ایران ترجمه – مرجع مقالات ترجمه شده دانشگاهی ایران

پیامدهای اقتصادی انتخاب روش استهلاک شرکتی شواهدی از سرمایه گذاری ثابت و بلند مدت

پیامدهای اقتصادی انتخاب روش استهلاک شرکتی شواهدی از سرمایه گذاری ثابت و بلند مدت

پیامدهای اقتصادی انتخاب روش استهلاک شرکتی شواهدی از سرمایه گذاری ثابت و بلند مدت – ایران ترجمه – Irantarjomeh

مقالات ترجمه شده آماده گروه حسابداری
مقالات ترجمه شده آماده کل گروه های دانشگاهی

مقالات رایگان

مطالعه ۲۰ الی ۱۰۰% رایگان مقالات ترجمه شده

۱- قابلیت مطالعه رایگان ۲۰ الی ۱۰۰ درصدی مقالات ۲- قابلیت سفارش فایل های این ترجمه با قیمتی مناسب مشتمل بر ۳ فایل: pdf انگیسی و فارسی مقاله همراه با msword فارسی  

چگونگی سفارش

الف – پرداخت وجه بحساب وب سایت ایران ترجمه (شماره حساب) ب- اطلاع جزئیات به ایمیل irantarjomeh@gmail.com شامل: مبلغ پرداختی – شماره فیش / ارجاع و تاریخ پرداخت – مقاله مورد نظر
مقالات ترجمه شده حسابداری - ایران ترجمه - irantarjomeh
شماره
۶۷
کد مقاله
ACC67
مترجم
گروه مترجمین ایران ترجمه – irantarjomeh
نام فارسی
پیامدهای اقتصادی انتخاب روش استهلاک شرکتی شواهدی از سرمایه گذاری ثابت و بلند مدت
نام انگلیسی
Economic Consequences ofFirms’ Depreciation
Method Choice: Evidence from Capital Investments
تعداد صفحه به فارسی
۵۵
تعداد صفحه به انگلیسی
۳۹
کلمات کلیدی به فارسی
استهلاک حسابداری, انتخاب روش استهلاک, پیامدهای اقتصادی, ارزش دفتری حسابداری, سرمایه گذاری ثابت و بلند مدت, استهلاک مستقیم, استهلاک تسریعی
کلمات کلیدی به انگلیسی
Accounting depreciation; Depreciation method choice; Economic consequences; Accounting book value; Capital investments; Straight-line depreciation; Accelerated depreciation
مرجع به فارسی
کالج حسابداری، مدرسه تجاری مور، دانشگاه کارولینای جنوبی، کلمبیا، ایالات متحده
مرجع به انگلیسی
Schoolof Accounting, Moore School of Business; University of South Carolina, Columbia; Northeastern University; University of South Carolina
قیمت به تومان
۱۸۰۰۰
سال
۲۰۰۹
کشور
ایالات متحده

 

پیامدهای اقتصادی انتخاب روش استهلاک شرکتی
شواهدی از سرمایه گذاری ثابت و بلند مدت
کالج حسابداری، مدرسه تجاری مور، دانشگاه کارولینای جنوبی، کلمبیا، ایالات متحده
۲۰۰۹
چکیده
مطالعه جاری نسبت به مشخص نمودن دلایل متعدد و مرتبط در این زمینه که چرا انتخاب روش استهلاک شرکتی بطور احتمالی بر روی تصمیم گیریهای سرمایه گذاری ثابت و بلند مدت مدیران تاثیر می‌گذارد، اقدام می‌نماید. ما درمی‌یابیم که شرکتهایی که از روش استهلاک تسریعی یا سریع استفاده می‌نمایند، از سرمایه گذاریهای ثابت و بلند مدت قابل توجه بیشتری در مقایسه با شرکتهایی که از روش استهلاک مستقیم استفاده می‌کنند، برخوردار می‌باشند. بعلاوه، ما در می‌یابیم که نوعی مهاجرت از روش استهلاک تسریعی به سمت روش استهلاک مستقیم در خلال دو دهه گذشته وجود داشته است. شرکت‌هایی که اقدام به اعمال این چنین تغییراتی در سیستم حسابداری خود نموده‌اند، سرمایه گذاری ثابت کمتری را در دوره‌های ماقبل- تغییر در مقایسه با دوره‌های مابعد- تغییر انجام داده‌اند. این نتایج موکد آن هستند که انتخاب قطعی مرتبط با اهداف گزارش‌های مالی خارجی (برون سازمانی) بر روی تصمیمات مرتبط با سرمایه گذاری ثابت و بلند مدت مدیران تاثیرگذار می‌باشد.
