ایران ترجمه – مرجع مقالات ترجمه شده دانشگاهی ایران

خطر اخلاقی بانکداری مدرن

خطر اخلاقی بانکداری مدرن

خطر اخلاقی بانکداری مدرن – ایران ترجمه – Irantarjomeh

مقالات ترجمه شده آماده گروه حسابداری
مقالات ترجمه شده آماده کل گروه های دانشگاهی

مقالات رایگان

مطالعه ۲۰ الی ۱۰۰% رایگان مقالات ترجمه شده

۱- قابلیت مطالعه رایگان ۲۰ الی ۱۰۰ درصدی مقالات ۲- قابلیت سفارش فایل های این ترجمه با قیمتی مناسب مشتمل بر ۳ فایل: pdf انگیسی و فارسی مقاله همراه با msword فارسی  

چگونگی سفارش

الف – پرداخت وجه بحساب وب سایت ایران ترجمه (شماره حساب) ب- اطلاع جزئیات به ایمیل irantarjomeh@gmail.com شامل: مبلغ پرداختی – شماره فیش / ارجاع و تاریخ پرداخت – مقاله مورد نظر
مقالات ترجمه شده حسابداری - ایران ترجمه - irantarjomeh
شماره
۳۸
کد مقاله
ACC38
مترجم
گروه مترجمین ایران ترجمه – irantarjomeh
نام فارسی
خطر اخلاقی بانکداری مدرن
نام انگلیسی
The Moral Hazard of Modern Banking
تعداد صفحه به فارسی
۱۲
تعداد صفحه به انگلیسی
۷
کلمات کلیدی به فارسی
خطر اخلاقی، بانکداری مدرن
کلمات کلیدی به انگلیسی
Moral Hazard, Modern Banking
مرجع به فارسی
هیومنیتاز، برین پاتریک میچل
مرجع به انگلیسی
Humanitas, Brian Patrick Mitchell
قیمت به تومان
۵۰۰۰
سال
۲۰۰۰
کشور
ایالات متحده

 

