ایران ترجمه – مرجع مقالات ترجمه شده دانشگاهی ایران

پدیده اطمینان بیش از حد مدیران عامل و خطر سقوط قیمت سهام

پدیده اطمینان بیش از حد مدیران عامل و خطر سقوط قیمت سهام

پدیده اطمینان بیش از حد مدیران عامل و خطر سقوط قیمت سهام – ایران ترجمه – Irantarjomeh

مقالات ترجمه شده آماده گروه حسابداری
مقالات ترجمه شده آماده کل گروه های دانشگاهی

مقالات رایگان

مطالعه ۲۰ الی ۱۰۰% رایگان مقالات ترجمه شده

۱- قابلیت مطالعه رایگان ۲۰ الی ۱۰۰ درصدی مقالات ۲- قابلیت سفارش فایل های این ترجمه با قیمتی مناسب مشتمل بر ۳ فایل: pdf انگیسی و فارسی مقاله همراه با msword فارسی -- تذکر: برای استفاده گسترده تر کاربران گرامی از مقالات آماده ترجمه شده، قیمت خرید این مقالات بسیار کمتر از قیمت سفارش ترجمه می باشد.  

چگونگی سفارش

الف – پرداخت وجه بحساب وب سایت ایران ترجمه (شماره حساب) ب- اطلاع جزئیات به ایمیل irantarjomeh@gmail.com شامل: مبلغ پرداختی – شماره فیش / ارجاع و تاریخ پرداخت – مقاله مورد نظر -- مقالات آماده سفارش داده شده عرفا در زمان اندک یا حداکثر ظرف مدت چند ساعت به ایمیل شما ارسال خواهند شد. در صورت نیاز فوری از طریق اس ام اس اطلاع دهید.
مقالات ترجمه شده حسابداری - ایران ترجمه - irantarjomeh
شماره
۷۴
کد مقاله
ACC74
مترجم
گروه مترجمین ایران ترجمه – irantarjomeh
نام فارسی
پدیده اطمینان بیش از حد مدیران عامل و خطر سقوط قیمت سهام
نام انگلیسی
CEO Overconfidence and Stock Price Crash Risk
تعداد صفحه به فارسی
۶۱
تعداد صفحه به انگلیسی
۴۰
کلمات کلیدی به فارسی
اطمینان بیش از حد, خوش بینی, ریسک سقوط, سوگیری مدیریتی
کلمات کلیدی به انگلیسی
Overconfidence, optimism, crash risk, managerial bias
مرجع به فارسی
دپارتمان حسابداری، دانشگاه هنگ کنگ
مرجع به انگلیسی
Department of Accountancy, City University of Hong Kong
قیمت به تومان
۲۲۰۰۰
سال
۲۰۱۳
کشور
هنگ کنگ

 

