مقالات ترجمه شده دانشگاهی ایران

مدیریت به عنوان یك علم: خط‌ مشی ‌های نوظهور در زمینه اقتصاد و تئوری مدیریت

مدیریت به عنوان یك علم: خط‌ مشی ‌های نوظهور در زمینه اقتصاد و تئوری مدیریت

مدیریت به عنوان یك علم: خط‌ مشی ‌های نوظهور در زمینه اقتصاد و تئوری مدیریت  – ایران ترجمه – Irantarjomeh

مقالات ترجمه شده آماده گروه حسابداری
مقالات ترجمه شده آماده کل گروه های دانشگاهی

مقالات رایگان

مطالعه 20 الی 100% رایگان مقالات ترجمه شده

1- قابلیت مطالعه رایگان 20 الی 100 درصدی مقالات 2- قابلیت سفارش فایل های این ترجمه با قیمتی مناسب مشتمل بر 3 فایل: pdf انگیسی و فارسی مقاله همراه با msword فارسی -- تذکر: برای استفاده گسترده تر کاربران گرامی از مقالات آماده ترجمه شده، قیمت خرید این مقالات بسیار کمتر از قیمت سفارش ترجمه می باشد.  

چگونگی سفارش

الف – پرداخت وجه بحساب وب سایت ایران ترجمه (شماره حساب) ب- اطلاع جزئیات به ایمیل irantarjomeh@gmail.com شامل: مبلغ پرداختی – شماره فیش / ارجاع و تاریخ پرداخت – مقاله مورد نظر -- مقالات آماده سفارش داده شده عرفا در زمان اندک یا حداکثر ظرف مدت چند ساعت به ایمیل شما ارسال خواهند شد. در صورت نیاز فوری از طریق اس ام اس اطلاع دهید.
مقالات ترجمه شده حسابداری - ایران ترجمه - irantarjomeh
شماره
37
کد مقاله
ACC37
مترجم
گروه مترجمین ایران ترجمه – irantarjomeh
نام فارسی
مدیریت به عنوان یك علم: خط‌ مشی ‌های نوظهور در زمینه اقتصاد و تئوری مدیریت
نام انگلیسی
Management as a science: emerging trends in economic and managerial theory
تعداد صفحه به فارسی
45
تعداد صفحه به انگلیسی
20
کلمات کلیدی به فارسی
آموزش تجاری، توسعه،‌ آموزش مدیریت، خط‌ مشی ‌‌ها
کلمات کلیدی به انگلیسی
Business education, Development, Management education, Trends
مرجع به فارسی
کالج مدیریت سازمانی/ شرکتی کوبلز آلمان
دانشگاه آکلند، نیوزیلند
ژورنال تاریخچه مدیریت، انتشارات دانشگاه MCB
مرجع به انگلیسی
Koblenz school of corporate Management, Vallendar, Germany, University of Auckland, New Zealand
قیمت به تومان
18000
سال
2000
کشور
آلمان، نیوزیلند

 

خط‌مشی‌های نوظهور در زمینه اقتصاد و تئوری مدیریت
کالج مدیریت سازمانی/ شرکتی کوبلز آلمان
دانشگاه آکلند، نیوزیلند
ژورنال تاریخچه مدیریت، انتشارات دانشگاه MCB
2000
چكیده
 این مقاله توسعه علمی ‌آموزش علوم تجاری / بازرگانی را بر مبنای پنج معیار مدنظر قرار می‌دهد: جملات شرطی اگر- سپس [1]، عدم سوگیری (عدم بحساب آوردن ارزش یک مورد در قضاوت)[2] ، اعتبار فضایی و زمانی[3]، بی‌ طرفی[4]، و تحریف پذیری[5]. از نقطه نظر روش شناسی، تاكید بر روی آن دسته از خط ‌مشی‌های نوظهور علمی ‌و اجتماعی می‌باشد كه بر تحقیقات علمی ‌تاثیرگذار هستند. بنابر این هدف از مقاله جاری عمدتا پیگیری مسائل علمی‌ یا آكادمیك چنین موردی می‌باشد.‌ این مقاله همچنین از یك بن مایه سیاسی- علمی‌ تلویحی برخوردار است. با توجه به چندگانگی دیدگاه‌‌ها در زمینه آموزش مدیریت، هر گونه تلاشی جهت حاصل آوردن یك دیدگاه جامع به احتمال قوی بحث برانگیز خواهد بود. موضوعات خاص شامل مشكل وابستگی متقابل، عدم قطعیت، پویایی، توسعه الگوهای تئوریكی مختلف و خط‌مشی‌هایی نظیر پدیده جهانی شدگی و درك اكولوژی یا بوم شناختی این مسئله می باشند. محتوای تحلیل و بحث ایم مقاله به طور شایع وابسته به تئوری مدیریت آلمان می‌باشد و در‌ این باره،‌ مقاله جاری دیدگاهی متفاوت با دیگر مقاله‌های انگلیسی زبان را ارائه می دهد.
كلمات كلیدی: آموزش تجاری، توسعه،‌ آموزش مدیریت، خط ‌مشی ‌‌ها
 
