ایران ترجمه – مرجع مقالات ترجمه شده دانشگاهی ایران

مسئولیت اجتماعی شرکتی و مدیریت سود در بانک های ایالات متحده

مسئولیت اجتماعی شرکتی و مدیریت سود در بانک های ایالات متحده

مسئولیت اجتماعی شرکتی و مدیریت سود در بانک های ایالات متحده – ایران ترجمه – Irantarjomeh

مقالات ترجمه شده آماده گروه حسابداری
مقالات ترجمه شده آماده کل گروه های دانشگاهی

مقالات رایگان

مطالعه ۲۰ الی ۱۰۰% رایگان مقالات ترجمه شده

۱- قابلیت مطالعه رایگان ۲۰ الی ۱۰۰ درصدی مقالات ۲- قابلیت سفارش فایل های این ترجمه با قیمتی مناسب مشتمل بر ۳ فایل: pdf انگیسی و فارسی مقاله همراه با msword فارسی -- تذکر: برای استفاده گسترده تر کاربران گرامی از مقالات آماده ترجمه شده، قیمت خرید این مقالات بسیار کمتر از قیمت سفارش ترجمه می باشد.  

چگونگی سفارش

الف – پرداخت وجه بحساب وب سایت ایران ترجمه (شماره حساب) ب- اطلاع جزئیات به ایمیل irantarjomeh@gmail.com شامل: مبلغ پرداختی – شماره فیش / ارجاع و تاریخ پرداخت – مقاله مورد نظر -- مقالات آماده سفارش داده شده عرفا در زمان اندک یا حداکثر ظرف مدت چند ساعت به ایمیل شما ارسال خواهند شد. در صورت نیاز فوری از طریق اس ام اس اطلاع دهید.
مقالات ترجمه شده حسابداری - ایران ترجمه - irantarjomeh
شماره
۷۳
کد مقاله
ACC73
مترجم
گروه مترجمین ایران ترجمه – irantarjomeh
نام فارسی
مسئولیت اجتماعی شرکتی و مدیریت سود در بانک های ایالات متحده
نام انگلیسی
Corporate social responsibility and earnings management in U.S. banks
تعداد صفحه به فارسی
۵۵
تعداد صفحه به انگلیسی
۱۵
کلمات کلیدی به فارسی
اخلاقیات, مسئولیت اجتماعی شرکتی, مدیریت سود, موسسات بانکداری
کلمات کلیدی به انگلیسی
Ethics, Corporate social responsibility, Earnings management, Banking institutions
مرجع به فارسی
مجمع حسابداری
دانشگاه بین المللی هلنیک، یونان
کالج تجاری آستون، انگلستان، دانشگاه اقتصاد و تجارت آتن، یونان
دانشگاه دومینیون، غنا
الزویر
مرجع به انگلیسی
Accounting Forum; International Hellenic University, Greece; Dominion University College, Ghana; Elsevier
قیمت به تومان
۲۲۰۰۰
سال
۲۰۱۴
کشور
ایالات متحده
مسئولیت اجتماعی شرکتی و مدیریت سود در بانک های ایالات متحده
 مجمع حسابداری
دانشگاه بین المللی هلنیک، یونان
کالج تجاری آستون، انگلستان، دانشگاه اقتصاد و تجارت آتن، یونان
دانشگاه دومینیون، غنا
الزویر
۲۰۱۴
چکیده
تصمیم گیری تجاری منوط به کیفیت گزارش دهی مالی می باشد. مطالعات قبلی، در خصوص مشخص سازی انگیزه ها و محرک های کیفیت گزارش دهی مالی، بر مبنای شاخص مدیریت سود (EM)، به ارتباط بین راهکارهای مدیریت سود شرکتی و تعهد به مسئولیت پذیری اجتماعی شرکتی (CSR) پرداخته اند. با این وجود، شواهد تجربی فراهم آورنده نتایج غیر قطعی در خصوص جهت گیری این ارتباط می باشد. با استفاده از معادلات هم زمان، ما قابلیت بررسی ارتباط CSR–EM دو سویه در بانک های تجاری ایالات متحده را خواهیم داشت. با وجود آنکه بانک هایی که در رویه مدیریت سود دخالت دارند، بصورت فعال در فرایندهای مسئولیت پذیری اجتماعی شرکتی نیز دخیل می باشند، ما نشان می دهیم که این نوع ارتباط معکوس معنی دار نمی باشد. ما در این عرصه تلویحاتی را در ارتباط با سرمایه گذاران، تحلیل گران، مشارکت کنندگان تجاری و متخصین تنظیم کننده بازار ارائه خواهیم نمود.