پدیده اطمینان بیش از حد مدیران عامل و خطر سقوط قیمت سهام
دپارتمان حسابداری، دانشگاه هنگ کنگ
۲۰۱۳
چکیده
مدیرانی که از اطمینان بیش از حد برخوردار می باشند به احتمال زیادی نسبت به ارزیابی بیش از حد خوشبینانه در ارتباط با بازده پروژه های سرمایه گذاری خود اقدام نموده و با سوء تعبیر، ارزش خالص فعلی (NPV) منفی را بعنوان پدیده ای با قابلیت ایجاد ارزش تلقی می کنند. آنها بر این مبنا سعی در نادیده گرفتن و توضیح یکسویه بازخورد های ملاحظه شده منفی می نمایند. در نتیجه، پروژه های NPV منفی برای مدت های مدید همچنان باقی مانده و عملکرد بد آنها همچنان انباشته می گردد، پدیده ای  که در نهایت ممکن است منجر به سقوط قیمت سهام شود. با استفاده از نمونه بزرگی از شرکت های مرتبط،  از ۱۹۹۳ الی ۲۰۱۰، ما در می یابیم که شرکت های دارای مدیران عامل یا مدیران ارشد اجرایی با ویژگی اطمینان بیش از حد، در مقایسه با شرکت هایی که از چنین مدیرانی بهره مند نبوده اند، از احتمال سقوط بالاتر قیمت های سهام برخوردار می باشند. تأثیر اطمینان بیش از حد مدیریتی بر روی ریسک سقوط قیمت به هنگامی بیشتر نمود می یابد که چنین مدیرانی در تیم مدیریت ارشد شرکت ها بیشتر نفوذ داشته باشند.
کلمات کلیدی: اطمینان بیش از حد، خوش بینی، ریسک سقوط، سوگیری مدیریتی
مقدمه
بحران مالی اخیر سبب ایجاد انگیزه بیشتری در خصوص بررسی و درک قابل توجه و سعی در پیش بینی مناسب فرآیند سقوط قیمت های سهام شده است. مدل های متعدد تئوریکی مشخص می سازند که مدیران شرکتی جهت مخفی سازی خبرهای بد و تعویق اطلاع رسانی در خصوص پایان پروژه های با ارزش خالص فعلی (NPV) منفی انگیزه زیادی دارند. به هنگام انباشتگی اینگونه خبرها و فراتر رفتن آنها از یک آستانه خاص، در نهایت سبب عبور از حد آستانه ای شده و انتشار آنها خود سبب سقوط قیمت سهام خواهد شد (Benmelech و همکاران، ۲۰۱۰، Bleck و همکاران، ۲۰۰۷، Jin و همکاران، ۲۰۰۶). همانند غالب مطالعات انجام شده در ارتباط با تئوری نمایندگی سنتی، ویژگی متعارف این نوع از مدلهای تئوریکی این فرض می باشد که مدیران به عنوان آن دسته از افرادی به شمار می آیند که به طور منطقی می بایست قابلیت به حداکثر رسانی سودمندی مورد انتظار شرکتی را داشته باشند، اما در عین حال این دسته از مدیران ممکن است سبب به مخاطره انداختن مسایل اخلاقی شرکت نیز گردند. به طور مثال در مدل Benmelech و همکاران (۲۰۱۰)، ویژگی های جبرانی  مسایل مربوط به سهام سبب می شوند تا مدیران اقدام به مخفی سازی اخبار بد در ارتباط با رشد شرکتی نموده تا از این طریق قابلیت به حداقل رسانی ارزش سهام سهامداران را داشته باشند. به طور مشابه، Bleck و Liu (۲۰۰۷) انگیزه هایی را در نظر گرفته  اند که بر مبنای آن مدیران اقدام به حاصل آوردن بیشترین میزان سوددهی نموده تا بر این مبنا با توجه به ارائه چنین شاخص هایی سعی در به تأخیر انداختن اعلان انحلال پروژه های بد نمایند.
در این مقاله، ما اقدام به ارائه و آزمایش یک فرآیند توصیفی جدید برای بیان چنین رفتاری از سوی مدیریت، در خصوص اعلان خبرهای بد،  می نمائیم که خود سبب بروز مشکل و سقوط قیمت سهام می شود. به جای تمرکز بر روی ویژگی های سطح شرکتی که سبب ایجاد مولفه های متناقض و در عین حال انگیزه های منطقی می شود، ما اقدام به بررسی این موضوع خواهیم نمود که آیا سقوط قیمت سهام را می توان بر مبنای ویژگی های شخصی مدیران و سوگیری های روانشناختانه آنها مورد بررسی قرار داد یا خیر. علی الخصوص، ما بر روی تأثیر اعتماد بیش از حد یا خوش بینی بیش از حد تمرکز نموده و آن را تحت عنوان تمایل افراد در خصوص ارزیابی بیش از حد توانایی و تبحر خود قلمداد نموده و چنین موردی را به عنوان یکی از ویژگی های بروز نموده به وسیله مدیران، جهت نشان دادن شخصیت مثبت خود و حصول چشم اندازهای آتی از نظر آنها، قلمداد می نماییم. مباحث روانشناختانه قبلی مشخص ساخته اند که اطمینان بیش از حد به عنوان یک مؤلفه خاص با قابلیت سوگیری پایدار و استوار در خصوص بسیاری از موضوعات و نمونه ها مخصوصاً برای مدیران ارشد اجرایی به شمار می آید (Alicke، ۲۰۰۵، Baker و همکاران، ۲۰۱۲، Goel و همکاران، ۲۰۰۸، Moore و همکاران، ۲۰۰۸، Taylor و همکاران، ۱۹۸۸، Weinstein، ۱۹۸۰).