مقدمه
سی و هشت سال قبل، اریک گوتنبرگ (1957) سخنرانی معروف خود را در زمینه مدیریت تجاری به عنوان یك علم اظهار نمود. با توجه به‌ این صحبت، گوتنبرگ مطالعات تجاری را به طور اكید به عنوان یك رشته علمی‌‌ در دانشگاه‌های آلمان بنا نهاد. وی‌ این نگرش را عنوان كرد كه رشته مدیریت یا مدیریت تجاری بر مبنای سه سئوال اصلی ذیل خود را به عنوان یك علم دانشگاهی مطرح می نماید:
(1) حذف تغییرات در ارزش پول از حسابداری،
(2) تخصیص دقیق هزینه،
(3) تصمیمات بازاریابی فروش – محور با عدم قطعیت پیرامونی.
بر‌ این مبنا علم،‌ یا به طور دقیق‌تر آموزش تجاری رشد قابل توجهی را در دانشگاه‌‌ها یافته است و هم اكنون خود را در قالب كالج‌های خاص مطرح نموده و فارغ‌التحصیلان آن به خوبی جذب صنعت می‌شوند. در مدیریت دولتی، مهارتهای تجاری مرزهای انحصاری متعارف خود (در آلمان) را شكسته‌اند. آموزش تجاری به طور اصلی به مذاق افراد جوان خوش می‌آید تا‌ اندازه‌ای كه دانشگاه‌‌ها هم اكنون با یك نیاز سراسری روبرو هستند. فشار از سوی صنعت جهت فراهم آوردن آموزش عملی‌تر این رشته نیز وجود دارد که به میزان زیادی عملی شده است. در‌ این زمینه مطالعات مدیریتی، نسبتا همانند مباحثی می‌باشد كه بوسیله كالج‌های تجاری آمریكایی تدریس می‌شوند. با این وجود،  این موضوع، خود سبب برانگیخته شدن شبهاتی در زمینه طبیعت علمی ‌‌مطالعات تجاری شده است.
بنابر این، امر بررسی مجدد ویژگی علمی مدیریت به عنوان یك مبحث معنی‌دار و ضروری جلوه نموده است.‌ این امر در دو بخش ذیل اعمال می‌گردد. در بخش اول، مطالبات رشته علوم اجتماعی مورد بحث قرار می‌گیرد. در بخش دوم، خط‌مشی‌های نوظهور در زمینه تئوری مدیریت- تجاری مدرن در برابر مطالبات موجود مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت. مرحله بعدی تشخیص بین دو خط‌مشی علمی ‌‌مرتبط می‌باشد و از طرف دیگر توسعه اجتماعی نیز از جمله موارد مطرح شده است.‌ این مورد خود تاثیر مهمی ‌را بر ارتقای تئوری مدیریت بر جای گذاشته است.
 