 
کلمات کلیدی: اخلاقیات، مسئولیت اجتماعی شرکتی، مدیریت سود، موسسات بانکداری
۱- مقدمه
چندین سال قبل، بانک هایی نظیر Lehman  Brothers و Bear، Stearns & Co تحت عنوان با پرستیژترین، مطلوب ترین و بادوام ترین بانک ها در وال استریت توصیف شده بودند (Norton، ۲۰۱۱، صفحه ۴۴۰، ۴۴۸). آنها همچنین با حصول دو موقعیت ممتاز مرتبط با این بخش صنعتی در مجله فورچون ۲۰۰۷ به عنوان مهم ترین بانک های سرمایه گذاری آمریکا شناخته شدند (Fortune، ۲۰۰۷). با این حال، چندین ماه بعد، هر دو بانک بعلت گزارش دهی مالی با کیفیت ضعیف، که سبب شدتا کاربران در ارتباط با اطلاعات مالی مرتبط با ویژگی های سلامت مالی و اقتصادی آنها گمراه شوند، در معرض فروپاشی قرار گرفتند (Jones، ۲۰۱۱ الف). این دو رخداد سبب ارائه سوالات تحقیقاتی جدی در ارتباط با این موضوع گردید که آیا CSR و کیفیت گزارش دهی مالی تا اندازه ای در ارتباط با یکدیگر می باشند یا خیر، و آیا چنین ارتباطی قابلیت تسهیل فرایندهای تصمیم گیری سازمان های تجاری را خواهد داشت یا خیر.
در حالی که مطالعات قبلی مشخص ساخته اند که CSR در ارتباط با کیفیت گزارش دهی مالی می باشد، همانگونه که برحسب شدت راهکارهای مدیریت سود (EM) مشخص شده است (به طور مثال به مباحث Chih، Shen و Kang ۲۰۰۸، Prior، Surroca و Tribo، ۲۰۰۸ رجوع شود)، یافته های تجربی هنوز قطعیتی در این خصوص نیافته اند که آیا تعهد به CSR دارای تأثیر مثبت یا منفی بر روی کیفیت گزارش دهی مالی می باشد (به طور مثال به Chih و همکاران، ۲۰۰۸ رجوع شود) یا آنکه عکس این موضوع صحت دارد. با توجه به گوناگونی یافته ها و اهمیت این ارتباط برای افراد متخصص و بازاری درگیر در این عرصه، همچنان به تحقیقات بیشتری نیاز است (Kim، Park و Wier، ۲۰۱۲).
در این حال، ما اقدام به بررسی ارتباط CSR–EM دو سویه از طریق تمرکز بر روی صنعت بانکداری تجاری ایالات متحده می نماییم. در این خصوص بانک ها، به طور کلی، بعنوان مؤسسات محوری و ضروری در ارتباط با عملیات تجاری و انجام فعالیت های گسترده اقتصادی بشمار می آیند (Scholtens، ۲۰۰۶، ۲۰۰۹). فعالیت های واسطه ای، مالی و قیمت گذاری بانک ها نقش عمده ای را در تخصیص سرمایه و آنچه که به طور گسترده به عنوان فرایندهای توسعه و رونق به شمار می آیند به عهده دارند (Levine، ۲۰۰۴). غالب بانک ها ظاهراً متعهد به فعالیت های CSR هستند که اسامی آنها در شاخص پایداری Index (DJSI) ارائه شده است و در گروه هایی مشارکت دارند که از اصول اکید مشخصی، به منظور تضمین شمولیت آنها در فعالیت های سرمایه گذاری اجتماعی، برخوردار می باشند (نظیر گروه Principles Equator). با این وجود این نکته قابل توجه است که تعداد مشخص از آنها به واسطه مشارکت در فعالیت های غیرمربوط اجتماعی با تحریم روبرو گردیده اند (Heal، ۲۰۰۸). برخی از بانک ها با قابلیت پروفایل سطح بالا به صورت عمومی اقدام به سرزنش و تقبیه فعالیت هایی نظیر تبعیض جنسیتی، معامله ای با اشخاص خودی، جعل در مناقصه یا مزایده، حراج های خودآمیز، پول شویی، استفاده نامشروع از اطلاعات محرمانه، تعارض بین منافع و دوری جستن از شرکت های مالی درگیر در فعالیت های آلوده به گناه و بزهکاری اعلام داشته اند (Heal، ۲۰۰۸). به علاوه، در حوزه گزارش دهی مالی، بانک ها در معرض بیشتر فعالیت های EM در مقایسه با