 
خطر اخلاقی بانکداری مدرن
خطرات الیگارشی
برین پاتریک میچل
۲۰۰۹
یکی از نویسندگان رومی بنام مارکوس تولیوس سیسرو (Marcus Tullius Cicero) در کتاب خود تحت عنوان “مقاله ای در باب حقوق” (Essay on Duties) داستانی را در باره کاتو (Cato)، یکی از ثروتمندان شناخته شده و ملاکین معروف، تعریف می نماید که یک قرن قبل از  وی می زیسته است. یکروز از کاتو سوال می شود سود آورترین ویژگی مالکیت چیست؟ کاتو پاسخ میدهد “پرورش احشام آن هم با موفقیت زیاد”. دوباره از وی در باب دومین موردی که بیشترین میزان سود را در مالکیت حاصل می آورد سوال شد، و پاسخ وی مجددا همین یک جمله بود ” پروش احشام با موفقیت نسبی” . بعد سومین مورد سودمند در این رابطه سوال شد که پاسخ وی “پرورش احشام با موفقیت اندک” بود. پاسخ وی به چهارمین مورد “پرورش محصولات کشاورزی” بود . سپس سوال کننده این سوال را مطرح نمود که “درباره قرض دادن پول چه فکر می کنید؟” در جواب کاتو  گفت “درباره قتل چه طور؟”
این یک داستان کوتاه قابل توجه می باشد که نه تنها بازگو کننده بیزاری سنتی غرب در زمینه قرض دادن پول است، بلکه می تواند موجبات شرمساری را نیز در این مبحث فراهم آورد. کاتو، همانگونه که خواهید دید، در نهایت سرنوشت خود را از طریق وام دادن پول رقم می زند. شغل مطلوب وی سرمایه گذاری در کرایه کشتی بود. کشتی رانی و سرمایه گذاری در آن بسیار ریسک پذیر و خطرناک بود، بنابراین جهت کاهش چنین خطری کاتو در جستجوی شرکای بسیاری برآمده و نهایتا اقدام به سرمایه گذاری مبالغ حاصل از سود خود در معاملات ملکی نمود. وی غالبا زمین هایی را ترجیح می داد که سرشار از منابع طبیعی، همانند معادن، الوار، حوضچه های ماهیگیری و چراگاههای طبیعی، بودند؛ مناطقی که ژوپیتر نتواند آنها را همانند محصولات کشاورزی و کشتی ها خراب کند.
تمامی این موارد در قرن بیست و یکم جایز تلقی شده اند، ا ما همانگونه که می توانیم از این داستان استنتاج کنیم، کاتو به خودی خود خطر وام دهی پول را تشخیص داده و از آنکه سرمایه خود را در این مسیر قرار داده بود شرمسار بود. با این وجود، امروزه، حتی با توجه به فروپاشی بسیاری از بزرگترین      بانک های جهانی بدین واسطه، افراد اندکی خطر ذاتی وام دهی پول را مورد شناسایی قرار داده و هیچ کس از این کار شرمنده نمی باشد.
در خلال تاریخ، بانکداری سبب بروز خطرات اخلاقی برای اجتماع شده است، اما در حقیقت و بطور تقریبی در زمان حال است که اشخاص بینش خود در زمینه طرف تیره بانکداری را به کناری گذاشته و خود را به طور کامل در قرض غوطه ور ساخته اند. حتی در بحران اخیر نیز انتقاد مطرح شده بر علیه سیستم بانکی بر روی “کثرت نامدلل” برخی از بانکهای خاص تمرکز داشته، و همه تقصیرها را به گردن خط مشی های معنا دار اما به بیراه رفته دولتی، به جای خطرات ذاتی شخصی و سیاسی مرتبط با بدهی، انداخته اند. انتقاد ضد کاپیتالیستی طرفداران مارکس یا مارکسیستها در زمینه بانکداری همچنان دوام داشته و چنین موضوعی احتمالا سبب پدیدار شدن رجعتی در آمریکای جنوبی و برخی از جاهای دیگر شده است. اما در اینجا ایالات متحده، مرکز مالی جهان، ما تنها شاهد تقاضای شایع، برای معافیت رهنی و پافشاری مردم بر این نظر که دولت باید هر آنچه که لازم است در زمینه تداوم کارکرد بانکها انجام دهد، هستیم.