کلمات کلیدی: استهلاک حسابداری، انتخاب روش استهلاک، پیامدهای اقتصادی، ارزش دفتری حسابداری، سرمایه گذاری ثابت و بلند مدت، استهلاک مستقیم، استهلاک تسریعی
۱- مقدمه
تصمیمات سرمایه گذاری ثابت جزء مهمترین تصمیماتی می باشد که مدیران آن را اتخاذ می نمایند، چرا که این تصمیمات بر روی ثروت سهام داران تاثیرگذار بوده (McConnell و Muscarella، ۱۹۸۵)، و علاوه بر این بر روی چشم اندازهای دراز مدت تداوم زیست شرکتی (Klammer و همکاران، ۱۹۹۱) و رفاه کلی اجتماعی (Harris و Raviv، ۱۹۹۶) نیز تاثیرگذار می باشند. میزان سرمایه گذاری های ثابت میتواند بسیار زیاد باشد. در این زمینه دفتر آمار ایالت متحده (۲۰۰۷) گزارش داد که مشاغل مختلف تقریباً به میزان ۵/۷ تریلیون دلار را در سرمایه گذاری های ثابت هزینه نموده و یا بطور متوسط حدودا ۱/۱ تریلیون دلار در هر سال در طی دوره ۱۹۹۹ الی ۲۰۰۵ را در این زمینه صرف کرده اند. با توجه به اهمیت این سرمایه گذاری ها برای شرکت ها، سهامداران و اجتماع، تلاش هایی جهت درک عوامل تاثیرگذار بر روی تصمیمات سرمایه گذاری مدیران به عنوان یک مؤلفه مهم انجام شده است.
این مطالعه نسبت به بررسی این موضوع اقدام می نماید که آیا انتخاب شرکت ها بین استهلاک مستقیم و  استهلاک سریع می تواند بر تصمیمات سرمایه گذاری ثابت مدیران تاثیرگذار باشد یا خیر؟  از نقطه نظر مرسوم، تصمیمات داخلی مدیریت می بایست بر روی هزینه ها و مزیت های افزایشی مرتبط با دوره های جایگزین عملیاتی تمرکز داشته باشد. در حالی که انتخاب های شرکت ها به طور مثال برای اهداف گزارش دهی مالی، از نقطه نظر مرسوم، به عنوان عوامل غیر مرتبط در زمینه تصمیمات سرمایه گذاری ثابت تلقی می شوند (Garrison و Noreen، ۲۰۰۳؛ Horngren و همکاران، ۲۰۰۵؛ Titard، ۱۹۹۳)، برخی از متخصصین علوم دانشگاهی این موضوع را مورد بحث قرار دادند که روش استهلاک شرکتی و انتخاب آنها در این زمینه ممکن است بر روی تصمیمات مربوطه تاثیر داشته باشد (Dearden،۱۹۶۰؛ Hatfield، ۱۹۴۴؛ Titard، ۱۹۹۳؛ Zajac، ۱۹۹۵). بر مبنای شواهد مشخص شده است که یک انتخاب ظاهراً غیر منطقی، که شرکت ها برای اهداف گزارش دهی مالی خارجی خود اتخاذ می کنند، می تواند بر روی مهم ترین تصمیمات داخلی که مدیران تاثیرگذار باشد.
در این ارتباط اقدام به بررسی تحقیقات حسابداری و روانشناسی نمودیم تا قابلیت مشخص نمودن ۴ دلیل اصلی را داشته باشیم که چرا انتخاب روش استهلاک شرکت ها احتمالاً بر روی تصمیمات سرمایه گذاری ثابت مدیران (یعنی زیان گریزی، پیامدهای مرتبط با درآمدها، سودمندی ادراک شده، و اجتناب از اتلاف) تأثیرگذار است. این دلایل بر مبنای تئوری های رفتار فردی میباشد و خود حاصل آمده از این موضوع است که در هر وهله در طی دوره حیات دارایی های قابل استهلاک، استهلاک سریع منجر به مقادیر کمتر ثبت شده در دفاتر حسابداری، در مقایسه با استهلاک مسقیم، می شود. فرضیه اصلی تحقیقاتی ما آن است که آن دسته از شرکت هایی که از استهلاک سریع استفاده می نمایند قابلیت سرمایه گذاری ثابت بیشتری را در مقایسه با شرکت هایی خواهند داشت که از استهلاک مستقیم، با توجه به ثابت بودن تمامی عوامل، استفاده می نمایند.
جهت تست این فرضیه، ما یک مدل دو مرحله ای “تاثیرات فرآوری” را مورد ارزیابی قرار می دهیم (Greene، ۲۰۰۳؛ Maddala، ۱۹۸۳)، که مشخص کننده طبیعت درون زاد انتخاب روش استهلاک شرکت ها میباشد. در مرحله اول، ما یک مدل پروبیک چند متغیره را مورد ارزیابی قرار می دهیم که در آن متغیر وابسته انتخاب روش استهلاک شرکت ها می باشد و متغیرهای مستقل شامل عوامل مشخص کننده اقتصادی قبلی در ارتباط با انتخاب است. در مرحله دوم، ما یک رگرسیون را مورد ارزیابی قرار می دهیم که در آن متغیر وابسته سرمایه گذاری ثابت بوده و متغیرهای مستقل شامل موارد ذیل هستند: (۱) یک شاخص در این رابطه که آیا شرکت از استهلاک سریع استفاده می نماید (متغیر مورد نظر)، (۲) عوامل مشخص شده اقتصادی سرمایه گذاری ثابت که قبلاً تعیین شده اند، و (۳) نسبت میلز معکوس که مسئول طبیعت خود انتخابی مرتبط با انتخاب روش استهلاک شرکت ها می باشد. از طریق شامل نمودن آرایه بزرگی از عوامل تاثیرگذار اقتصادی در رگرسیون مرتبه دوم، ما اقدام به کنترل فاکتورهایی می نماییم که سبب حصول سرمایه گذاری های ثابت می شوند، بنابراین به ما این امکان را می دهند تا اقدام به استنتاج در خصوص تأثیرات فزاینده انتخاب روش استهلاک شرکت ها نماییم.