 
مطالباتی در مبحث تئوری مدیریت به عنوان یك علم
برای گوتنبرگ معیار اصلی یك علم جملات شرطی اگر- سپس (if-then)  می باشد. به طور مثال، حذف تغییرات در ارزش پول از سیستم حسابداری اجازه ایجاد جملات if-then در مبحث تاثیرات فعالیت كارآفرینی در زمینه رفاه اجتماعی را خواهد داد. بررسی عوامل تاثیرگذار بر هزینه سبب تسهیل این دستورات در زمینه وابستگی هزینه بر سطح فعالیت اقتصادی می‌گردد. نتایج تحقیقات بازاری نیز اجازه ایجاد این جملات در باره واكنش‌های احتمالی مشتریان و رقبا در برابر استراتژی‌های بازاریابی شركت‌‌ها را خواهد داد.
ماکس وبر (Max Weber) بر روی‌ این نكته تاكید می‌نماید كه یك علم می‌بایست عاری از سوگیری باشد،‌ اما‌ این معیار غالبا به خوبی درك نشده است. بی‌طرفی از معیارهای خاص سبب حذف «یك جهت‌گیری صریح به سمت اقتصاد محض و اهداف اجتماعی كه از شركتی به شركتی متفاوت می‌باشد نخواهد شد ( 1993). با‌ این وجود، ارزش‌‌ها یا اهداف را نباید تنها از طریق سیستم‌های آكادمیك به عنوان یك فرض مسلم پنداشت،‌ اما چنین مواردی غالبا حاصل آمده از واقعیت‌های بازاری و اجتماعی می‌باشند. آنها یك مؤلفه مرتبط با‌ این مشكل را جهت بررسی شكل داده كه می‌بایست آن را در انطباق با واقعیت مورد بررسی قرار داد. بر‌ این مبنا پارامترهای آكادمیك یا علمی‌‌ در حقیقت بدون داشتن تعصب یا سوگیری خاصی در‌ این رابطه به فعالیت می‌پردازند.
هر چه كه حوزه تعریف شده تحقیقاتی تنگ‌تر باشد، اشخاصی كه در‌‌ این مطالعه درگیر می‌باشند كمتر می‌توانند‌ این ادعا را داشته باشند كه نتایج حاصله آنها مستقل از زمان و فضا معتبر خواهد بود. مباحث مطرح شده مرتبط با شركت‌های بزرگ، بصورت تغییرناپذیری مرتبط با موجودیت اقتصادی شرکتهای دارای نظم كاپیتالیستی می‌باشند. در مقابل در خصوص شركت‌های كوچكتر، چنین مبحثی از ارتباط چندانی با یك نظم اقتصادی خاص برخوردار نبوده، بلكه وابستگی بیشتری به عنصر پولی اقتصاد دارد.
اظهارات علمی‌‌ می‌بایست هدف‌گرا و بیطرفانه باشد. آنها در صورتی‌ این خصیصه را خواهند داشت كه یك شخص ثالثی كه در تحقیقات مشاركت ندارد قابلیت ارزیابی و درك آنها را داشته باشد. نتایج تجربی نیز می‌بایست قابلیت تكرار این دستاوردها را داشته باشند. با‌ این وجود، معیارها برای تكرارپذیری در مبحث علوم اجتماعی می‌بایست از سختی و دقت كمتری در مقایسه با علوم طبیعی برخوردار باشد.
توسعه‌هایی در تئوری مدیریت
‌خط ‌مشی ‌های علمی
در  آینده، می‌توان ‌ این موضوع را انتظار داشت كه ‌خط‌مشی‌های علمی،‌كه می‌توان  آنها را در تحقیقات آكادمیك در خلال 40 سال گذشته مشاهده نمود، نهایتا به طور فزاینده‌ای راه خود را به سمت كاربردهای علمی ‌خواهند گشود. چنین موردی مشخص كننده تفاوت عمده بین ‌خط‌مشی كنونی و ‌خط‌مشی می‌باشد كه تا انتهای دهه 1970 آشكار گردید.
‌خط ‌مشی ‌های توسعه‌ای در تئوری مدیریت در دهه 1960 و دهه 1970
دهه‌های 1960 و 1970 تحت حاكمیت گسترش رسمی‌ تئوری شركتی قرار داشتند. مدل كلاسیك شركتی، كه بر روی چندین عامل خلاقانه موجود تمرکز داشت، با ترکیب با یك محصول واحد و با یك نیاز کامل نشده روانه بازار گردید، كه خود اثبات كننده حیطه کاملا باریك  این مبحث است. تمركز تحقیقاتی بعدی تئوری شركتی توجه به شرکت چند محصولی همراه با تولید واسطه‌ای و مشترك بوده است. این فرضیه كه منابع به صورت آزاد موجود می‌باشند نیز رد شد. رقابت در داخل شركت برای استفاده از منابع نادر در آن زمان به عنوان یك نقطه قابل توجه و پدیده ای که هنوز تحقیقاتی در باب آن انجام نشده است، شناخته شد. استفاده از سرمایه در گردش همراه با تصمیمات حساس جهت بهره‌گیری دراز مدت نیز از جمله ‌ این خصیصه‌ها به شمار آمده اند.‌  این یك مبحث كاملا متمایز در باب تخصیص عامل كوتاه مدت می‌باشد.
