد سنجی را ارائه می نماید. در نهایت بخش ۶ به این نتیجه گیری می پردازد.
۲- ارتباط بین توسعه بانکداری اسلامی و دسترسی به اعتبار
در این بخش، ما کانال های انتقالی را بررسی می نماییم که از طریق آن ها توسعه بانکداری اسلامی می تواند بر روی دسترسی به اعتبار تاثیرگذار باشد. تا کنون، ما در ابتدا قابلیت توصیف اصول و مودهای تامین مالی بانکداری اسلامی را در نظر گرفته ایم. متعاقبا ما نسبت به ارائه فرضیه ها در این زمینه اقدام خواهیم کرد.
۲-۱٫ دانش مالی اسلامی
فرایند تامین مالی اصطلاحا دانش یا علم مالی اسلامی را می توان به عنوان فرایندی به حساب آورد که سازگار با قوانین اسلامی می باشد. یکی از اصول کلیدی منع سود در تراکنش های مالی است. البته این حقیقت که فراهم آورنده سرمایه قابلیت تحصیل سود را ندارد بدان معنا نخواهد بود که کلیه شکل های بازده سرمایه قد غن و ممنوع می باشد. در مقابل، سود جایگزین مفهوم به اشتراک گذاری سود و زیان گردیده است. این مفهوم مشخص کننده این موضوع است که هر دو طرف های درگیر در یک تراکنش مالی در ارتباط با بازده حاصل از یک پروژه سهیم هستند. به علاوه، عدم قطعیت در مفاد قرارداد ممنوع می باشد، که خود به این معنا است که در عمل مفاد قراردادها می بایست کاملا روشن، صریح و عاری از هر گونه ابهام باشد. در نهایت، فعالیت های غیر شرعی یا آلوده به گناه نظیر قمار یا پرورش خوک را نمی توان تامین مالی نمود.
۲-۲٫ فرضیه ها
اولین نگرش بدین صورت مطرح می شود که توسعه بانکداری اسلامی سبب تسهیل دسترسی به اعتبار می گردد. این فرایند دارای ریشه های خاص خود با در نظر گیری ویژگی های مشخص ابزارهای تامین مالی اسلامی می باشد. در ابتدا پارامترهای مالی اسلامی خود از کاربرد به اشتراک گذاری سود وزیان به جای ابزارهای بدهی مانند، پشتیبانی می نمایند. در نتیجه، بانک های اسلامی می توانند اقدام به تامین مالی برای وام گیرندگانی نمایند که در غیر این صورت این نوع از وام گیرندگان دارای دسترسی خاصی به اعتبار نبودند، چرا که ریسک بازپرداخت در این خصیصه اسلامی وابسته به وام گیرنده نیست، بلکه مرتبط با پروژه می باشد، که خود سبب کاهش تاثیر شخصیت وام گیرنده و نقش آن جهت تحصیل وام می شود.
دوما، تامین مالی اسلامی می تواند سبب ارتقای ریسک پذیری به وسیله بانک ها شود و بر این مبنا به هنگام اعطای وام به وثیقه خاصی نیاز نخواهد بود. بنابراین، با توجه به آنکه الزامات وثیقه ای را می توان به عنوان یک مانع اصلی جهت تامین مالی برشمرد، بانکداری اسلامی در این زمینه می تواند سبب دسترسی مطلوب تری به اعتبار شود.
۳- داده ها و متغیرها
۳-۱٫ داده ها
جهت بررسی ارتباط بین توسعه بانکداری اسلامی و دسترسی شرکتی به اعتبار رسمی بانکی ما اقدام به ترکیب داده های حاصله از دو منبع اصلی نمودیم: تحقیقات شرکتی بانک جهانی، و بانک اطلاعاتی ….
داده های سطح شرکتی از تحقیقات شرکتی بانک جهانی (WBES) حاصل آمد. WBES حاوی تحقیقاتی می باشد که به صورت عادی و متناوب از سال ۲۰۰۵ به بعد انجام شده و شامل تعداد متنوعی از اطلاعات سطح شرکتی، همانند ساختار مالکیت، صنعت، تعداد مستخدمین و تجربه اعتباری آن شرکت در سال قبل از تحقیقات می باشد.
۳-۲٫ متغیرها
جهت مشخص سازی شرکت های با محدودیت اعتباری، ما نسبت به گروه بندی آنها بر مبنای روش ارائه شده به وسیله Popov و Udell (۲۰۱۲) و Leon (۲۰۱۵) با توجه به ویژگی های مرتبط اقدام نمودیم.