سازگار با انتظارات، ما دریافتیم که ضریب مرتبط با شاخص این موضوع که آیا شرکت ها از استهلاک سریع استفاده مینمایند یا خیر به صورت مثبت و از نظر اقتصادی معنی دار می باشد. این یافته مشخص می سازد که استهلاک سریع در ارتباط با سطوح بالاتر سرمایه گذاری های ثابت، در مقایسه با استهلاک مستقیم، می باشد. جهت کمک به بررسی این یافته، ما همچنین اقدام به بررسی سرمایه گذاری ها در ارتباط با مباحث تحقیقاتی و توسعه نموده، که به عنوان نوعی از سرمایه گذاری به حساب می آیند که می بایست دارای یک ارتباط غیر مثبت با کاربرد استهلاک سریع باشد. در تعامل با این انتظارات، ما در می یابیم که ضریب مرتبط با این شاخص که آیا شرکت ها از استهلاک سریع استفاده می نمایند به صورت غیر مثبت می باشد. بنابراین، ما نوعی ارتباط مثبت بین کاربرد استهلاک سریع و سرمایه گذاری ها را مشخص نموده، آن هم به هنگامی که انتظار داریم که چنین ارتباطی به صورت مثبت باشد (یعنی در مورد سرمایه گذاری های ثابت)، و علاوه بر این ما یک ارتباط غیر مثبت بین کاربرد استهلاک سریع و سرمایه گذاری ها را یافته ایم، آن هم به هنگامی که انتظار داشتیم که این ارتباط به صورت غیر مثبت باشد (یعنی در مورد سرمایه گذاری های تحقیقاتی و توسعه).
به علاوه، ما در یافتیم که نوعی حرکت از استهلاک سریع به سمت استهلاک مستقیم در خلال دو دهه گذشته وجود داشته است. فراوانی شرکت هایی که از استهلاک سریع برای کلیه دارایی های مستهلک شدگی خود یا برخی از آنها استفاده نموده اند از ۳۱ درصد در سال ۱۹۸۸ تا تقریباً ۱۴ درصد به سال ۲۰۰۶ تقلیل یافته است. شرکت هایی که اقدام به تغییر از استهلاک سریع به سمت استهلاک مستقیم نموده بودند دارای سرمایه گذاری های ثابت کاملاً کمتری در دوره بعد از تغییر در مقایسه با دوره های قبل از تغییر می باشند. به طور کلی، نتایج ما مشخص کننده این موضوع است که انتخاب روش استهلاک شرکت ها بر روی یکی از مهم ترین تصمیم گیری های آنها تاثیرگذار خواهد بود، آن هم تصمیمی که  مدیران در ارتباط با سرمایه گذاری بر روی منابع ثابت خود اتخاذ می نمایند.
در بررسی تحقیقات انتخاب حسابداری که در دهه ۱۹۹۰ انتشار یافت، Fields و همکاران (۲۰۰۱) به این نتیجه رسیدند که “… تحقیقات حسابداری سبب پیشرفت قابل توجهی در خصوص پیشبرد وضعیت دانش، فراتر از آنچه در دهه۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ تصور میگردید، گردیده است”. آنها مشخص ساختند که میزان پیشرفت تحقیقات در دهه ۱۹۹۰ کاهش یافته است که علت آن صرفاً تکرار نتایج مشخص شده و کاملاً جا افتاده در مقاله های آنها و صرفاً انجام پاره ای از تغییرات بوده است. احتمالاً یکی از دلایل این موضوع که تحقیقات در ارتباط با انتخاب روش استهلاک کاهش یافته است به واسطه درک این باور است که “… استهلاک به عنوان یکی از مسایل حسابداری به شمار می آید که در آن تاثیرات بر روی روش های مختلف مشهود و به خوبی درک شده است” (Ricks، ۱۹۸۲، صفحه ۷۱). برداشت مطالعه ما در این ارتباط آن است که آرایه پیامدهای مرتبط با روش های استهلاک مختلف می تواند گسترده تر از ویژگی های مشخص شده در تحقیقات قبلی حسابداری باشد.