مشكل وابستگی متقابل
در شركت‌های چند محصولی، محصولات مختلف را می‌توان با استفاده از یك ماشین تولید نمود. به علاوه مواد خام یا كالاهای تكمیل شده كاملا متفاوتی را می‌توان در یك محل مشابه ذخیره ساخت. منابع مالی شركتی را می‌توان جهت تامین مالی فعالیت‌های كاملا گسترده به كار گرفت. رقابت ‌این منابع نادر تشکیل دهنده یكی از طرف‌های مشكل وابستگی متقابل می‌باشد. طرف دیگر ناشی از ‌ این حقیقت است كه امر تولید به صورت مكرر در مراحل مختلف یا فازهای گوناگون انجام می‌گردد.‌  این امر امكان‌پذیر خواهد بود كه هر محصول یك نظم خاص تولید را همراه داشته باشد. ‌ این بدان معنا است كه بخشهایی از محصولات تولید شده می‌بایست در انتظار فرایند ماشین كاری و یا بالعكس باشند. ‌ این مولفه زمانی شامل مؤلفه ثانویه مشكل وابستگی متقابل نیز می‌باشد. به منظور حل ‌ این مشكل، تئوری “شركت چند محصولی” توسعه یافت. تئوری چند محصولی را می‌توان بعنوان یک عنوان کلی برشمرد، چرا كه چنین پدیده‌ای تشریح كننده جامعیت بهینه كلیه اجزای تجاری خواهد بود.‌  این تئوری همچنین در اصل به صورت عینی خواهد بود و درك آن مشكل نمی‌باشد. به علاوه از نقطه نظر تجربی نیز مناسب می‌باشد و منجر به جهت‌گیری مجدد و اساسی رویه‌های حسابداری مالی خواهد شد. حسابداری و برنامه ‌ریزی تولید هم اكنون به عنوان دیدگاه‌ های متمایز در زمینه مدیریت محسوب می‌شوند.
مشكل تصمیم‌گیری درازمدت
تئوری شركتی ظرفیت تولیدی شركتی را همانگونه که عرضه شده است عنوان می‌دارد. بنابر این تئوری شركت تك محصولی، با توابع تولید لئونتیف (Leontief) خود، به منظور كسب سودهای بهینه، سعی بر تولید تا حد گنجایش ظرفیت خود را خواهد داشت. حال‌ این فرضیه مطرح می‌شود كه ظرفیت عنوان شده در دراز مدت قابل اعمال نخواهد بود. از طریق تصمیمات سرمایه‌ گذاری، می‌توان ظرفیت را تغییر داد. تصمیمات سرمایه‌گذاری سبب خواهد شد تا منابع مالی یك شركت را بتوان بخوبی در یك مقطع متوسط یا دراز مدت به كار گرفت. با‌  این وجود، سرمایه‌گذاری همچنین سبب حصول دستاوردها یا بازده‌هایی خواهد شد كه می‌توان آنها را در خلال یک دوره دراز مدت به كار گرفت. بنابر این چنین شركتی را می‌توان تحت عنوان «یك مسئله جاری» همراه با جایگزین‌ های مختلف وجوه و سرمایه‌ های آتی همراه با منابع متعدد و مختلف مالی خارج از محدودیت‌های شركتی در نظر گرفت. هر نوع تئوری كه سعی در حل چنین تعامل پیچیده‌ای ‌نماید، مخصوصا از نقطه نظر تجربی، تنها می‌تواند آن را به صورت نسبی انجام دهد. تئوری ارزش سرمایه را تنها در صورتی می‌توان مورد استفاده قرار داد كه ‌ این گونه فرض شود كه تنها بهره حاصله و پرداختی، در خلال دوره سرمایه‌ گذاری، موازنه خواهد شد. در صورتیكه چنین فرضیه‌ای به دوره‌ای فراتر از افق برنامه‌ ریزی محدود گردد، بنابر بودجه بندی چند مرحله‌ای را می‌توان در آن مورد استفاده قرار داد. ‌ این تئوری‌ها قطعا از توضیحات بی‌طرفانه و شرطی بهره می‌جویند كه همچنین از نقطه نظر فضایی و زمانی قابل تعمیم خواهند بود. علیرغم راحتی آشكار تحریف پذیری، ‌این تئوری‌ها خود را به صورت تجربی به اثبات رسانده‌اند. با ‌این وجود، تئوریهای سرمایه‌گذاری پویا كه ذیلا توصیف می‌شوند در وضعیت ممتازتری قرار خواهند داشت.
 