مدیران عاملی که از اعتماد بیش از حدی برخوردار هستند غالباً سعی در ارزیابی بیش از حد میزان گردش وجوه آتی پروژه های سرمایه گذاری و همچنین قابلیت خود در خصوص ارائه عملکرد مناسب می نمایند (Heaton، ۲۰۰۲، Malmendier و همکاران، ۲۰۰۵، ۲۰۰۸، Malmendier و همکاران، ۲۰۱۱). در نتیجه، آنها غالباً درک مناسبی از پروژه های NPV منفی با توجه به ایجاد ارزش آنها ندارند. آنها همچنین نمی توانند به صورت منطقی بازخوردهای منفی در خصوص پروژه هایی که تحت مدیریت دارند را بررسی و کنترل نمایند (Taylor و همکاران، ۱۹۸۸، Taylor و همکاران، ۱۹۹۵). در پی مشاهده بازخورد منفی، یک مدیر منطقی سعی در اصلاح انتظارات خود نموده و ممکن است به این نتیجه برسد که چنین پروژه هایی از NPV منفی برخوردار هستند، در مقابل، مدیر دارای اعتماد بیش از حد چنین موردی را هرگز قبول نخواهد نمود. آنها سعی در نادیده گرفتن بازخورد منفی نموده و عقیده دارند که پروژه های آنها از چشم انداز روشنی در آینده برخوردار خواهند بود. به علاوه، چنین مدیرانی عقیده دارند که آنها از قابلیت کافی جهت کنترل خروجی ها برخوردار بوده و از این طریق احتمال شکست را کمتر از میزان واقعی تصور می نمایند (Malmendier و همکاران، ۲۰۰۵). این مورد منجر به تداوم تصورات آنها در خصوص پروژه های NPV منفی در خلال ایام مختلف می شود. عملکرد ضعیف این دسته از پروژه ها تدریجاً انباشته شده و در نهایت به حد کامل خود رسیده و منجر به سقوط قیمت سهام خواهد شد.
اعتماد بیش از حد همچنین بر روی میزان اطلاعات مالی مدیران در خصوص بازار سهام نیز تأثیرگذار می باشد. با عقیده بر آنکه آنها قابلیت به حداکثر رسانی ارزش طولانی مدت سهام از طریق تداوم پروژه های سرمایه گذاری را خواهند داشت چنین مدیرانی دیگر تمایلی به انتشار بازخوردهای منفی مشاهده شده در خصوص پروژه ها به بیرون از محیط کاری ندارند، تا از این طریق از انتشار اخبار نامطلوب به سرمایه گذاران “بی تاب” جلوگیری کنند. آنها همچنین از حساب های تعهدی مثبت و افشای داوطلبانه جهت القای عقاید خوش بینانه خود در خصوص رویکردهای طویل المدت شرکتی در ارتباط با بازار سهام استفاده می نمایند. بنابراین چنین رویکردی ممکن است نهایتاً منجر به ایجاد رویه های نامناسب و رفتارهای نادرست گردیده و در مقابل می تواند به فروپاشی شرکت و سقوط قیمت سهام بیانجامد.
جهت بررسی ارتباط بین اعتماد بیش از حد مدیران ارشد اجرایی و ریسک سقوط سهام، ما از چندین شاخص مرتبط استفاده می نماییم. ما در ابتدا نوعی نگارش اصلاح شده Malmendier–Tate (۲۰۰۵) در خصوص برآورد اعتماد بیش از حد را عرضه داشته و متعاقباً روش Campbell و همکاران (۲۰۱۱) را بررسی خواهیم نمود. برآوردهای مرتبط نیز در خصوص گزینه  های سهام و دوره سرمایه گذاری مدنظر قرار می گیرند. یک مدیر عامل یا مدیر ارشد اجرایی که سعی در حفظ ویژگی ها و گزینه های پولی می نماید احتمالاً در ارتباط با قابلیت خود در زمینه مدیریت مؤلفه های شرکتی بیش از حد مطمئن بوده و این موضوع با توجه به مشخصه های بیان شده از سوی Campbell و همکاران (۲۰۱۱) و Schrand و Zechman (۲۰۱۲) نیز مشخص گردیده است که بر مبنای نظارت آنها دو برآورد از طریق مشخص سازی مؤلفه های سوگیری خوش بینانه مدیران با توجه به ویژگی های سرمایه گذاری و تصمیمات مالی برآورد و مشخص گردیده است. بر این مبنا ما سعی در استفاده از برآورد ارائه شده از سوی Malmendier-Tate نموده و با استفاده از نمونه کاهش یافته CEO ها با استفاده از داده های مرتبط از ExecuComp اقدام به نتیجه گیری در این زمینه خواهیم نمود (Malmendier و همکاران، ۲۰۱۱). متعاقباً نظارت Hutton و همکاران (۲۰۰۹) و Chen و همکاران (۲۰۰۱) مطرح شده که بر مبنای آن اقدام به برآورد ریسک سقوط قیمت ها بر حسب ویژگی های شرکتی با توجه به احتمالات حاد و بازده های هفتگی منفی شرکتی و چولگی منفی بازده شرکتی می نماییم. به علاوه، ما برآورد ریسک سقوط قیمت با توجه به مشخصه های Bradshaw و همکاران (۲۰۱۰) به منظور حاصل آوردن میزان چنین سقوطی را مورد بررسی قرار داده و نتایج مشخصی را از آن حاصل خواهیم نمود.