بر این مبنا ما با یک سری از سوالات با توجه به تجربه شرکت های WBES در زمینه اعتبار رجوع نمودیم. اولین سوال آن است که آیا یک شرکت اقدام به درخواست یک وام نموده است یا خیر (سوال  k.16: «در خلال سال گذشته، آیا موسسه مربوطه درخواست وام یا خطوط اعتباری نموه است یا خیر؟»). مجزا سازی آن دسته از شرکت هایی که درخواست اعتبار ننموده اند مهم تلقی می شود چرا که برخی از آنها به وام نیاز نداشته و برخی نیز ترغیبی برای درخواست این موضوع نداشته اند. به منظور تمایز وام گیرندگان دلسرد یا ترغیب نشده و همچنین افرادی که درخواستی برای وام نداشته اند در بین غیر متقاضیان، ما سوال متعاقبی را در نظر می گیریم که دلیلی اصلی عدم تقاضا را مطرح می نماید (سوال k.17: « دلیل اصلی این موضوع که موسسه شما درخواست هیچ گونه خط اعتباری یا وامی را در خلال سال گذشته ننموده است چیست؟»).
۴- روش
هدف این مقاله ارزیابی تاثیر توسعه بانکداری اسلامی بر روی دسترسی به اعتبار شرکت ها می باشد. اولین مشخصه اقدام به بررسی تاثیر کلی توسعه بانکداری بر روی دسترسی به اعتبار می نماید. با توجه به طبیعت دوگانه متغیر وابسته، یک مدل دوگانه دارای تناسب بهتری در مقایسه با یک مدل خطی می باشد. بر این مبنا ما رگرسیون پروبیک ذیل را در نظر می گیریم:
۵- نتایج
این بخش ارائه دهنده نتایج ما در زمینه تاثیر توسعه بانکداری اسلامی در مبحث دسترسی به اعتبار می باشد. بر این مبنا ما کار خود را با برآوردهای اصلی آغاز نموده و متعاقبا ویژگی های سنجشی و ارزیابی شده بیشتر را مورد بررسی قرار خواهیم داد. در نهایت، ما برخی از آزمون های مقاوم را در نظر خواهیم گرفت.
۵-۱٫ برآوردهای اصلی
نتایج اصلی ما در جدول ۴ نشان داده شده اند. ما این برآوردها را با توجه به دو خصیصه عرضه نمودیم که یکی از آنها در ارتباط با مجموع اعتبار می باشد و دیگری در زمینه اعتبار اسلامی و اعتبار متعارف یا عادی است.
ما در ابتدا مشاهده می نماییم که مجموع اعتبار دارای تاثیر مثبتی بر روی دسترسی به اعتبار می باشد. در حقیقت، این متغیر دارای ضریب مثبت و معنی داری است. این یافته متعاقبا این نگرش را تقویت می نماید که محدودیت های مربوط به تامین مالی را می توان در آن دسته از شرکت هایی که سیستم بانکداری آنها پیشرفته تر می باشد تعدیل نمود. چنین موردی در توافق با نظرات Beck و همکاران (۲۰۰۶) می باشد که نشان دادند که وام دهی بیشتر بانک، برآورد شده بر مبنای نسبت اعتبار خصوصی به GDP، در ارتباط با محدودیت های کمتر اعتباری می باشد.
۵-۲٫ برآوردهای بیشتر
یافته اصلی ما آن است که توسعه بانکداری اسلامی سبب تاثیر گذاری بر روی محدودیت های اعتباری نخواهد شد. با این حال ما می توانیم این سوال را مطرح نماییم که آیا چنین یافته ای برای کلیه انواع شرکت ها صحت خواهد داشت یا خیر. به طور قابل توجهی تاثیر توسعه بانکداری اسلامی را می توان برای برخی از انواع شرکت ها در نظر گرفت، در این حال به هنگام ملاحظه تمامی شرکت ها با هم چیز قابل توجهی در این زمینه حاصل نخواهد شد.
با توجه به فرضیه های مطرح شده، توسعه بانکداری اسلامی می تواند سبب دسترسی بیشتر شرکت های غیر شفاف به منابع اعتباری شود. تعداد زیادی از مباحث (نظیر Berger، ۲۰۰۱) نشان داده اند که ویژگی اعتباری غالبا برای آن دسته از شرکت هایی که از سوی بانک ها به عنوان موارد غیر شفاف مطرح می شوند بیشتر تاثیرگذار خواهد بود. این عدم شفافیت در ارتباط با عدم تقارن بیشتر اطلاعاتی بین بانک و شرکت است که خود سبب کاهش تمایل بانک ها جهت ارائه اعتبار می گردد.