تحقیقات قبلی در زمینه انتخاب روش استهلاک شرکت ها بر روی پیامدهای مبتنی بر بازار و پیامدهای مقاطعه کاری مرتبط با چنین انتخابی تمرکز داشته اند. Beaver و Dukes (۱۹۷۳) هیچ گونه شواهدی را در این ارتباط نیافته اند که سرمایه گذاران قابلیت تثبیت یا تمرکز بر روی درآمدهای فراهم شده تحت روش های استهلاک مختلف را داشته باشند (یعنی، بازار به نظر به سمت نوعی تعدیل روش های مختلف استهلاک حرکت می نماید). Archibald (۱۹۷۲) و Kaplan و Roll (۱۹۷۲) دریافتند که تغییرات از استهلاک سریع به استهلاک مستقیم دارای هیچ نوع تأثیری بر روی قیمت سهام نبوده، با این حال درآمدها یا عایدات تحت روش جدید بیشتر خواهند بود. در غیاب پیامدهای بازاری، انتخاب روش استهلاک شرکت ها ممکن است دارای پیامدهای اقتصادی باشد چرا که این انتخاب سبب تغییر عایدات گزارش داده شده شرکت ها شده و بنابراین موجب تغییر چگونگی تقسیم سود سهام یا گردش وجوه آنها در بین طرف های زینفع می شود (Fields و همکاران، ۲۰۰۱). مطالعه ما در ارتباط با مباحث انتخاب حسابداری از طریق فراهم آوردن شواهد آرشیوی از انتخاب روش استهلاک شرکت ها می باشد که دارای پیامدهای اقتصادی حتی در غیاب پیامدهای بازاری و پیامدهای مربوط به مقاطعه کاری می باشد.
با وجود آنکه محققین اقدام به بکارگیری تعداد زیادی از عوامل تعیین کننده اقتصادی سرمایه گذاریهای ثابت در مدلهای تجربی خود نموده بودند (Adam و Goyal، ۲۰۰۶؛ Barro، ۱۹۹۰؛ Richardson، ۲۰۰۶؛ Shin و Kim، ۲۰۰۲)، تلاشهای اندکی در زمینه درک این موضوع انجام شد که آیا تصمیمات سرمایه گذاری ثابت حقیقی تحت تأثیر متغیرهای طبیعت غیر اقتصادی می باشند یا خیر. تعدادی از مطالعات تجربی اقدام به مستندسازی تصمیمات سرمایه گذاری ثابت مدیران نموده که تحت تأثیر عوامل ذاتی غیر اقتصادی بوده اند (Kida و همکاران،۲۰۰۱؛ Moreno و همکاران، ۲۰۰۲؛ Sawers، ۲۰۰۵؛ Staw، ۱۹۷۶) اما این موضوع مشخص نمی باشد که آیا نتایج این مطالعات در مجموعه دنیای حقیقی، که شامل پیامدهای اقتصادی واقعی برای مدیران و شرکتهای آنها می باشد، نیز صحت خواهد داشت یا خیر. این مطالعه اقدام به مشخص نمودن عوامل تعیین کننده بیشتر تصمیمات سرمایه گذاری ثابت مدیران نموده است (همانند انتخاب روش استهلاک شرکتها) که به صورت طبیعت غیر اقتصادی به شمار آمده و فراهم آورنده شواهد آرشیوی می باشد که چنین مواردی بر روی تصمیمات سرمایه گذاری ثابت مدیران تاثیرگذار هستند.
ادامه این مطالعه به شرح ذیل سازمان دهی شده است. بخش ۲ فراهم آورنده تئوری و فرمولهای فرضیه تحقیقاتی ما می باشد. بخش ۳ روش تحقیقاتی ما را تشریح نموده و بخش ۴ مشخص کننده راهکارهای انتخاب نمونه ما می باشد. بخش ۵ نتایج اصلی و تحلیلهای اضافه را مورد بحث قرار می دهد. بخش نهایی فراهم آورنده نتیجه گیریها و موارد مربوط به آن است.
۲- تئوری و فرضیه ها
۲ـ۱٫ تصمیمات سرمایه گذاری ثابت
این موضوع به طور گسترده ای مورد پذیرش قرار گرفته است که مدیران می بایست بر مبنای هزینه ها و سودهای افزایشی مرتبط با دوره های جایگزین عملکرد اقدام به تصمیم گیری نمایند (Garrison و Noreen، ۲۰۰۳؛ Hilton، ۲۰۰۲؛ Horngren و همکاران، ۲۰۰۵). در تعامل با این ایده، تحقیقات مدیران ارشد مالی و شرکتهای دیگر معرف آن می باشند که شرکتها به صورت فزاینده ای از تکنیک های پیچیده بودجه بندی سرمایه ای استفاده می نمایند (همانند ارزش فعلی خالص) تا قابلیت ارزیابی گزینه های سرمایه گذاری ثابت را حاصل نمایند (Klammer و همکاران، ۱۹۹۱؛ Sangster، ۱۹۹۳؛ Schall و همکاران، ۱۹۷۸). Graham و Harvey (۲۰۰۱) دریافتند که ۷۵ درصد مدیران ارشد مالی (CFO) به صورت دائمی یا غالباً اقدام به ارزیابی تصمیمات سرمایه گذاری ثابت خود با استفاده از روش ارزش فعلی خالص می نمایند. با این وجود، شواهد حاصله مؤکد آن هستند که تصمیمات سرمایه گذاری ثابت مدیران صرفاً بر مبنای خروجی تکنیکهای بودجه بندی سرمایه ای حاصل نمی شوند (Klammer و Walker، ۱۹۸۴).