ما با استفاده از نمونه بزرگی از شرکت ها در بانک اطلاعاتی (S&P) برای دوره ۱۹۹۳ الی ۲۰۱۰، در می یابیم که شرکت های دارای مدیرانی که از اطمینان بیش از حد برخوردار هستند به احتمال بیشتری ممکن است با سقوط قیمت سهام با توجه به ویژگی های خاص شرکتی در آینده برخوردار گردند که در تعامل با پیش بینی ما می باشد. نتایج حاصله با توجه به برآوردهای مختلف در این زمینه قوی و استوار هستند. مباحث سازمانی قبلی مشخص کننده این موضوع می باشند که تأثیر خطاها یا سوگیری های مدیران بر روی نتایج تصمیمات اقتصادی به هنگامی بیشتر خواهد بود که قدرت تصمیم گیری در دست مدیران ارشد اجرایی متمرکز باشد (Adams و همکاران، ۲۰۰۵، Sah و همکاران، ۱۹۸۶، Sah و همکاران، ۱۹۹۱). بنابراین، ما مشخص می سازیم که تأثیر اطمینان بیش از حد مدیر عامل بر روی ریسک سقوط برای آن دسته از شرکت هایی که مدیران عامل یا مدیران  ارشد اجرایی قدرت بیشتری دارند گسترده تر خواهد بود. جهت بررسی این پیش بینی، ما اقدام به سنجش این ویژگی و تمرکز مدیران یا حاکمیت بالای آنها با استفاده از برآورد CPS نمودیم که به وسیله Bebchuk و همکاران توسعه یافته است (۲۰۰۱). CPS به عنوان کسری از جبران انباشته یک تیم پنج نفره مدیریت ارشد مدنظر می باشد. در تعامل با این پیش بینی، ما در می یابیم که ارتباط بین اطمینان بیش از حد مدیران و ریسک سقوط قیمت برای آن دسته از شرکت هایی که دارای CPS بالاتری هستند بیشتر خواهد بود.
مقاله ما در ارتباط با چندین مطالعه انجام شده در این زمینه می باشد. در ابتدا، ما تعامل خود را در ارتباط با توصیف سقوط قیمت سهام در نظر می گیریم. با استفاده از یک چارچوب تئوری نمایندگی سنتی، یک سری از تحقیقات تئوریکی و تجربی گسترده اخیر قابلیت مشخص سازی عوامل متعدد در ارتباط با ریسک سقوط خاص شرکتی را خواهند داشت (Benmelech و همکاران، ۲۰۱۰، Bleck و همکاران، ۲۰۰۷، Hutton و همکاران، ۲۰۰۹، Jin و همکاران، ۲۰۰۶، Kim و همکاران، ۲۰۱۱الف، ۲۰۱۱ب). بر خلاف این مطالعات، ما یک سری از عامل های روانشناختی را برای ارزیابی علل سقوط در نظر گرفته که ارتباطی با موجودیت صرف مشکلات نمایندگی ندارند. ما این ویژگی را در نظر می گیریم که یک مدیر ارشد اجرایی که از اطمینان زیادی برخوردار است نیز می تواند سبب بروز سقوط خاص شرکتی در این زمینه گردد، حتی در صورتی که هیچ گونه تعارض منافعی بین اینگونه از مدیران و سهامداران یا سرمایه گذاران بیرون از شرکت وجود نداشته باشد. ما مشخص می سازیم که مدیران دارای اطمینان بیش از حد ممکن است به خوبی اینگونه تصور نمایند که آنها قابلیت به حداکثر رسانی ارزش سهام دراز مدت سهامداران از طریق تداوم پروژه های NPV منفی و مخفی سازی بازخورد منفی را خواهند داشت، چرا که آنها منطقاً اینگونه ارزیابی می نمایند که چنین نوع از ارزش های ذاتی می تواند به صورت مستمر برای این پروژه ها به وجود آید. چنین مبحثی در تعارض روشن با تئوری های قبلی است که در نظر می گیرند که مدیران قابلیت بررسی و تعامل منطقی پروژه های سرمایه گذاری با توجه به ارزش ذاتی آنها در هر نقطه از زمان را داشته و بنابراین می توانند نسبت به مخفی سازی اخبار بد جهت حاصل آوردن مزیت های شخصی اقدام نمایند (همانند Bleck و Liu، ۲۰۰۷). بنابراین مطالعه ما خود نوعی ویژگی مکمل را برای تئوری نمایندگی در ارتباط با ویژگی های اخبار بد و سقوط قیمت سهام را از طریق فراهم آوردن یک سری از توصیفات مرتبط و در عین حال مختلف و اساسی ارائه داشته است.
در نهایت، مطالعه ما در ارتباط با مباحث گسترده تری می باشد که در آنها اقدام به بررسی تأثیر سبک های مدیریتی بر روی رفتار و عملکرد شده است. نقطه کلیدی این مبحث آن است که مدیران غالباً بر روی تصمیمات شرکتی تأثیر گذار هستند و به علاوه این تأثیر را می توان در ویژگی های سطح شرکتی ـ صنعتی ـ و بازاری نیز مشاهده نمود. به طور مثال، مطالعه اولیه ارائه شده به وسیله Bertrand و Schoar (۲۰۰۳) نشان می دهد که مدیران به صورت فردی بر روی تصمیمات سرمایه گذاری، امور مالی و رویه های سازمانی تأثیرگذار هستند. ما از طریق نشان دادن یک نوع از سبک مدیریتی (همانند اطمینان بیش از حد) ویژگی های تعاملی خود را به حساب آورده و در این راستا قابلیت توصیف ریسک سقوط قیمت سهام با توجه به ویژگی های خاص شرکتی را خواهیم داشت.
 