سازمان های غیرمالی می باشند (Greenawalt و Sinkey، ۱۹۸۸). عملیات و محصولات گوناگون مالی آنها، نظیر ابزارهای مالی مشتق شده (Heilpern، Haslam و Andersson، ۲۰۰۹، Lewis، ۲۰۰۹) برحسب وجود ابهام های زیاد و عدم تقارن اطلاعاتی توصیف می شوند (Furfine، ۲۰۰۱، Levine، ۲۰۰۴، Mulbert، ۲۰۰۹)، که به طور الزامی سبب مشکل تر شدن فرایندهای گزارش دهی مالی آنها می گردد (Hatherly و Kretzschmar، ۲۰۱۱) و به علاوه سبب می شود تا راهکارهای EM از قابلیت تمایز کمتری برای سهامداران و تحلیل گران هوشیار و مراقب در این عرصه برخوردار شود (Morgan، ۲۰۰۲).
در مقابل ویژگی های ارائه شده در ارتباط با زمینه مطالعاتی، ما اقدام به بکارگیری نمونه ای از ۱۱۶ بانک تجاری لیست شده در ایالات متحده در طی یک دوره پنج ساله (۲۰۰۳ـ ۲۰۰۷) جهت بررسی این موضوع می نماییم که آیا تعهد به فعالیت های CSR دارای هیچگونه ارتباطی با کیفیت گزارش دهی مالی می باشد یا خیر. ما اقدام به ارائه برخی از معادله های همزمان با بکارگیری رگرسیون حداقل مربعات دو مرحله ای (۲SLS) جهت کنترل هر گونه مشکل درون زا می نماییم. ما با استفاده از رتبه بندی های مشخص شده خارجی که به وسیله بانک های اطلاعات Kinder، Lydenberg، Domini (KLD) فراهم آمده اند اقدام به برآورد تعهد CSR بانک ها می نماییم، موردی که به طور گسترده در تحقیقات CSR بکار گرفته شده است (به طور مثال به مطالب Ghoul، Guedhami، Kwok و Mishra، ۲۰۱۱ رجوع شود). از طریق بکارگیری رتبه بندی های KLD، ما از هرگونه سوگیری خود تحمیلی محتمل در ارتباط با تعریف اندازه گیری تعهد EM بانکی پرهیز می نماییم. با توجه به تحقیقات قبلی، ما EM را با استفاده از ذخایر زیان وام (LLPs) مورد اندازه گیری قرار داده و به علاوه اقدام به شناسایی بهره ها و زیان های اوراق بهادار (RSGLs) به عنوان شاخصی برای مشخص سازی تصمیمات احتیاطی مدیران بانک در ارتباط با سود متعهد می نماییم. ما این برآوردها را با توجه به جایگزین های آنها برگزیده که برحسب رویکرد انتخاب تعهدی مدنظر می باشند، چرا که تعیین انتخاب های احتیاطی در صورت کاربرد مؤلفه آخری بسیار مشکل به نظر می رسد (Beatty، Keand و Petroni، ۲۰۰۲).
یافته های ما مؤکد آن می باشد که بانک هایی که در فرایندهای EM فعالیت دارند به نظر متمایل به فعالیت عمیق در فرایندهای CSR نیز می باشند. به علاوه، ما نشان می دهیم که ارتباط معکوس معنی دار نمی باشد، یعنی آنکه میزان تعهد یک بانک به CSR در ارتباط با کیفیت گزارش دهی مالی نیست. ما نشان می دهیم که، در مورد بخش بانکداری ایالات متحده، یک ارتباط یک جهتی مشخصی پدیدار می گردد، همانگونه که ما در می یابیم که EM به عنوان عامل معنی داری در ارتباط با CSR به شمار می آید. با توجه به این یافته ها، ما توجه خود را در جهت مقاله جاری از طریق فراهم آوردن بینش های لازم در ارتباط با مؤلفه های حتمی عملیات اقتصادی ایالات متحده ـ یعنی بخش بانکداری تجاری ـ جلب می نماییم که بر مبنای یک تمایل مشخص در ارتباط با انجام راهکارهای EM و مشارکت سطح بالا در CSR توصیف می شوند. از طریق رمزگشایی از طبیعت تداخلی EM و CSR در خصوص صنعت بانکداری، ما شکاف مهمی را در این مبحث پر نموده و در تعامل با چارچوب مورد نظر برای ویژگی های مشخص شده فرایندهای تصمیم گیری پیچیده عمل خواهیم نمود.