مشكل عدم قطعیت
تصمیمات دراز مدت شركتی مملو از عدم قطعیت می‌باشد. ‌ این عدم قطعیت را می‌توان به عنوان پارامتر تجاری اصلی به شمار آورد كه دارای تاثیر بر روی ترجیحات، تخصیص عامل و احتمالات تولید می باشد. به طور جایگزین، چنین موردی ممكن است به رقبا و یا دیگر عامل‌های اقتصادی اشاره داشته باشد ( ، 1985، صفحات 18 الی19 ). تلاش‌ها جهت حل‌  این معضل مشخص كننده آن هستند كه بسیاری از مدل‌های ذهنی رفتاری در مضمون اصل عقلانیت در ارتباط با عدم قطعیت می‌باشند. چنین موردی منجر به بروز مشاجره‌های جاری در زمینه تئوری شركتی شده است. با‌ این وجود،‌ این موضوع همانند قبل خود را نشان می‌دهد، كه علت آن نیز وجود همبستگی‌های متقابل در پیرامون بسیاری از محیط‌های تجاری می‌باشد، بر‌ این مبنا عدم قطعیت به صورت رضایت بخشی هرگز در تئوری مدیریتی تلفیق نگردیده است. مبحث مرتبط با اعتبار اصل برنولی (Bernoulli) به هیچ عنوان حل شده تلقی نمی گردد.
مباحث توسعه یافته در تئوری مدیریت در دهه 1980 و دهه 1990
دهه 1980 و 1990 شاهد توسعه در تئوری مدیریت بوده است كه خود امر ارزیابی مجدد اساسی در مبحث تصمیم سازی در شركت‌ها را به عنوان یك ضرورت مطرح ساخته است. تصمیمات به وسیله یك شخص گرفته نمی‌شوند. برای اتخاذ تصمیمات می‌بایست مذاكراتی صورت گرفته و كمیته‌هایی به صورت مكرر در آن شامل باشند. بر‌ این مبنا نمی‌توان‌ این گونه فرض نمود كه هیئت‌های نمایندگی دقیقا در نهایت به همان تصمیمی ‌خواهند رسید كه مدیر اجرایی یا مدیر عامل به آن تصمیم دست یافته است. بدین سبب؛‌ مشكل سازمانی شركت را می‌بایست مورد شناسایی قرار داد. مقابله با‌ این مشكل را می‌توان از طریق سه مورد انشعابی یا مشكلات مربوطه توصیف نمود:
(1) پویایی،
(2) اطلاعات،
(3) انگیزه.
 