۵-۳٫ آزمون های مقاوم
ما نسبت به کنترل مقاومت یا استواری نتایج خود به طرق مختف اقدام می نماییم. در ابتدا، ما از برآوردهای جایگزین برای محدودیت های اعتباری در ارزیابی های خود استفاده می کنیم. روشی که بر مبنای آن مشخص می سازیم که یک شرکت به عنوان یک موسسه دارای محدودیت اعتباری است می تواند بر روی نتایج تاثیرگذار باشد. در نتیجه، ما از مجموعه اطلاعاتی خود جهت بررسی دو متغیر وابسته جایگزین استفاده می نمائیم: یک متغیر مصنوعی یا مجازی که در صورتی مساوی با ۱ خواهد بود که شرکت دارای وام باشد و در غیر این صورت این مورد برابر با صفر در مدل ۱ تلقی می شود، به علاوه یک متغیر مجازی نیز به هنگامی برابر با ۱ تقی خواهد شد که یک شرکت اعلام نموده باشد دسترسی به تامین مالی به عنوان یک مشکل یا مانع اصلی در ارتباط با عملیات جاری آن تلقی نشده و در غیر این صورت این مقدار برابر با صفر خواهد بود. این نتایج در جدول ۶ گزارش شده اند.
۶- نتیجه گیری
در این مقاله، ما نسبت به بررسی تاثیر توسعه بانکداری اسلامی بر روی دسترسی به اعتبار اقدام نمودیم. گسترش ویژگی تامین مالی اسلامی سبب بروز سوالاتی در این زمینه شده و مشخص کننده سوالات مرتبط با حضور چنین مضمونی در بازارهای نوظهور می باشد که در آن ها دسترسی به اعتبار به عنوان ویژگی اصلی به شمار آمده و مشخص کننده اهمیت تاثیر رشد بانکداری اسلامی می باشد.
ما در می یابیم که بانکداری اسلامی به طور کلی دارای تاثیر خاصی بر روی محدودیت های اعتباری
نمی باشد، در حالی که توسعه بانکداری و توسعه بانکداری عادی سبب تسکین موانع تامین مالی می شود. بر این مبنا ما این نگرش که توسعه بانکداری اسلامی در ارتباط با یک ویژگی کلی بهتر در زمینه دسترسی به اعتبار می باشد را پشتیبانی نمی نماییم که در این زمینه می بایست به ویژگی های خاص این مقوله بانکداری اشاره داشت.
با این حال، ما مشاهده می نماییم که توسعه بانکداری اسلامی دارای تاثیر مثبتی بر روی دسترسی به اعتبار خواهد بود، آن هم به هنگامی که توسعه بانکداری معمولی در سطح اندکی می باشد. بنابراین، ما پشتیبانی خود در زمینه تاثیر جایگزین بین بانکداری اسلامی و بانکداری عادی را ارائه می نماییم.
پیامدهای مشخص یافته های ما به عنوان یک سری از برآوردهای خصا به شمار می آید که در ارتباط با توسعه بانکداری اسلامی می باشد که قابلیت ارتقای دسترسی به اعتبار را فراهم می آورد. با این حال، این برآوردها صرفا مرتبط با کشورهایی می باشد که در آن ها توسعه بانکداری معمولی همچنان در سطح اندکی است. در صورتی که کشور مربوطه قبلا سطح بالایی از توسعه بانکداری عادی را تجربه نموده باشد، گسترش بانکداری اسلامی سبب تعدیل محدودیت های اعتباری نمی شود و بنابراین ارتباط چندانی در زمینه دسترسی به اعتبار در این مبحث وجود ندارد. به عبارت دیگر، گسترش بانکداری اسلامی سبب ایجاد مزیت هایی بر حسب دسترسی به اعتبار برای کشورهای در حال توسعه و کشورهای نوظهور از نقطه نظر بانکداری می شود تا آن که یک سطح خاصی در این مشخصه حاصل آید، اما این مورد برای کشورهای توسعه یافته و کشورهای پیشرفته در مبحث جاری با توجه به توسعه مالی مد نظر نخواهد بود.
تماس با ما

اکنون آفلاین هستیم، اما امکان ارسال ایمیل وجود دارد.

به سیستم پشتیبانی سایت ایران ترجمه خوش آمدید.