۲ـ۲٫ روش های استهلاک و تصمیمات سرمایه گذاری ثابت
فرآیند استهلاک در حسابداری برای برآورد تنزل دارایی یا تغییرات در ارزش بازاری داراییها نمی باشد. در ارتباط با این مورد، بسیاری از کتابهای حسابداری (۱) بر روی این موضوع تأکید می نمایند که حسابداری استهلاک به عنوان روش تخصیص هزینه و نه ارزیابی دارایی به شمار می آید (Kieso و همکاران، ۲۰۰۷) و (۲) از مدیران می خواهند تا به هنگام اتخاذ تصمیمات به ارزشهای مطرح شده در کتابهای حسابداری توجه نداشته باشند (Garrison و Noreen، ۲۰۰۳؛ Hilton، ۲۰۰۲؛ Horngren و همکاران، ۲۰۰۵؛ Titard، ۱۹۹۳). علیرغم این موضوع، ما چهار دلیل مرتبط را مطرح می نماییم که چرا استهلاک سریع احتمالاً در ارتباط با سطوح بالاتر سرمایه گذاریهای ثابت، در مقایسه با استهلاک مستقیم، می باشد. هر کدام از این چهار دلیل از این مشاهده حاصل آمده اند که در هر برهۀ زمانی در طی حیات یک دارایی استهلاک پذیر، استهلاک سریع منجر به حصول یک ارزش دفتری پایین تری در مقایسه با استهلاک مستقیم می شود.
۳- روش شناسی
۳ـ۱٫ بررسی
اصول پذیرفته شده کلی حسابداری به شرکتها اجازه انتخاب روش استهلاک خود را داده و بر این مبنا شواهد مؤکد آن هستند که شرکتهایی که از روش استهلاک مستقیم استفاده می نمایند به طور معنی داری متفاوت از شرکتهایی هستند که از روش سریع استهلاک بهره می جویند (Bowen و همکاران، ۱۹۹۵؛ Christie و Zimmerman، ۱۹۹۴). برای کنترل طبیعت غیر تصادفی انتخاب روش استهلاک، ما یک مدل دو مرحله ای “تأثیرات فناوری” را انتخاب می نمائیم (Greene، ۲۰۰۳؛ Maddala، ۱۹۸۳؛ Shehata، ۱۹۹۱)، که مسئول طبیعت درون زاد انتخاب روش استهلاک شرکتها می باشد. این مدل دو مرحله ای در محتویات حسابداری به وسیله به طور مثال Kim و همکاران (۲۰۰۳)، Leuz و Verrecchia (۲۰۰۰)، و Shehata (۱۹۹۱) بکار گرفته شده است. در رگرسیون مرتبه اول، ما اقدام به ارزیابی یک مدل تروبیت چند متغیره می نمائیم که در آن متغیر وابسته انتخاب روش استهلاک شرکتی بوده و متغیرهای مستقل عوامل اقتصادی قبلاً مشخص شده مربوط به آن انتخاب می باشند. خروجی کلیدی مدل پروبیت مرحله اول نسبت میلز معکوس می باشد که به عنوان یک متغیر کنترلی در رگرسیون مرتبه دوم قرار خواهد گرفت (متعاقباً مورد بحث قرار می گیرد). برای توصیف نسبت میلز معکوس به مباحث Greene (۲۰۰۳)، Maddala (۱۹۸۳)، و Shehata (۱۹۹۱) رجوع شود.
۳ـ۲٫ رگرسیون مرتبه اول
Bowen و همکاران (۱۹۹۵) اقدام به انتشار مطالعه اخیر خود نمودند که در آن عوامل تأثیرگذار اقتصادی بر روی انتخاب روش استهلاک تشریح شده است. رگرسیون مرتبه اول ما، پس از مقالات Bowen و همکاران (۱۹۹۵) به شرح ذیل مشخص گردیده است:
۳ـ۳٫ رگرسیون مرتبه دوم
در رگرسیون مرتبه دوم متغیر وابسته به عنوان سرمایه گذاریهای ثابت و متغیرهای مستقل به صورت ذیل عنوان می شوند: (۱) یک شاخص مرتبط با این موضوع که آیا شرکت از استهلاک سریع استفاده می نماید، (۲) عوامل تعیین کننده اقتصادی سرمایه گذاریهای ثابت (۳) نسبت های میلز معکوس حاصل آمده از رگرسیون مرتبه اول. رگرسیون مرتبه دوم ما به شرح ذیل توصیف می شود:
۴- راهکارهای انتخاب نمونه
دوره نمونه ما متشکل از یک دوره ۱۹ ساله از سال ۱۹۸۸ تا سال ۲۰۰۶ می باشد. ما کار خود را بدین علت از ۱۹۸۸ شروع نمودیم که این سال به عنوان اولین سالی می باشد که یکی از عوامل مشخص اقتصادی ما (عملیات گردش وجوه) به طور مستقیم از صورت حسابهای گردش وجوه حاصل شده است. ما صنایع کنترل شده (دستورالعملهای SIC  ۴۰۰۰-۴۹۹۹) و مؤسسات مالی (دستورالعملهای SIC ۶۰۰۰-۶۹۹۹) را مستثنی نمودیم. شرکتها در این صنایع احتمالاً با محدودیت ها و انگیزه های خاصی روبه رو می باشند که متفاوت از شرکتهای نمونه ما به شمار می آیند. ما نیازمند آن دسته از شرکتهایی هستیم که دارای داده های مالی در Compustat هستند تا قابلیت ایجاد کلیه متغیرها در معادلات ۱ و ۲ را داشته باشیم. علاوه بر این ما نیازمند سالهای شرکتی به صورت فروشهای مثبت و سهام یا سرمایه سهامداران می باشیم. در نهایت جهت تعدیل تأثیر مقادیر دورافتاده و مقادیر حاد بر روی نتایج رگرسیون، ما کلیه متغیرها (به جز متغیرهای شاخص و AGEit) در اولین و نود و نهمین مقادیر درصدی بر حسب صده، را وینزوریده نمودیم.