البته من خود جرات اظهار نظر در زمینه آنچه باید در خصوص این مشکل انجام داد را ندارم. با این وجود، اعتراف می کنم که بانکداری به طور الزامی به عنوان یک عنصر لازم در زمینه اقتصاد ملی و بین المللی ما مطرح می باشد. بدون قرض گرفتن، ما همگی فقیرتر خواهیم شد و در این مبحث صرفا مسئله مادی در نظر نیست. اقتصاد کاپیتالیسی ما به آینده اعتقاد داشته و عقیده دارد که غالب بدهی ها پرداخت خواهند شد و از نوعی بینش خوشبینانه به زندگی برخوردار است که خود به عنوان یک انگیزه برای کارآفرینان بشمار آمده تا بدین وسیله اشخاص در مشارکت های بزرگی که سبب ارتقای قابل توجهی در وضعیت زندگی ما خواهد شد، سرمایه گذاری و شرکت نمایند. این عقیده، این اعتماد و این خوشبینی منوط به نقش قانون و بهره گیری از یک سیستم قانونی پیچیده جهت فراهم آوردن ایمنی مورد نیاز در بازار سرمایه می باشد، بگونه ای که بتوان این دارایی های مشخصه را به عنوان وثیقه مورد استفاده قرار داد. یک سیستم متناسب متشکل از قوانین و راهکارهای مالی و دارایی بازگو کننده تفاوت های اصلی بین اقتصادهایی است که کلا بر محوریت سرمایه داری می چرخند، همانند اقتصاد های اروپا و آمریکای شمالی، و همچنین اقتصادهایی که صرفا حول محور بازار حرکت می نمایند همانند غالب اقتصادهای کشورهای آسیایی، آفریقایی و آمریکای لاتین، که در آن میزان زیادی از خرید و فروش تحقق یافته اما انباشتگی سرمایه اندک است.
با این وجود، این سیستم ظاهرا بی عیب قانونی، اقدام به محافظت از وام دهندگان و وام گیرندگانی می نماید که خود برای قرنهای متمادی در تمدنی رشد و نمو یافته اند که پدیده تنزیل را، مستدل به دلایل متناسب از نظر خود، به دیده شک انگاشته است. (منظور من از رباخواری یا تنزیل قرض دادن پول و دریافت بهره، با هر نرخ بهره، می باشد). تنزیل سناتورهای رومی غالبا به سادگی و شفافیت سرمایه گذاری کاتو در امر تامین مالی امور کشتیرانی نبوده است. جمهوری روم  دارای یک سیستم محافظتی بزرگ بوده است. بطور مثال سرزمینهای فتح شده ملزم به پرداخت غرامتی بوده و تنها می توانستند آن را از طریق قرض گرفتن از ثروتمندان رومی حاصل آورند و غالبا دو سوی ماجرا به یک فرد ختم می شد.
این تنها شهرک ها، شهرها و استان هایی نبودند که قربانی وام دهندگان یغماگر شدند، در این باب افراد زیادی اقدام به قرض گرفتن پول با هر نرخ بهره بالایی نموده بودند تا آنکه بتوانند مالیات خود را پرداخته و  همچنین بتوانند بدهی های قمار گونه خود را تحت پوشش قرار داده و فراتر از حد میانگین زندگی کرده و یا اقدام به پرداخت فدیه برای نجات خود از زندان یا اسارت نمایند. بطور طبیعی، در صورتیکه قابلیت پرداخت بدهی وجود نداشته باشد،  احتمال رفتن به زندان نیز در کار خواهد بود تا آنکه فردی فدیه شخص زندانی را برای آزادی وی بپردازد. این محیطی بود که در آن محکومیت مسیحیت در زمینه رباخواری شکوفا شد. در این محیط، هیچ گونه رویه ورشکستگی آسانی، در صورت عدم توانایی وام گیرنده در بازپرداخت قرض خود، وجود نداشت، هیچ گونه برآورد قبلی از دارائیهای وام گیرنده نیز جهت اطمینان از قابلیت بازپرداخت وام در کار نبود و غالبا هیچ گونه محدودیتی در زمینه نرخ بهره وام دهندگان معنا نداشت.
اما به من اجازه دهید تا نسبت به تصحیح یک درک نادرست شایع اقدام نمایم : ممانعت رباخواری به وسیله مسیحیت یا مسیحیان هرگز حالت کلی نیافت. کلیسا در شرق کشیشها را از پرداخت وام بهره دار منع نموده اما این منع برای افراد عادی در کار نبود و به علاوه مسیحیان شرق نیز در تاریخ بیزانس اقدام به رباخواری نموده که میزان تنزیل با توجه به محدوده قانون مدنی بین ۴ و ۱۲ درصد، منوط به وام دهنده و اهداف وی، مشخص شده بود. امپراطوری بیزانس به طور کلی یک سرزمین مشترک المنافع تجاری به شمار می آمد، که موجودیت آن وابسته به سرومایه گذاری و تجارت بود.