تحقیق ما همچنین از این نظر متمایز می باشد که در عین آنکه مطالعات قبلی از مجموعه های اطلاعاتی بین صنعتی و بین کشوری استفاده نموده اند (Chih و همکاران، ۲۰۰۸، با بررسی ۴۶ کشور، و Prior و همکاران، ۲۰۰۸ با بررسی ۲۶ کشور)، مطالعه ما بر روی بخش بانکداری ایالات متحده (که کاملاً تأثیر سطح بالایی از نقطه نظر بین المللی دارند) تمرکز دارد. بدین روش، هدف ما کاهش تداخل هر گونه “نویز” احتمالی به واسطه محیط های گوناگون و ویژگی های عملیاتی گوناگون شاخص های CSR و EM می باشد. به علاوه، در عین آنکه مطالعات قبلی اقدام به بررسی هر کدام از تأثیرات EM بر روی CSR (Prior و همکاران، ۲۰۰۸) یا CSR بر روی EM (Chih و همکاران، ۲۰۰۸) نموده اند، ما درک جامع تری را در خصوص رابطه CSR–EM از طریق مشخص سازی المان علیت معکوس ارائه خواهیم نمود.
یافته های ما دارای ویژگی های مهمی برای سهمامداران، سرمایه گزاران و تحلیل گرانی می باشد که CSR را به عنوان یک ویژگی “اخلاقی” در خصوص سرمایه گذاری و یک بازتاب احتمالی در ارتباط با کیفیت گزارش دهی مالی در نظر می گیرند. این گروه ها می بایست در خصوص اتکای به اطلاعات CSR برای تحلیل صنعت بانکداری بسیار احتیاط نمایند، چرا که CSR حاصل آمده بر مبنای EM می باشد و در عین حال شمولیت CSR بانک ها به نظر دارای هیچگونه تأثیر معنی داری بر روی EM نمی باشد. به علاوه، از طریق راهکارهای EM، مدیران ممکن است قابلیت حاصل آوردن سطوح بهینه سوددهی و سطح بالای CSR را داشته باشند. بدین روش، آنها قابلیت ارتقای شهرت شخصی خود را به دست آورده که سبب می گردد بتوانند نسبت به تقاضای دریافت سود یا پاداش بیشتر، و حاصل آوردن قراردادهای بهتر، و تعاملات گسترده تر اقدام نمایند و چنین مواردی غالباً به عنوان عوامل مشخص کننده منافع سازمانی مدنظر خواهد بود. در نهایت، افراد نظاممند یا مشخص کننده و تعدیل کننده قوانین نیز می توانند تأثیر مثبت EM بر روی CSR را در نظر گرفته و به علاوه می بایست فرایند فرمول بندی مجدد سطوح انگیزه CSR جاری را نیز در نظر بگیرند که سبب خواهد شد تا قابلیت اتصال آنها به چارچوب هایی نظیر مزیت ها و پاداش های مدیران بانکی فراهم آید.
ادامه این مقاله به شرح ذیل سازماندهی شده است: ما مباحث مرتبط را مورد بازنگری قرار داده و ارتباط بین EM و CSR را در بخش ۲ ارائه می نماییم. در بخش ۳، راهکار انتخاب نمونه و طراحی تحقیقاتی خود را تشریح می نماییم. در بخش ۴، یافته های تجربی را گزارش نموده و ویژگی های کنترلی استوار خود را توصیف خواهیم نمود. در نهایت، در بخش آخر، به نتیجه گیری تحلیل خود می پردازیم. 