۵- آمار توصیفی و نتایج اولیه
۵ـ۱٫ آمار توصیفی و آزمایشات تک متغیر
جدول ۱ نشان دهنده پروفایل انتخاب روش استهلاک نمونه ما بر مبنای سال (پانل A) و صنعتی (پانل B) می باشد. پانل الف نشان دهنده آن است که نمونه ما متشکل از ۶۱۰۹۶  مورد مشاهداتی مربوط به سال شرکتی، همراه با ۴۸۵۹۱ سال شرکتی (۵۳/۷۹ درصد نمونه) با استفاده از استهلاک مستقیم و ۱۲۵۰۵ سال شرکتی (۴۷/۲۰ درصد نمونه) با استفاده از استهلاک سریع می باشد. این پانل همچنین مشخص می سازد که معروفیت استهلاک مستقیم به صورت یکنواخت در خلال زمان افزایش می یابد، در حالی که معروفیت استهلاک سریع به صورت یکنواخت و در خلال زمان کاهش می یابد. پانل B نشان دهنده آن است که نمونه ما متشکل از یک سطح مقطع وسیعی از صنایع مختلف می باشد، که در آن تنها یک شرکت متشکل از بیش از ۱۰ درصد میزان شرکتهای نمونه ما می باشد (با توجه به دستورالعمل ۷۳ SIC  که متشکل از ۹۴/۱۴ درصد شرکتهای نمونه می باشد). به علاوه، به استثنای دستورالعملهای ۱۰، ۱۳ و ۲۹  SIC ، انتخاب روشهای استهلاک شایع همان روش مستقیم بوده است. در اینجا با ۷۸۴۳ شرکت مختلف در نمونه خود سروکار داریم.
۵ـ۲٫ نتایج رگرسیون پروبیت مرتبه اول
نتایج رگرسیون پروبیت مرتبه اول برای معادله (۱) در جدول ۳ نشان داده شده است. این نتایج مشابه با نتایج گزارش شده در مبحث Bowen و همکاران (۱۹۹۵) می باشند. ضرایب R&Dit، LABORit،MFGit*CGSit ، NMFGit*CGSit، ADVit و LEVMVit به صورت منفی و معنی دار هستند (p £ ۰٫۰۰۵)، که سازگار با انتظارات ما تلقی می شوند. ضرایب DBENit و OGit*SALEit مثبت و معنی دار می باشند (p < 0.001)، که آنها نیز سازگار با انتظارات هستند. ضرایب DURit و DROAit بدون معنا تلقی می گردند (p > 0.10). ضرایب NPAYit و SALEit نیز بدون معنا بوده اما در یک مسیر متضاد (p ≤۰٫۰۳۷). علائم متضاد بر روی این متغیرها تعجب برانگیز نیست چرا که آنها دارای علامتهای غیرسازگار در خلال سالهای مشخص شده در مبحث Bowe و همکاران (۱۹۹۵) می باشند. در نهایت، R۲ به میزان ۶۹/۱۴ درصد مشخص شد و این مدل کاملاً معنی دار می باشد (p < 0.001).
۵ـ۳٫ نتایج رگرسیون مرحله دوم
نتایج رگرسیون OLS مرحله دوم برای معادله (۲) در جدول ۴ گزارش شده است. ضرایب  CAPXit-1، MBit-1، RETit-1، CFOit و ΔSALEit مثبت و معنی دار هستند (p < 0.001)، و به علاوه به صورت پایدار و مورد انتظار می باشند. ضرایب LEVTAit-1، ΔCASHit و AGEit-1 منفی و معنی دار هستند (p < 0.001)، و دارای سازگاری با انتظارات ما هستند. با این وجود، ضرایب CASHit-1 بی معنی و در مسیر متضاد (p < 0.001) و ضریب SIZEit-1 بدون معنی می باشند. علامت متضاد روی CASHit-1 به علت تعریف نسبتاً باریک متغیر وابسته ما می باشد. در مطالعات دیگر که شامل CASHit-1 هستند، به عنوان یک عامل تعیین کننده اقتصادی سرمایه گذاریهای ثابت (همانند Richardson، ۲۰۰۶)، متغیر وابسته به صورت گسترده تری تعریف شده است (همانند مجموع سرمایه گذاریهای ثابت، تحقیق و توسعه، و اکتساب و هزینه ها). به هنگامی که ما نسبت به تعریف متغیر وابسته در یک حالت  جایگزین  اقدام  می نماییم، ضریب CASHit-1 مثبت و کاملاً معنی دار می باشد. ضریب متغیر خودانتخابی، MILLSit کاملاً معنی دار است (p < 0.001)، که مؤکد اهمیت کاربرد یک مدل “تأثیرات فراوری” دو مرحله ای جهت کنترل طبیعت درون زاد روش استهلاک شرکتی می باشد. در نهایت، R۲ تعدیل شده به میزان ۵۸/۴۹ و این مدل کاملاً معنی دار است (p < 0.001).