در مقابل کلیسا در غرب، که از تعصبات بیشتری در زمینه اخلاقیات برخوردار بود کلیه مسیحیان را از وام دارای بهره منع نمود که این امر در اوایل ۴۱۸ در شورای کارتاژ ‌اتخاذ شد. بعدا شوراهای غربی، پاپها و شاهزاده ها این منع را تقویت نمودند. در زمینه توجیه مسایل مرتبط با رباخواری، متخصصین الهیات قبلی تنها خود را به سرزنش تاثیرات مخرب رباخواری اغنا ننموده و تا جایی پیش رفتند که این گونه عنوان نمودند که دریافت نزول به طور ذاتی نامشروع می باشد چرا که چنین موردی شامل انجام کار از سوی وام دهنده نیست. ما چنین تفکری را امروزه تحت عنوان بی اعتباری « تئوری کار ارزش» می شناسیم که بوسیله Karl Marx جهت سرزنش کاپیتالیسم ‌یا سرومایه گذاری به کار گرفته شد. در جستجوی مورد مغایرت، این امر قابل توجه می باشد که کلمه یونانی بهره تحت عنوان tokos می باشد که همچنین به معنای تولد نیز است، که خود بعنوان شاهدی بر این ادعا تلقی می گردد که مفهوم بهره در خلال زمان بطور نامغرضانه ای از افزایش طبیعی گله احشام گرفته شده است.
پیامد تاسف بار ممانعت غرب در زمینه رباخواری آن است که سریعترین و آسانترین راه جهت گردآوری ثروت و قدرت به طور فراوان در اختیار گروه های نامعتقد، ناحساب و بی توجه به مرام های اجتماعی قرار گرفت. دقیقا همانند الحاقیه نوزدهم در منع فروش الکل در بازار برای سازماندهی جرم  و جنایت، طرد رباخواران سبب شد تا سیستم بانکداری در اختیار افرادی قرار گیرد که خارج از هنجارهای جامعه مسیحیت زندگی می کردند، افرادی که زندگی خود را بر مبنای ایجاد مشکلات و وضعیت رقت انگیز، بی بندوبار و یغماگر استوار نموده بودند.
اولین فردی که اقدام به پرنمودن این معضل / شکاف نمود یهودیانی بودند که به واسطه قانون موسی از قرض دادن وام دارای بهره به دیگر یهودیان منع می شدند اما به طور صریح اجازه داشتند تا پول خود را با بهره به غیرکلیمی ها وام دهند. سودهای حاصله از رباخواری انگیزه قدرتمندی را برای یهودیان جهت مقاومت در برابر تبدیل دین خود به مسیحیت ایجاد می نمود. بر این مبنا، رباخواری تنها دلیل استقبال آنها برای ایجاد دادگاه های اروپای غربی در طی قرون وسطی بوده است. به علاوه این مورد دلیل رنجش شدید از آنها نیز تلقی می گردد. به هنگامی که این رنجش در طی جنگهای صلیبی اول در حد اعلی خود رسید، حاکمان غربی نیازی را جهت آغاز یک مقررات مرتبط با وام دهی پول یهودیان احساس نمودند. شورای چهارم  کلیسای جامع روم  در سال ۱۲۱۵ تحمیل بهره زیاد از  سوی یهودیان را منع نمود. در همین سال فرماندار کبیر انگلستان تحت عنوان Magna Carta زنان بیوه شده را از بازپرداخت بدهی شوهران خود که متعلق به یهودیان می باشد معاف ساخت.
به هنگامی که یهودیان از اکثر اروپا بیرون رانده شدند،‌ جای آنها به عنوان وام دهندگان و بنگاهای رهنی بوسیله ایتالیایی ها پر شد. عقیده مسیحیت نیز در ایتالیا براساس رنسانس ‌ایتالیایی کم کم حالت انزوا یافته که به طرق مختلفی تحت عنوان حیات مجدد فراگیری الحاد- شرک، زیبایی شناختی، سیاستها و اخلاقیات مشرکین نمود یافت. ایتالیایی ها یا لمباردها ، همانگونه که بعدا شناخته شدند، به زودی رنجشی مشابه با یهودیان را تجربه نموده و از سوء رفتارهای مشابه از سوی بدهکاران خشمگین در رنج بودند و به صورت مقطعی مورد چپاول، قتل و طرد شدن قرار گرفتند.
موفق ترین رباخواران ایتالیایی Medici بودند که کار خود را در فلورانس، دقیقا مشابه با چگونگی آغاز کار Corleone ها در سیسیل، آغاز نمودند. بین سالیان ۱۳۴۳ و ۱۳۶۰ ، حداقل ۵ نفر “مدیسی” (Medici) (نام خانواده پولدار و معروف ایتالیایی در زمان رنسانس) در ارتباط با جنایات پولی به مرگ محکوم شدند. این مردان افرادی بودند که واژه “بانک” را برای ما به ارمغان آوردند، این واژه از banca گرفته شده است، که به معنای میز متحرکی می باشد که آنها در پشت آن در بازار می نشستند. در خلال چند سال، دستاوردهای مربوط به این خانواده (Medici banchieri) مشخص ساخت که چگونه می توان نسبت به تحصیل میزان زیادی