 
۲- شالوده های تئوریکی ارتباط EM–CSR
این بخش چارچوب های تئوریکی را مورد بررسی قرار می دهد که در پی درک وابستگی بینابینی روابط بین EM و CSR حاصل آمده اند. با این حال بینش های متفاوت و در عین حال باارزشی در ارتباط با ویژگی های این ارتباط پیچیده بر مبنای رویکردهای مختلف شامل ویژگی های قانونی، هنجارهای اجتماعی، و همچنین تئوری های مربوط به سهامداران و سیگنالینگ در این زمینه مدنظر می باشند. به طور مثال، بر مبنای رویکرد قانونی، EM دارای تأثیر مثبتی بر روی CSR می باشد. بر مبنای تئوری هنجار اجتماعی، EM به طور منفی در ارتباط با CSR تلقی شده و معکوس این مورد نیز صحت خواهد داشت. بر مبنای رویکرد مربوط به سهامداران یا افراد ذینفع، CSR از نوعی تأثیر مثبت بر روی EM برخوردار می باشد و نهایتاً در خصوص چارچوب سیگنالینگ، CSR به صورت غیرمرتبط از EM تعیین شده است. این رویکردها در پاراگراف های ذیل توصیف می شوند.
رویکرد قانونی مفهوم قانون گرایی سازمانی را ارائه می نماید که به عنوان درک کلی در ارتباط با این مسئله مدنظر خواهد بود که عملکردهای یک مجموعه یا یک هویت مشخص می بایست در داخل سیستم در حال ظهور و تکوین هنجارها، ارزش ها، عقاید و تعاریف مطلوب باشد (Suchman، ۱۹۹۵، صفحه ۵۷۴). چنین هویت هایی از این نظر می توانند از قواعد قاعده مند سود جویند که آنها نشان دهنده این موضوع هستند که فعالیت های مرتبط در تعامل با ویژگی های گسترده ای پذیرفته شده اجتماعی می باشند (Castello و Lozano، ۲۰۱۱، Dawkins و Fraas، ۲۰۱۱، Patten، ۲۰۰۲، Woodward، Edwards، و Birkin، ۱۹۹۶). قانون گرایی سازمانی را می توان به طور مؤثری با استفاده از استراتژی های مدیریتی تحت مدیریت قرار داد (Reverte، ۲۰۰۹). در حقیقت، عملکرد توأم با موفقیت هویت های اقتصادی تا حد زیادی منوط به قابلیت مدیران جهت نشان دادن پاسخ مقتضی در برابر خطرات و چالش های قانونی مختلف می باشد (Suchman، ۱۹۹۵).
۳- طراحی تحقیقاتی
۳ـ۱٫ راهکار جمع آوری اطلاعات
نمونه ما متشکل از ۱۱۶ بانک تجاری لیست شده در طی یک دوره پنج ساله بین سالیان ۲۰۰۳ الی ۲۰۰۷ می باشد. با توجه به مطالعات قبلی (همانند Anandarajan,  Hasan و McCarthy، ۲۰۰۷، Leventis,  Dimitropoulos و Anandarajan، ۲۰۱۱)، ما بانک های توسعه، مشارکتی، واردات ـ صادرات، سرمایه گذاری و بانک های تجاری که دارای داده های کاملی با توجه به چارچوب نمونه نبوده اند را مستثنی ساختیم. نمونه ما متشکل از ۵۸۰ مورد مشاهداتی شرکت ـ سال می باشد.
ما داده های حسابداری را برای هر نمونه بانک از بانک اطلاعات دیتااستریم جمع آوری نمودیم. ما همچنین اطلاعات هر بانک را با توجه به فعالیت های CSR آنها از یک بانک اطلاعات سالیانه متفاوت با عملکرد محیطی، اجتماعی و حاکمیت شرکت ها برگزیدیم که برحسب رتبه بندی Kinder، Lydenberg، Domini (KLD) Research و Analytics مشخص شده اند.