مشكل پویایی 
تصمیمات امروزی بر روی مسایل‌ آینده تاثیرگذار می‌باشند. به قول شاه قبلی‌ ایران كه در مبحث مرتبط با «بانك زیرزمینی»‌ این گونه عنوان می‌دارد كه آیا بهتر است تا نسبت به تولید نفت تا حد ممكن آن در كوتاه مدت اقدام نمود و دستاوردهای آن را به گونه‌ای سرمایه‌گذاری نمود تا سود قابل توجهی را حاصل كرد و یا آنكه می‌بایست آن را همچنان در زیر زمین نگه داشت و آن را به هنگامی ‌در‌ آینده مورد استفاده قرار داد كه ارزش آن بیشتر شده باشد.‌ این مشكل مرتبط با تخصیص بین- زمانی منابع كمیاب از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می‌باشد. به طور مثال یك شركت به هنگام تصمیم گیری باید خود را متكی به كدامیك از واكنش‌های آتی از سوی مشتریان،‌ بانكها،‌ سهامداران و دیگر طرفهای ذی نفع ‌سازد،؟ چگونه می‌توان از‌ این موضوع اطمینان حاصل نمود که صرفنظر از تصمیم‌گیری زمان حال، كه به نظر بر خلاف سود دهی به نظر می‌رسد، تصمیمات آتی مشتریان برای شركت زیان آور نباشد؟ و آیا‌ این تصمیمات، به هنگامی‌كه آنها را در زمینه رقابت تصور می‌نماییم و یا به هنگامی‌كه می‌توان انتظار داشت كه رقبا ممكن است بر روی تاثیرات آتی تصمیمات امروزی ما تاثیر داشته باشند، می‌توانند متفاوت باشند ؟
مشكل اطلاعات
در تئوری سنتی شركتی،‌ این موضوع فرض شده است كه اطلاعات به صورت آزادانه و فراگیر موجود می‌باشد. بنابر این چنین عاملی به عنوان بخش صریح توابع تولید یا هزینه كه در تعامل با برنامه ریزی، سازمان و كنترل هستند به شمار نمی‌اید ( ، 1991، به عنوان یك استثنا مطرح می‌باشد). چنین هزینه‌هایی تشكیل دهنده بخشی از هزینه ثابت هستند.
در تئوری مدیریتی اخیر، اطلاعات به صورت صریح مدنظر قرار گرفته است. در دهه 1960 دیدگاهی با توجه بدین قضیه ظهور نمود كه جریان اطلاعات در داخل یك دپارتمان بصورت آزاد می‌باشد، اما چنین آزادی بین دپارتمان‌ها یا واحدهای دیگر صادق نخواهد بود. در تئوری تیمی،‌ هزینه اطلاعات، سود از دست رفته به واسطه تقاضای ارضاء نشده، هزینه های انبارداری و بهره مد نظر بوده و نشان داده شده است كه سیستم‌های اطلاعات غیر متمركز، كه به صورت آگاهانه‌ای اجازه وجود نقص های اطلاعاتی را می‌دهند، قابلیت فراهم آوردن یك راه حل بهینه برای مشكل اطلاعات را خواهند داشت ( ، 1978؛  و  1972).
مشكل انگیزه
اهداف انشعاب یافته و ترجیحات شخصی اعضای سازمان‌ از طریق‌ این فرضیه كه كلیه مستخدمین سعی بر اتخاذ تصمیماتی دارند كه برای شركت بهینه خواهند بود، از تئوری سنتی شركتی مستثنی شده است. با توجه به عدم اعتنای كافی اقتصاددانان به‌ این فرضیه، آنها می‌بایست اقدام به ترکیب  مشاركت‌های اجتماعی با مباحث تجاری نمایند. بدین طریق،‌ تئوری ورشكستگی و انگیزه به عنوان یك مؤلفه تئوری مدیریت مطرح گردیده است.
Laux (1979، 1990) و  و Liermann (1987) اقدام به مطرح نمودن سئوالی اقتصاد- محور نمودند مبتنی بر آنكه آیا می‌توان كلیه اهداف انشعابی مستخدمین را در یك ‌ایده یا فرد تصور نمود. مشكل شیوع یافته سازمانی دهی یك شركت با توجه به اهداف متفاوت و منشعب شده تا‌ اندازه‌ای در دهه 1970 مد نظر قرار گرفت،‌ اما عمدتا در دهه 1980 با توجه به پایداری و جدی بودن‌ این مسئله برای اولین بار به طور فز اینده‌ای عنوان شد.