۵ ـ۴٫ تقسیم بندی های انتخاب روش استهلاک
همانگونه که قبلاً بحث شد، متغیر CHOICEit اقدام به ترکیب شرکتهایی می نماید که به طور انحصاری اقدام به استفاده از روش استهلاک سریع نموده اند و یا آنکه ترکیبی از روشهای استهلاک سریع یا مستقیم را بکار برده اند. ما این امر را بدین علت مدنظر  قرار داده ایم که فراوانی آن دسته از شرکتهایی که به طور انحصاری اقدام به استفاده از روش استهلاک سریع برای کلیه داراییهای قابل استهلاک خود نموده بودند بسیار کم می باشد. به طور میانگین، ۸۲ شرکت در سال به طور انحصاری از روش استهلاک سریع در طی دوره نمونه ما استفاده کرده بودند. این تعداد در سال ۲۰۰۶ به ۳۰ شرکت تنزل یافت (ما تغییرات روش استهلاک را در بخش بعدی مورد بحث قرار می دهیم). با توجه به این محدودیت اندازه نمونه، ما با استفاده از مشخصه های جایگزین CHOICEit ذیل اقدام به ارزیابی رگراسیون ها نمودیم.
۵ ـ ۵٫ تغییرات روش استهلاک
تغییرات روش استهلاک تا اندازه ای در طی دوره نمونه ما به صورت تکراری می باشد. بر این اساس ۵۰۷ شرکت وجود دارند که رویه خود را از استهلاک سریع به استهلاک مستقیم تغییر داده اند، به علاوه ۹۲ شرکت اقدام به تغییر روش استهلاک مستقیم خود به استهلاک سریع نموده و ۹۴ شرکت از هر دوی این روش ها بهره برده اند. ذکر این نکته قابل توجه می باشد که نوعی حرکت از استهلاک سریع به سمت استهلاک مستقیم وجود دارد. همانگونه که در جدول پانل A جدول ۱ مشاهده می شود تقریباً ۶۹ درصد (۳۱ درصد) شرکتهای نمونه ما از استهلاک مستقیم (استهلاک سریع) در سال ۱۹۸۸ استفاده نموده بودند، در حالی که تقریباً ۸۶ درصد (۱۴درصد) شرکتهای نمونه ما از استهلاک مستقیم (استهلاک سریع) در سال ۲۰۰۶ بهره گرفته بودند. فراوانی شرکتهایی که از استهلاک سریع استفاده کرده اند به طور معنی داری در نیمه دوم دوره نمونه ما، در مقایسه با نیمه اول آن کمتر می باشد (p < 0.001). با این وجود، کاهش زمانی در استهلاک سریع ممکن است نتیجه استفاده از روش استهلاک مستقیم به وسیله شرکتهای دولتی جدید، به جای حرکت شرکتهای دولتی موجود از استهلاک مستقیم به سمت روش دیگر، باشد.
۵ ـ۶٫ سرمایه گذاریهای تحقیق و توسعه
با وجود آنکه تئوری ما این موضوع را پیشنهاد می نماید که ارتباط مثبتی بین سرمایه گذاریهای ثابت و CHOICEit وجود دارد، این تحقیق هیچگونه پیش بینی در خصوص ارتباط بین فرایندهای تحقیق و توسعه و CHOICEit را ارائه نمی نمایند. دلیل آنکه تئوری ما هیچگونه پیش بینی را ارائه نمی نماید آن است که تحقیق و توسعه فوراً هزینه شده و هیچ گونه ارزش دفتری به طور کلی در ارتباط با چنین هزینه هایی وجود ندارد (همانند حقوق پرداختی به دانشمندان برای فعالیت های مربوطه). بنابراین، ما یک ارتباط غیر مثبت را بین تحقیق و توسعه و CHOICEit در نظر می گیریم. به منظور بررسی این رابطه، ما اقدام به جایگزین نمودن R&Dit به جای CAPXit در معادله (۲) نموده و علاوه بر آن تأخیر سرمایه گذاریهای ثابت از معادله (۲) را مستثنی نمودیم. در مقابل، ما این نگارش اصلاح شده معادله (۲) را با استفاده از حداقل مربعات دو مرحله ای مورد ارزیابی قرار دادیم. جدول ۸ نشان دهنده نتایج می باشد. سازگار با انتظارات، ما دریافتیم که ضریب CHOICEit به صورت غیرمثبت می باشد (آماره ـ t = ۱۵/۳، p = 0.002). با این وجود، یک ضریب معنی دار، منفی بزرگ، کاملاً تعجب برانگیز خواهد بود. با این حال، ما یک ارتباط غیرمثبت بین p = 0.002 و سرمایه گذاریها را مشخص ساخته، آن هم به هنگامی که انتظار داریم که چنین ارتباطی به صورت غیرمثبت باشد (یعنی در مورد سرمایه گذاریهای تحقیق و توسعه) و ما یک ارتباط مثبت را بین CHOICEit و سرمایه گذاریها مشخص نمودیم، آن هم به هنگامی که انتظار داشتیم که ارتباط به صورت مثبت باشد (یعنی در مورد سرمایه گذاریهای ثابت).