۳ـ۲٫ برآورد مدیریت سود
تحقیقات قبلی اقدام به اندازه گیری EM به روش های متعددی نموده اند (Dechow و همکاران، ۲۰۱۰). با این وجود، در این مطالعه، ما به دلایل متعددی اقدام به اندازه گیری EM با استفاده از سوابق LLPs و RSGLs به وسیله بانک ها در نمونه خود نمودیم. GAAP ایالات متحده برای به حساب آوردن هر دوی مؤلفه های LLPs و RSGLs در طی بحران های مالی با توجه به ویژگی های قابل توجه بانک ها در ارتباط با مدیریت سود آنها مدنظر قرار گرفته است. دوماً، تحقیق قبلی مشخص کننده این موضوع می باشد که هر دوی مؤلفه های LLPs و RSGLs به منظور مدیریت سود به وسیله بانک های تجاری بکار گرفته شده اند (Anandarajan و همکاران، ۲۰۰۷، Beatty و همکاران، ۲۰۰۲، Cornett و همکاران، ۲۰۰۹). سوماً، آنها به عنوان شایع ترین راهکارهای ارزیابی EM در مطالعات خاص مربوط به بانکداری تلقی شده اند (Kanagaretnam,  Krishnan و Lobo، ۲۰۱۰، Leventis و همکاران، ۲۰۱۱).
بر مبنای نظر Cornett و همکاران (۲۰۰۹)، LLPs به عنوان ابزار اصلی استفاده شده به وسیله بانک ها جهت مدیریت سود خود تلقی می شود. LLPs به عنوان یک گزینه گران قیمت گزارش شده در ارتباط با صورتحساب مالی می باشد که بازتاب دهنده ارزیابی دوره جاری مدیران از سطح آتی زیان های وام می باشد. به هنگامی که مدیران اقدام به افزایش LLPs می نمایند، درآمد خالص کاهش می یابد و عکس این موضوع نیز صحت دارد. LLPs قابلیت حاصل آوردن زیان های مورد انتظار آتی را خواهد داشت که در صورتی بروز خواهند نمود که یک وام گیرنده قابلیت باز پرداخت وام خود به بانک بر مبنای قرارداد وامی خود را نداشته باشد.
 
۳ـ۳٫ برآورد مسئولیت پذیری اجتماعی شرکتی
ما از رتبه بندی های کاملاً مشخص شده برای فعالیت های CSR، فراهم آمده بر مبنای تحقیقات KLD  و Analytics استفاده نمودیم. رتبه بندی های KLD برای اقلام مرتبط با ـ CSR از منابع مختلفی نظیر آژانس های دولتی، سازمان های غیردولتی، انتشارات جهانی، گزارشات سالیانه، اقلام پر شده در ارتباط با مقررات و قواعد، صورتحساب ها و جزئیات بیان شده به وسیله شرکت ها همراه با موارد افشا شده شرکتی. همانند مطالعات قبلی (به Benson و Davidson، ۲۰۱۰، Berman، Wicks، Kotha و Jones، ۱۹۹۹، Ghoul و همکاران، ۲۰۱۱، Hillman و Keim، ۲۰۰۱ رجوع شود)، ما از رتبه بندی های KLD جهت اجتناب از سوگیری خود تحمیلی با توجه به تعریف و برآورد CSR استفاده نمودیم.
۳ـ۴٫ مدل تجربی
جهت آزمایش ارتباط بین CSR و EM، ما اقدام به ارزیابی معادلات همزمان خطی مرتبط با دو مدل سطح مقطع با توجه به مطالعات قبلی می نماییم (Labelle، Gargouri، و Francoeur، ۲۰۱۰، Prior و همکاران، ۲۰۰۸) که مؤکد آن هستند که CSR و EM را می بایست به صورت برون زاد مورد بررسی قرار داد. بنابراین، جهت مشخص سازی EM و دیگر عوامل مؤثر CSR در قسمت سمت راست یک معادله دارای CSR به عنوان یک متغیر وابسته ممکن است منجر به ایجاد نوعی سوگیری و برآوردهای OLS ناپایدار شود (Gujarati، ۱۹۹۵، Koutsoyiannis، ۱۹۷۷). در حقیقت، مطالعات CSR اخیر بر روی اهمیت کنترل مسایل برون زاد تأکید داشته اند (Garcia-Castro و همکاران، ۲۰۱۰، Hillman و Keim، ۲۰۰۱). Gujarati (۱۹۹۵) و Koutsoyiannis (۱۹۷۷) مخاطب قرار دادن یک مسئله درون زاد محتمل از طریق ارزیابی یک رگرسیون ۲SLS را در نظر گرفته و این روش در مطالعات متعددی بکار گرفته شده است (به مباحث Owusu-Ansah,  Leventis، و Caramanis، ۲۰۱۰ رجوع شود).