‌ این مورد نشان دهنده آن است كه دو راهكار اصلی جهت هماهنگی اهداف مخلتف مستخدمین وجود دارد به گونه‌ای كه آنها بتوانند بر روی اهداف مشترك شركتی تمركز داشته باشند: كنترل سلسه مراتبی و پاداش پولی (Albach،‌1974). هر دو هزینه بر خواهند بود. هر چه كه میزان تعهد كمتر باشد یا ارتباطات ضعیف تری بین افراد و شركت حاكم باشد،‌ هزینه‌های حاصل آوردن اهداف سازمانی بالاتر خواهد بود. قراردادهای متوسط الی دراز مدت كار سبب كاهش‌ این هزینه‌ها خواهند شد. با‌ این وجود،‌ در عین حال، چنین مواردی سبب افزایش ریسك بازاری برای كارآفرینان خواهد شد چرا كه آنها بیش از‌ این قادر به اشتراك گزاری ریسك با مستخدمینی كه شغل خود را از دست داده‌اند نخواهند بود. مدل كلی سازمان شركتی هم اكنون تحت عنوان تئوری نمایندگی اصلی ( ،‌1985) مطرح می‌باشد. بدون شك،‌ این تئوری فراهم آورنده یك دیدگاه علمی ‌در زمینه ارزیابی مشاركت در سازمان‌ها با اهداف متفاوت و منشعب و سطوح مختلفی از اطلاعات می‌باشد كه در نهایت سبب برطرف شدن آن دسته از «رسومی» خواهد شد كه برای دهه‌ها در تئوری سازمانی تجاری محور حاكم بوده است ( و  ، 1958،  ، 1981،‌ص 82).
الگوها و مدل‌ها
البته، ترسیم مشكلات اقتصادی كه در آن تئوری شركتی خود را به عنوان یك علم مطرح نموده است، فراهم آورنده تنها یك نگرش نسبی در زمینه مشكلات متعددی هستند كه تئوری مدیریت به عنوان یك انضباط گسترده‌تر با آن روبرو می‌باشد. در بخش ذیل،‌ این دیدگاه به طور گسترده‌تری تشریح خواهد شد تا آنكه قابلیت بررسی تمایلات توسعه‌ طلبانه‌ این موضوع به طور كلی وجود داشته باشد.‌ این تصویر كه در حال ظهور می‌باشد معرف یك محدوده وسیع و آشكاری است كه نشان دهنده دو ‌خط‌مشی ذیل خواهد بود:‌
(1) توسعه الگوها،
(2) تمایل به سمت حصول نتیجه كلی.
توسعه الگوها
در دهه 1950، تئوری شركتی (در آلمان) حول محور دیدگاه مبتنی بر تولید اریک گوتنبرگ (1957) متمركز بود. تحقیقات انجام شده در سال‌های متعاقب برمبنای‌ این دیدگاه استوار گردید، با‌ این وجود در دهه 1970، تلاش‌هایی جهت شكستن‌ این الگو صورت پذیرفت.‌ این ‌خط‌ مشی بوسیله جامع شناسی به نام دیوید زیمن (David Zeaman) نشان داده شد كه به شرح ذیل تشریح می‌گردد: “یكی از تفاوت‌های بین علوم طبیعی و اجتماعی آن است كه در محققین قبلی سعی بر مرتفع نمودن چالش‌های عنوان شده بوسیله نیوتون نموده اند، در حالی كه دانشمندان علوم اجتماعی کار خود را تضاد با‌ این مورد آغاز نموده اند”. در‌ این اثنی، تئوری مدیریت در آلمان علاوه بردیدگاه تولیدی،‌ مباحث و دیدگاه‌های ذیل را نیز عرضه داشت:
  • دیدگاه تصمیم محور،
  • دیدگاه سیستم‌ها،
  • دیدگاه ائتلاف – تئوری
  • دیدگاه كار-محور،
  • دیدگاه علم رفتاری،
  • دیدگاه هنجاری- اخلاقی،
  • دیدگاه سیاسی- مدیریتی،
  • دیدگاه سیستم های اطلاعاتی،‌
  • دیدگاه دست نامرئی (كه در آن فرد در تعقیب منافع شخصی خود به طور اتوماتیك به منافع جامعه نیز خدمت می‌كند)،
  • دیدگاه تئوری- مذاكره.
این دیدگاه‌های متعدد به طور كلی دارای مراجع‌ اندك و یا حتی بدون مرجع بوده و غالبا در تضاد مستقیم با یكدیگر می‌باشند! آن چیزی كه در‌ اینجا مورد نظر است محتوای فردی الگوها نیست،‌ بلكه‌ این حقیقت می‌باشد كه در‌ اینجا روش‌های بسیار و متنوعی در زمینه تحصیل نقشه ای از چشم‌اندازهای صنعتی وجود دارد.
 