 
 مباحث مرتبط و پیش بینی های تجربی
اقتصاددانان مالی علاقه قابل توجهی به مسایل مربوط به سقوط قیمت سهام یا چولگی منفی در بازده سهام دارند. توصیفات اولیه برای منبع چولگی منفی بر روی مکانیزم بازار مالی نظیر اثر اهرمی، بازخورد فراریت و حباب های تصادفی تمرکز دارند. در عین آنکه چنین مطالعاتی مدل های خود را با توجه به چارچوب سرمایه گذاری نماینده مشخص می سازند، مطالعه اخیر انجام شده به وسیله Hong و Stein (۲۰۰۳) نشان می دهد که ناهمگنی سرمایه گذاران به عنوان یک ویژگی متمرکز در این عرصه به شمار می آید. مخصوصاً، نویسندگان این بحث را مطرح می نمایند که به هنگامی که نظرات مختلفی در بین سرمایه گذاران وجود دارد، سرمایه گذاران بی اخلاق دارای اخبار نامطلوب که در مواجهه با محدودیت های فروش استقراضی مواجه می باشند غالباً به سمت راه حل های حاشیه ای روی می آورند. این بدان معنا می باشد که این دسته از سرمایه گذاران اقدام به فروش کلیه سهام خود نموده و از بازار سهام کنار می روند. در نتیجه، اطلاعات آنها به طور کامل در تعامل با قیمت های سهام به حساب نمی آید. مدل Hong–Stein متعاقباً مشخص کننده آن می باشدکه اطلاعات مخفی انباشته غالباً در طی رکود بازار ظهور نموده که منجر به بروز داده های پرت یا دور افتاده منفی می شود.
برآورد داده ها و متغیرها
داده ها
نمونه مورد تحلیل اصلی ما بر مبنای مدیران عامل ـ سال ـ شرکتی در بانک اطلاعات ExecuComp بین سالیان ۱۹۹۳ و ۲۰۱۰ می باشد. این بانک اطلاعاتی مشتمل بر ۱۵۰۰ S&P شاخص شرکت ها و شرکت هایی می باشد که زمانی به عنوان بخشی از چنین شاخصی به حساب نمی آمده اند. جهت محاسبه شاخص های اصلی اطمینان بیش از حد مدیران عامل، ما متعاقباً اقدام به جمع آوری داده های سهام مدیران موجود در ExecuComp نمودیم. بعداً مشاهدات مفقوده داده های حسابداری Compustat و مرکز تحقیقاتی در ارتباط با قیمت های سهام، میزان بازده و داده های حجم تجاری در ارتباط با ارزیابی ریسک سقوط و متغیرهای کنترل را پالایش نمودیم. ما همچنین آن دسته از شرکت هایی که دارای قیمت سهام انتهایی سال کمتر از ۱ دلار بوده است را حذف کردیم. نمونه اصلی شامل ۲۳۹۲۵ مشاهدات سال شرکتی می باشد. دومین و سومین شاخص اطمینان بیش از حد به دست آمده نیازمند داده های بیشتر Compustat می باشند. بنابراین تعداد مشاهدات برای مشخصه های رگرسیون با توجه به برآورد دوم و سوم به ۲۰۷۴۹ مورد تقلیل یافت.
برآورد اطمینان بیش از حد
برآورد اصلی ما در خصوص اطمینان بیش از حد یک شاخص گزینه مبنای سهام می باشد که با توجه به مباحث Malmendier و Tate (۲۰۰۵) ایجاد شده است. این برآورد از زمانبندی گزینه ها جهت مشخص سازی اطمینان بیش از حد مدیران استفاده می نماید. به طور کلی، مدیران به میزان زیادی در معرض خطرات ویژه مربوط به شرکت ها می باشند چرا که ارزش سرمایه انسانی آنها کاملاً مرتبط با عملکرد شرکتی خواهد بود. بنابراین، غالباً برای مدیران ریسک گریز، مدیران عادی و مدیرانی که غالباً تنوع را در نظر نمی گیرند ترجیح استفاده از گزینه های سهام شرکتی خود در ابتدا و متعاقباً در صورت موفقیت ادامه چنین راهکاری برای موارد دیگر می باشد (Hall و همکاران، ۲۰۰۲). با این وجود، Malmendier و Tate (۲۰۰۵) دریافتند که زیرمجموعه ای از مدیران در داده های خود به صورت متوالی قابلیت انجام کلیه چنین مواردی را ندارند.
بنابراین نویسندگان این بحث را مطرح می نمایند که اطمینان بیش از حد سبب می شود تا اقدام به تعویق قرارداد اختیار نمایند چرا که این دسته از مدیران بازده آتی پروژه های سرمایه گذاری را بیش از حد تخمین می زنند. به علاوه، Malmendier و Tate (۲۰۰۵) به دقت جایگزین این مسئله را رد می کنند، آن هم با توجه به تشریح اطلاعات مبنای قراردادهای آخری از طریق نشان دادن آنکه چنین مدیرانی به طور کامل و فزاینده اقدام به حفظ اختیارات سهام شرکتی نموده و بازده غیرآتی معنی داری را در شاخص ۵۰۰ S&P به دست نیاورده اند.
برآورد ریسک سقوط قیمت سهام
در پی نظرات Hutton و همکاران (۲۰۰۹) و Kim و همکاران (۲۰۱۱ الف، ب)، ما در ابتدا نسبت به ارزیابی بازده های هفتگی خاص شرکتی برای هر شرکت و سال اقدام نمودیم چرا که ما به بازده های خاص شرکتی و سقوط های مرتبط با آن علاقه داریم. علی الخصوص، بازده های هفتگی خاص شرکتی که به وسیله W مشخص می شود، به عنوان لگاریتم طبیعی یک به علاوه بازده باقیمانده از رگرسیون مدل شاخص گسترش یافته مشخص می گردد:
تحلیل تجربی
آمار توصیفی و تحلیل تک متغیره
جدول ۱ نشان دهنده فراوانی مدیران دارای اعتماد بیش از حد در نمونه ما می باشد. میانگین این فراوانی که بر مبنای برآورد اختیار مبنا حاصل شده است (یعنی OC_CJRS) برابر با ۰/۳۴ درصد می باشد که تقریباً برابر با ۱/۳۴% فراوانی گزارش شده به وسیله Campbell و همکاران (۲۰۱۱) است. چنین موردی انتظار می رود، چرا که ما از راهکار تقریباً یکسانی همانند نویسندگان مرتبط استفاده نمودیم. بر مبنای برآورد اختیار مبنا، نوعی خط مشی افزایشی در فراوانی مدیران دارای اطمینان بیش از حد در بخش اولیه دوره نمونه مشاهده می شود. علت این امر را می توان به واسطه این موضوع مشخص کرد که چنین مدیرانی که در هر سال با این خصیصه مشخص شده اند در ادامه دوره نمونه برداری نیز همچنان دارای چنین خصیصه ای می باشند.
تحلیل رگرسیون اصلی
جهت آزمایش رسمی پیش بینی که بر حسب آن مدیران دارای اطمینان بیش از حد به طور مثبتی در ارتباط با ریسک سقوط قیمت سهام می باشند، ما از مشخصه های رگرسیون کلی استفاده می نماییم:
تأثیر تسلط CEO
Sah و Stiglitz (۱۹۸۶، ۱۹۹۱) این بحث را مطرح نمودند که معماری سیستم اقتصادی یا سازمان بر روی خطاهای قضاوت حاصله به وسیله اشخاص در داخل سیستم یا سازمان تأثیرگذار است و همچنین بر روی چگونگی انباشته شدن این خطاها نیز تأثیر دارد. علت این امر آن است که اعضا در سیستم یا سازمان ممکن است با یکدیگر موافق نباشند و اقدام به ایجاد آنچه تحت عنوان تأثیرات متنوع اختیارات نامیده می شود نمایند. مبحث روانشناختی اجتماعی بر روی گروه تصمیم گیر نتیجه گیری های مشابهی را حاصل آورده است (Kogan و همکاران، ۱۹۶۶). این بخش چنین موضوعی را مورد بررسی قرار می دهد که آیا ارتباط بین اطمینان بیش از حد مدیران عامل و ریسک سقوط تحت تسلط مدیران در حوزه مدیریت ارشد آنها می باشد یا خیر.
آزمایشات و مباحث اضافه
اطمینان بیش از حد مدیر ارشد مالی (CFO)
مطالعه ما در نظر می گیرد که مدیران عامل به عنوان تصمیم گیرندگان اصلی به شمار می آیند که مسئولیت سرمایه گذاری و تصمیمات مربوط به افشای اطلاعات در سطح شرکتی را دارند. به علاوه، برآورد اصلی ما در خصوص اطمینان بیش از حد سبب مشخص سازی این موضوع شده است که مدیران عامل یا مدیران ارشد اجرایی سعی در به تأخیر انداختن رویه های مربوط به اختیارات پولی یا اختیارات مربوط به خرید و فروش سهام می نمایند. با این وجود، چندین مطالعه اخیر این موضوع را مطرح می نمایند که مدیران ارشد مالی تأثیر بیشتری بر روی گزارشات مالی و تصمیمات مربوط به افشای اطلاعات دارند. به طور مثال، Jiang و همکاران (۲۰۱۰) مشخص ساختند که انگیزه های سرمایه مدیران ارشد مالی بسیار مهمتر از انگیزه های مدیران عامل در ارتباط با تعیین مدیریت سود می باشد. Kim و همکاران (۲۰۱۱ الف) نشان دادند که چنین انگیزه هایی دارای تأثیر زیادی بر روی ریسک سقوط در مقایسه با انگیزه های مدیران عامل می باشد. در این بخش فرعی، ما نسبت به بررسی این موضوع اقدام خواهیم نمود که آیا تأثیر اطمینان بیش از حد مدیران عامل بر روی ریسک سقوط قیمت همچنان پس از کنترل اطمینان بیش از حد مدیران ارشد اجرایی باقی می ماند یا خیر. بنابراین ما اقدام به برآورد اطمینان بیش از حد مدیران ارشد اجرایی به عنوان تمایل آنها جهت به تأخیر انداختن اختیارات مربوط به خرید و فروش سهام نمودیم. جدول ۵ نشان دهنده این نتایج می باشد. ستون (۱) نشان دهنده آن است که هر دو دسته مدیران ارشد اجرایی و مالی به صورت مثبت و معنی داری در ارتباط با سقوط قیمت آتی در رگرسیون لاجیت می باشند، که در آن CRASH به عنوان متغیر وابسته به شمار می آید. در ستون های (۲) و (۳)، ضرایب اطمینان بیش از حد مدیران ارشد مالی همچنان مثبت می باشد اما به هنگام استفاده از NCSKEW یا Extra_SIGMA جهت برآورد ریسک سقوط از اهمیت کمتری برخوردار می شوند. مهمتر آنکه، تأثیر اطمینان بیش از حد مدیران بر روی ریسک سقوط همچنان مثبت و با معنی در خلال کلیه مدل های رگرسیون باقی خواهد ماند.
 