پول از طریق تبادل ارزی اقدام نمود، که البته در این زمینه باید از پیشرفت های اخیر حسابداری نیز ممنون بود. در خلال یک قرن، پدر تعمیدی مدیسی ها تحت عنوان Cosimo de Medici، به طور موثر بر ایالات فلورانس تسلط یافت. همانگونه که پاپ پیوس ۲ خود مشخص ساخته است :‌ “مسایل سیاسی در این خانه حل و فصل می شوند. افرادی که وی انتخاب می نماید به مقام و منصب می رسند …. وی فردی است که تصمیم به جنگ و صلح گرفته و قوانین را کنترل می نماید …… وی در همه امور، به جز نام، به عنوان پادشاه تلقی می شود».
از نقطه نظر تاریخی، بانکداران ضد لیبرال می باشند چرا که مشتریان اصلی آنها دولت ها هستند، اما در عین حال آنها را می توان ضد سنتی نیز حساب آورد چرا که پول به عنوان خط مبنای آنها به شمار می آید. در زمینه دنبال کردن سود، آنها حتی قادر به اعمال رویه های نادرست و شریرانه بزرگ ، بندگی، اعتیاد به مواد مخدر، قمار، مسایل محرک احساسات جنسی و البته جنگ خواهند بود. آنها جنگ ها را هم به عنوان یک پدیده محتمل و هم ضروری مطرح می نمایند، همانند جنگهای تریاک و مداخلات آمریکا در آمریکای لاتین و اروپا. با توجه به آنکه آنها رباخواری را به عنوان مبنای نظم دنیای جدید خود تلقی می نمایند، با استفاده از وام های دارای پشتیبانی از سوی پرداخت کنندگان مالیات، قابلیت ضمانت بانک های ورشکسته و تجارت های مشابه را داشته و قادر هستند نسبت به پرداخت رشوه به کشورهای خارجی اقدام نماید تا بدین وسیله آنها را با خط مشی های و « انقلاب دموکراتیک جهانی» خود سازگار سازند.
در سال ۲۰۰۴ نویسنده پرفروش ترین کتاب (“Confessions of an Economic Hit Man”)، جان پرکینز، به عنوان یک اقتصاددان ارشد در خصوص اوضاع زمانی خود در باب بانک سرمایه گذاری واقع در بوستون مواردی را به رشته تحریر درآورده و به یک گزارشگر اظهار داشته که، «شغل حقیقی من اعطای وام به دیگر کشورها است، وام های بزرگ، بسیار بزرگتر از آنچه آنها بتوانند بازپرداخت نمایند.» نکته ای که کاملا آشنا به شمار می آید. وی ادامه می دهد که « بنابراین ما این وام بزرگ را ارائه داده و غالب آن به ایالت متحده باز می گردد، در مقابل کشور مربوطه بدهکار باقی مانده و به غیر از آن بهره زیادی را نیز باید پرداخت نماید و براین مبنا آنها به طور اساسی دیگر خدمتگزار ما خواهند بود».
اما پرکینز بی خبر از زمان می باشد، چرا که در این خصوص Niall Ferguson در کتاب آخر خود تحت عنوان “فراز پول” (The Ascent of Money)  اخطارهایی را مشخص می نماید، “جان پرکینز جهان” بوسیله جورج سورس ها ‌ جایگزین شده اند. تفاوت بین آنها برحسب نظر Ferguson دو چندان است :  «اولا، سردی، بحساب آوردن عدم صداقت و وفاداری به هر کشور خاص…. دوم، مقیاس خالص پولی که این مردان جدید می بایست با آن بازی نمایند.»
در صورتیکه خواننده این هشدارها را جدی نگیرد و این گونه تفکر نماید من بانکدارانی را در این قضیه دخیل می دانم، به من اجازه دهید تا جمله خود را با یک مشاهده شخصی به نتیجه برسانم. نیاکان من کشاورزان فروتن و متواضعی از اطراف Nashville ‌بوده اند، اما من دوستی را در آنجا می شناسم که نیاکان وی بانکدار بوده اند. روزی دوست من درسی را به من آموخت که هرگز از پدرم  نیاموختم وی گفت،« در اتاقی که در آن ۱۰ شخص جنوبی قرار داشته باشند، ۸ نفر آنها کلا ابله می باشند و ۲ نفر  باقیمانده نیز می خواهند که شما آنها را اینگونه پندارید.» این نوعی از درسی می باشد که بانکداران به پسران خود می آموزند و به همین دلیل است که چرا هر تمدنی، به جز تمدن جاری ما، نگاه دقیق و مراقبی را بدانها دارد.
تماس با ما

اکنون آفلاین هستیم، اما امکان ارسال ایمیل وجود دارد.

به سیستم پشتیبانی سایت ایران ترجمه خوش آمدید.