۴- یافته های تجربی
۴ـ۱٫ نتایج تحلیل ۲SLS
برآوردهای معادلات (۵) و (۶) با استفاده از OLS در صورتی که CSR و EM به صورت درون زاد مشخص شوند ناسازگار خواهند بود، چرا که حداقل برخی از متغیرهای مستقل دارای همبستگی با عبارات صفر این معادلات می باشند (Gujarati، ۱۹۹۵، Koutsoyiannis، ۱۹۷۷). به منظور مخاطب قرار دادن هر یک از مشکلات درون زاد بالقوه، ما نسبت به برآورد رگرسیون ۲SLS اقدام می نماییم. تحت فرضیه تهی که بر مبنای آن CSR و EM به صورت درون زاد مشخص نمی شوند، برآوردهای OLS سازگار و مؤثر خواهند بود، در حالی که برآوردهای ۲SLS سازگار اما در عین حال نامکفی می باشند. بر مبنای فرضیه جایگزین که CSR و EM به صورت درون زاد مشخص می شوند، صرفاً برآوردهای ۲SLS به صورت پایدار و سازگار تلقی می شوند. یافته Hausman (۱۹۷۸) آزمایش مشخصه همزمان یا متقارن (مقدار ـ p دو طرفه = ۲۹۳/۰) مشخص می سازد که فرضیه تهی را می توان رد نمود.
۴ـ۲٫ تحلیل حساسیت
ما استواری یافته های خود  را  از  طریق  انجام چندین آزمایش حساسیت مورد بررسی قرار می دهیم. در ابتدا، تحقیقات قبلی مؤکد آن می باشند که وجود یک مشکل درون زاد بالقوه EM و عملکرد مالی (اندازه گیری شده در اینجا به وسیله EBIT [Cornett و همکاران، ۲۰۰۹])، و همچنین بین CSR و عمکلرد مالی (Garcia-Castro و همکاران، ۲۰۱۰) وجود دارد. این مورد ما را وا می دارد تا اقدام به انجام یک معادله سوم نماییم که در آن EBIT به عنوان یک متغیر درون زاد مشخص می شود. بنابراین، به منظور مخاطب قرار دادن مسئله درون زایی بالقوه، ما دو رویکرد را دنبال می نماییم: (۱) ما متغیر EBIT را از سیستم معادلات خود مستثنی نموده و اقدام به ارزیابی مجدد سیستم  ۲SLSمی نماییم، و (۲) همانگونه که در مبحث Labelle و همکاران (۲۰۱۰) ارائه شده است، ما یک نگارش تأخیری متغیر EBIT (EBITt−۱) را شامل می نماییم. این یافته ها از نقطه نظر کمی مشابه با موارد گزارش شده قبلی می باشند.
۵- نتیجه گیری
مقاله جاری که توجه خاصی به آن در خلال سالیان اخیر شده است در ارتباط با درک این موضوع می باشد که آیا تعهد شرکتی به فعالیت های CSR نقش قابل توجهی در ارتباط با کیفیت گزارش دهی مالی و بالعکس بازی می نماید یا خیر (Chih و همکاران، ۲۰۰۸، Heltzer، ۲۰۱۱، Hong و Andersen، ۲۰۱۱، Kim، ۲۰۱۲، Labelle و همکاران، ۲۰۱۰، Prior و همکاران، ۲۰۰۸، Scholtens و Kang، ۲۰۱۳). با این وجود، تأکید اندکی در ارتباط با بررسی ارتباط دو سویه در خصوص بخش تأثیرگذار بانکداری ایالات متحده حاصل آمده است. به منظور پر کردن این شکاف، در این مبحث ما اقدام به بررسی ارتباط بین CSR و EM با  استفاده از یک نمونه متشکل از ۱۱۶ بانک تجاری لیست شده آمریکایی در طی یک دوره پنج ساله از سال ۲۰۰۳ الی ۲۰۰۷ نموده ایم.