مباحثی در خصوص توصیفات جایگزین
برآورد اصلی ما در خصوص تمایل مدیران جهت به تأخیر انداختن گزینه های مربوط به اختیار معاملات سهام در این زمینه قابل توجه می باشد. با این وجود، نگه داری اختیاری را می توان به عنوان یک عامل سازگار با دیگر رویه های مشخص در نظر گرفت، نظیر اطلاعات داخلی و تحمل ریسک. در این بخش، ما نسبت به بررسی چنین تفسیرهایی اقدام نموده و تأثیر آنها بر روی استنباط حاصله از نتایج تجربی را مورد بررسی قرار می دهیم.
عملکرد گذشته و مالیات
برآوردهای مرتبط با اختیار وابسته به اطمینان بیش از حد منوط به جنبه های پولی اختیار می باشد. از آنجایی که اختیارات سهام عمدتاً در ارتباط با قیمت های توافق شده مساوی با قیمت های سهام تاریخ های اعطا می باشد، آستانه پولی برای برآورد این نوع از اختیارها (همانند ۱۰۰% سودآور) به احتمال بیشتری در صورتی متقاطع یا عبور خواهد نمود که یک شرکت عملکرد قدرتمند مناسب و توانمندی را در ارتباط با سهام از تاریخ های اعطا داشته باشد. بنابراین برآورد مبتنی بر اختیارات قابلیت بازتاب دادن هر دو مورد تمایلات مدیران در زمینه تأخیر قرارداد اختیار و عملکرد گذشته سهام شرکت را خواهد داشت. در صورتی که علمکرد قوی مربوط به گذشته سهام بر مبنای برخی از حباب های قیمتی استوار باشد، ما می توانیم نوعی ارتباط مثبت بین برآورد مربوط به اختیارات و سقوط های آتی حتی بدون تأثیر اطمینان بیش از حد را مشاهده نماییم. به علاوه، مدیران عامل ممکن است اقدام به تأخیر انداختن چنین قراردادی به واسطه ملاحظات مالیاتی شخصی نمایند (Jin و Kothari، ۲۰۰۸). مدیری که شرکت آنها تجربه عملکرد قدرتمند شرکتی گذشته را دارد می بایست دارای بار مالیاتی سنگینتری باشد و بنابراین احتمال به تأخیر انداختن قرارداد اختیار نیز از جمله موارد به شمار می آید. بنابراین، حباب های قیمت گذاری سرمایه ممکن است منجر به هر دوی گزینه های تأخیر قرارداد اختیار و سقوط آتی شود. جهت غیر محتمل شمردن توصیفات جایگزین مرتبط با عملکرد قبلی، ما می بایست اقدام به کنترل بازده های سرمایه قبلی، ROA، و نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری در تحلیل های رگرسیون خود نماییم.
اطلاعات و سیگنالینگ نهانی
مدیران عامل ممکن است خواستار به تعویق انداختن اعمال اختیارات خود شوند که علت آن را می توان داشتن اطلاعات نهانی مطلوب در خصوص عملکرد آتی شرکتی دانست. از طریق حفظ چنین اختیاراتی، آنها قابلیت تحصیل سود شخصی از قیمت سهام مورد نظر یا ارائه سیگنالینگ یا اطلاعات مطلوب به سرمایه گذاران را خواهند داشت. با این حال، Malmendier و Tate (۲۰۰۵) دریافتند که به طور میانگین مدیران عامل قابلیت ضربه زدن به بازار از طریق نگهداری اختیارات سودآور را نخواهند داشت. مهمتر آنکه، ویژگی های اطلاعات نهان مطلوب در این زمینه در تضاد با یافته های ما می باشد که در آن چنین برآوردی به طور مثبتی در ارتباط با سقوط قیمت آتی بازار سهام خواهد بود.
 