۵ ـ۷٫ آزمایشات استواری
در این بخش، ما یکسری از آزمایشات استواری در ارتباط با مقیاس بندی، روش شناسی، تغییر شکل داده ها و تأخیرها را مورد توجه قرار می دهیم.
مقیاس بندی. ما نسبت به مقیاس بندی متغیرها در معادلات (۱) و (۲) از طریق مشخص نمودن میانگین مجموع داراییهای تعدیل شده به جای میانگین مجموع داراییها جهت اجتناب از مقیاس بندی به وسیله یک متغیر که خود تحت تأثیر انتخاب روش استهلاک شرکتی می باشد اقدام نمودیم. با این وجود، استدلال ها و نتیجه گیریهای ما به هنگامی که اقدام به مقیاس بندی به وسیله میانگین مجموعه داراییها نمودیم به صورت بی تأثیر بوده است (نتایج نشان داده نشده اند). به طور جایگزین، ما قابلیت مقیاس بندی به وسیله متغیری را خواهیم داشت که به هیچ گونه تعدیلی نیاز نداردـ فروشهای خالص. به هنگام مقیاس بندی به وسیله متغیر فروش های خالص، استنباط ها و نتیجه گیریهای ما به صورت بدون تأثیر باقی می ماند (نتایج نشان داده نشده اند).
۶- نتیجه گیری
این دستورالعمل که مدیران می بایست اقدام به اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری ثابت بر مبنای هزینه ها و سودهای افزایشی مرتبط با دوره های جایگزین عملکرد نمایند مجادلا برانگیز نمی باشد. با این وجود، نتایج موکد آن هستند که استهلاک سریع در ارتباط با سطوح معنی دار بالاتر سرمایه گذاری های ثابت در مقایسه با استهلاک مستقیم می باشد، با این وجود انتخاب روش استهلاک شرکت ها بعنوان یک ملاحظه غیر مرتبط مرسوم بشمار می آید. ما علاوه بر این دریافتیم که نوعی مهاجرت از استهلاک سریع به سمت استهلاک مستقیم در خلال دو دهه گذشته وجود داشته است. شرکت هایی که از سیستم استهلاک سریع به سمت استهلاک مستقیم روی می آورند در خلال دوره های پسا-تغییر قابلیت فراهم آوری سرمایه های ثابت کوچک تر و معنی داری را در مقایسه با دوره های قبل از تغییر داشته اند. یک ضروریت مهم مطالعه ما این موضوع می باشد که یک انتخاب غیر منطقی که شرکت ها برای اهداف گزارش دهی مالی خارجی خود اتخاذ می نمایند بر روی چگونگی سرمایه گذاری شرکت ها در منابع نادر سرمایه ای تاثیر گذار خواهد بود.
تحقیقات مرتبط اقدام به بررسی پیامدهای اقتصادی انتخاب روش استهلاک شرکت ها نموده که البته تا اندازه ای در خلال سالیان اخیر حالت نهفته داشته اند. این امکان وجود دارد که چنین تحقیقاتی بعنوان مواردی غیر سودآور تلقی شوند چرا که تحقیقات قبلی بسیاری از پیامدهای مرتبط با بازار و پیامدهای مقاطعه ای انتخاب روش استهلاک شرکت ها را مستندسازی نموده اند. با این حال، تحقیقات مرتبط به میزان زیادی بطور حداقلی یک کلاس از پیامدهای مرتبط با انتخاب روش استهلاک شرکت ها را نادیده انگاشته اند – یعنی تاثیر آن بر روی تصمیمات مدیریت داخلی. ما هیچگونه دلیل مفهومی، تئوریکی یا عملی در زمینه این موضوع که چرا محقیقن نباید اقدام به بررسی پیامدهای اقتصادی انتخاب روش استهلاک شرکت ها در محتویات خارج از حوزه های مقاطعه کاری و بازار- مبنا نمایند را نیافته ایم.
در نهایت، این مطالعه در معرض برخی از محدودیت های خاص بوده است. در ابتدا، روش ما، اجازه این نتیجه گیری را نداده است که استهلاک سریع سبب ایجاد سطوح بالاتر سرمایه گذاری های ثابت خواهد شد. در عوض، روش ما تنها اجازه می دهد تا به این نتیجه گیری برسیم که استهلاک سریع در ارتباط با سطوح بالاتر سرمایه گذاری های ثابت است. دوما، با وجود آنکه نتایج تجربی ما بطور قابل توجهی مشخص می سازد که یک ارتباط معنی دار آماری و اقتصادی بین کاربرد استهلاک سریع و سرمایه گذاری های ثابت وجود دارد، ما نمی توانیم بصورت مطمئن اقدام به ارزیابی اهمیت اقتصادی این رابطه نماییم. در حقیقت، اندازه این ضریب CHOICEit به نظر تا حد مشخصی با توجه به نقش مرتبه ثانویه که انتخاب روش استهلاک شرکت ها در خصوص تصمیمات سرمایه گذاری ثابت مدیران بازی می کند، بزرگ می باشد.
تماس با ما

اکنون آفلاین هستیم، اما امکان ارسال ایمیل وجود دارد.

به سیستم پشتیبانی سایت ایران ترجمه خوش آمدید.