تحلیل ما مشخص کننده آن است که نوعی ارتباط مثبت بین CSR و EM وجود دارد، یعنی مدیران بانکی که اقدام به دستکاری سود نموده اند سعی در بیشتر نمودن شمولیت خود در فعالیت های  CSR  می نمایند. ما  نسبت  به  تفسیر روش های سئوال برانگیز  مالی  اقدام  می نماییم و آن را به عنوان راهکارهایی در نظر می گیریم که مدیران به منظور تأثیرگذاری بر سوددهی با توجه به علاقه اقتصادی شخصی خود مدنظر قرار داده و این مورد غالباً در ارتباط با سود سالیانه شرکتی می باشد. در تعامل با تئوری قانونی، چنین راهکارهایی ایجادکننده خطرات نهفته برای اعتبار بانک ها می باشد و در عین حال از تأثیرات مخربی در صورت عمومی شدن آنها برخوردار هستند. CSR به عنوان یک استراتژی قابل توجه به شمار می آید که به وسیله مدیران بانکی جهت تحریف توجه از روش های حسابداری نامطلوب و جهت ایجاد یک سپر محافظتی از طریق ایجاد یک پروفایل مسئولیت پذیری اجتماعی ارائه و بکار گرفته شده است.
این نگرش که درگیری در CSR سبب ایجاد یک استراتژی متمرکز برای بانک ها در این زمینه می شود متعاقباً بر مبنای یافته های ما مورد تأکید قرار می گیرد. یافته های ما نشان دهنده آن هستند که سود پایین در ارتباط با حسابداری، که نهایتاً مدیران بانکی آن را به عنوان خطر بالقوه ای برای منافع خود در نظر می گیرند، در ارتباط با سرمایه گذاری گسترده در فعالیت های CSR می باشد. به علاوه، سرمایه گذاری بالا در موارد ناملموس، که همچنین برحسب پیچیدگی زیاد و بر مبنای ارزش گذاری و ظرفیت جذب زیان پایین توصیف می شوند، به وسیله شمولیت بالا در راهکارهای CSR تکمیل می گردد.
به علاوه، یافته های ما مؤکد آن هستند که میزان شمولیت یک بانک در فعالیت های CSR در خصوص تعیین میزان افراط یک بانک در راهکارهای EM تأثیرگذار نمی باشد. از طریق تحلیل اجزای تئوری های قانونی و سیگنالینگ، ما این بحث را مطرح می نماییم که کار کردن در داخل بازارهایی که بر مبنای اطلاعات ناقص توصیف می شوند، برخی از بانک ها ممکن است به راهکارهای CSR رجوع نموده تا قابلیت ارائه سیگنال کیفیت های داخلی خود و ایجاد یک پروفایل سازمانی با ویژگی مسئولیت پذیری اجتماعی متمایز را داشته باشند. این مورد با توجه به عدم حساسیت در خصوص ایجاد یک تصویر ممتاز و توجه به ویژگی های برجسته، بانک ها اقدام به پیاده سازی استراتژی های CSR به منظور متمایز سازی خود از دیگر مؤسسات در این صنعت نموده، بدون آنکه چنین تاکتیک هایی دارای تأثیری بر روی EM باشند. به علاوه، تحلیل ما نشان دهنده آن است که بانک هایی که دارای ظرفیت های بالاتری برحسب اندازه و سرمایه در دسترس (CAP) می باشند در موقعیت ممتازتری جهت حاصل آوردن، حفظ و ایجاد یک ویژگی ممتاز قرار دارند.
به طور کلی، مطالعه ما مشخص کننده آن است که ارتباط CSR–EM به صورت دو سویه نمی باشد. این مورد به وسیله نتایج ما نشان داده شده است که معرف آن می باشد که در عین آنکه شمولیت بالا در EM سبب افزایش درگیری در CSR می شود، شمولیت در CSR موجب مشخص سازی راهکارهای EM نخواهد شد. به علاوه، یافته های ما مشخص کننده این موضوع می باشند که CSR به عنوان یک ابزار مشروع تلقی گردیده که به وسیله مدیران بانک ها پیاده می شود تا از این طریق قابلیت انحراف توجه از راهکارهای سئوال برانگیز حسابداری را داشته باشند یا با استفاده از آن بتوانند قابلیت حاصل آوردن کیفیت های ناملموسی را حاصل آورند  که می تواند به آنها در خصوص ایجاد یک پروفایل ممتاز در داخل صنعت کاملاً رقابتی بانکداری کمک نماید.
لطفا به جای کپی مقالات با خرید آنها به قیمتی بسیار متناسب مشخص شده ما را در ارانه هر چه بیشتر مقالات و مضامین ترجمه شده علمی و بهبود محتویات سایت ایران ترجمه یاری دهید.
تماس با ما

اکنون آفلاین هستیم، اما امکان ارسال ایمیل وجود دارد.

به سیستم پشتیبانی سایت ایران ترجمه خوش آمدید.