 
تحمل ریسک
مدیران عامل که از تحمل بالای ریسک برخوردار می باشند ممکن است خواستار حفظ گزینه های خود فراتر از حد آستانه مورد نظر باشند که علت آن را می توان عدم تأثیرپذیری آنها از تنوع ها و یا گوناگونی های ناکافی دانست. تحمل ریسک بالا ممکن است منجر به ریسک پذیری بیشتر و سقوط بیشتر قیمت در آینده شود. همانگونه که قبلاً بحث شد، ما نسبت به کنترل بازده سالیانه فراریت سهام اقدام می نماییم تا قابلیت زدایش تأثیرات ریسک پذیری را داشته باشیم. به علاوه، برآوردهای CRASH و Extra_SIGMA در زمینه ریسک سقوط در تناسب با فراریت معاصر محاسبه می گردند که متعاقباً سبب رد توصیفات مربوط به ریسک پذیری در این زمینه خواهد شد.
نگرانی های  دیگر
نگرانی دیگر یافته های تجربی ما علیت معکوس می باشد. در این زمینه ممکن است این بحث به دلایل خاصی به وجود آید که شرکت هایی که در معرض فروپاشی بیشتری قرار دارند خواستار استخدام مدیران عاملی هستند که از اطمینان بیشتری نیز برخوردار می باشند. در رگرسیون  های ما، متغیرهای مستقل تحت تأثیر تأخیر یک ساله با توجه به برآوردهای ریسک سقوط قرار گرفته اند. ما همچنین قابلیت کنترل این ویژگی (NCSKEWt-1) در رگرسیون خود را داشته و به طور نسبی می توانیم نسبت به مخاطب قرار دادن مسئله علیت معکوس اقدام نماییم. مهمتر آنکه، به واسطه آنکه سقوط غالباً به عنوان یک رخداد نادر به شمار می آید، این موضوع چندان محتمل نمی باشد که شرکتی قابلیت برآورد درست ریسک سقوط خود را داشته باشد و بنابراین در این راستا اقدام به انتخاب یک مدیرعاملی نماید که از اطمینان بیش از حدی برخوردار بوده تا از این طریق (در صورتی که واقعاً از این توانایی برخوردار باشد) اقدام به کاهش چنین موردی نماید).
نتیجه گیری
این مطالعه نسبت به بررسی تأثیر اطمینان بیش از حد مدیران عامل بر روی ریسک سقوط قیمت سهام با توجه به ویژگی های خاص شرکتی اقدام می نماید. پدیده اطمینان بیش از حد به عنوان مجموعه ای از تصورات مثبت مرتبط تلقی می شود: خود ارزیابی های مثبت، ادراک غلو شده مهارت یا کنترل و پیش بینی غیرواقعی در خصوص نتایج آتی. ما شخصیت اطمینان بیش از حد مدیران عامل را از تصمیمات پورت فوی شخصی آنها، همراه با ویژگی و تصمیمات سرمایه گذاری و مالی آنها، پیش بینی می نماییم. با استفاده از یک نمونه بزرگ از بانک اطلاعاتی ExecuComp در خلال سالیان ۱۹۹۳ ـ ۲۰۱۰، ما در می یابیم که اطمینان بیش از حد به طور معنادار و مثبتی در ارتباط با ریسک سقوط قیمت سهام شرکتی می باشد. به علاوه، ما در می یابیم که پدیده اطمینان بیش از حد غالباً در آن دسته از شرکت هایی بیشتر تأثیرپذیر است که در آنها مدیران عامل نقش بیشتری دارند، همانگونه که به وسیله ویژگی های پرداختی به آنها چنین موردی مشخص شده است.
یکی از ویژگی های روانشناختی مرتبط با توصیفات سقوط قیمت سهام ویژگی مهم ارائه شده در ارتباط با مؤلفه های مالی شرکتی متعارف در زمینه سقوط قیمت سهام می باشد. بر خلاف مدیران عامل در چارچوب تئوری نمایندگی سنتی، مدیران عاملی که از اطمینان بیش از حد برخوردار می باشند عقیده دارند که آنها قابلیت به حداکثررسانی ارزش درازمدت شرکتی از طریق تداوم پروژه های-NPV و مخفی سازی عملکرد بد “به صورت موقت” این پروژه ها را خواهند داشت. بر این مبنا مکانیزم های حاکمیت سنتی که در تعامل با منافع مدیران و سرمایه گذاران بیرون از شرکت می باشد به میزان کمتری قابلیت کمک در زمینه کاهش خطرات ناشی از این اطمینان بیش از حد را خواهند داشت. با این وجود، تحلیل زیر نمونه های ما این موضوع را پیشنهاد می نمایند که ساختار سازمانی بهتر تیم مدیریت ارشد می تواند به ما در زمینه تسکین تأثیرات نامطلوب سوگیری های روانشناختی مدیران کمک نماید.
لطفا به جای کپی مقالات با خرید آنها به قیمتی بسیار متناسب مشخص شده ما را در ارانه هر چه بیشتر مقالات و مضامین ترجمه شده علمی و بهبود محتویات سایت ایران ترجمه یاری دهید.
تماس با ما

اکنون آفلاین هستیم، اما امکان ارسال ایمیل وجود دارد.

به سیستم پشتیبانی سایت ایران ترجمه خوش آمدید.