تمایل جهت كسب نتیجه كلی
تئوری مدیریت نشان دهنده یك تمایل قابل توجه به سمت حصول یك نتیجه كلی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشد. این مورد ممکن است تعجب برانگیز باشد، اما در حقیقت به صورت ذاتی در غالب رشته‌های علمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌خود را آشكار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌سازد. چنین موردی به طور كاملا آشكار به وسیله تقسیم موضوعات در مباحث مطرح شده در ژورنال مدیریت  (ژورنال مدیریت تجاری) در خلال سالیان 1978 الی 1992 (جدول 1) مطرح شد.
خط‌ مشی‌های اجتماعی
مدیریت تجاری به عنوان آن دسته از علومی‌‌‌‌‌‌‌‌‌ اطلاق نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود كه با توجه به سزاواری آكادمیكی یا عقلانیت ذاتی خود بتوان آن را اعمال داشت، اما به طور پیوسته این علم در معرض پرسشهایی در ارتباط با موسسات اجتماعی بنیادین یعنی شركت‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌ می‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشد. تئوری مدیریت شرایطی را مد نظر قرار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهد كه تحت آن یك شركت مشروعیت اجتماعی خود را از دست می‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهد و بر این مبنا تمایل جهت چگونگی استقرار یا مشروعیت بخشیدن دوباره جزء مباحث این تئوری به شمار می‌آید. در این حالت تئوری تجاری به صورت ‌تركیبی از رشته‌های مختلف پزشكی، علمی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌و هنری به شمار می‌آید.
شركت به عنوان بخشی از جامعه به طور كلی مدنظر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشد و از اینرو به طور مستقیم تحت تاثیر خط‌مشی‌های توسعه اجتماعی خواهد بود. به هنگامی‌‌‌‌‌‌‌‌‌كه خط‌مشی‌های جدید ظهور می‌‌‌‌‌‌‌‌‌نمایند، تئوری مدیریت این موضوع را مدنظر قرار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهد كه آیا تكنیك‌های تحلیلی موجود به منظور جامعیت بخشیدن و به طور كلی تعامل با تاثیرات این خط‌مشی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌ از كفایت برخوردار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشند یا خیر. در صورتیكه كفایت مكفی در كار نباشد، تئوری مدیریت اقدام به بزرگ نمودن چشم‌اندازهای روش‌های علمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خود خواهد نمود. جهش‌های اجتماعی بر این مبنا اقدام به استقرار رویه‌های توسعه جدید در تئوری مدیریتی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌نمایند.
جهانی شدگی صنعتی
توسعه تكنولوژی حمل و نقل و اطلاعات،‌كه تحت عنوان «جهانی سازی صنعتی»‌ خوانده می‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود سبب شده است تا جهان كوچكتر گردد. این امر خود منجر به آن شده است تا شركت‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌ را تحت عنوان «بازیكنان جهانی»‌ بنامند. در طی چندین سال اخیر،‌ پدیده جهانی شدگی به عنوان یك موضوع اصلی در آلمان و دیگر كشورها،‌ مخصوصا در ارتباط با تاثیراتی كه این پدیده ‌بر روی اشتغال برجای می‌‌‌‌‌‌‌‌‌گذارد ( و ، 1996)، مطرح بوده است. رقابت بین‌المللی كاملا در هم فشرده از یك طرف منجر به ‌تركیب كوچك سازی و منطقی سازی شركت‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌ شده است،‌ و از طرف دیگر سبب تحرک پویای كشورهای دارای دستمزد ‌اندك شده است. این امر در حال حاضر سبب تغییر چهره هر دوی بازارهای كار و وضعیت صنعتی محلی شده است،‌ خط‌مشی‌هایی كه در نهایت یك تاثیر توانمند را ‌بر روی تئوری مدیریت برجای خواهند نهاد.
تشدید رقابت بین‌المللی
جهانی شدگی صنعتی،‌ همانگونه كه بوسیله کاربرد زیاد چنین عباراتی مثل «بازاریابی جهانی» و «منبع یابی جهانی» مشخص می‌‌‌‌‌‌‌‌‌گردد، منجر به بروز رقابت فشرده‌تر بین‌المللی شده است. مورد آخری یعنی  منبع یابی جهانی به عنوان یك مكانیسم رقابتی اصلی ظهور نموده است (، 1996). رقابت بین‌المللی دیگر كمتر برمبنای قیمت‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌ در مقایسه با نوآوری خواهد بود ( ،‌1997) در حقیقت، نوآوری هم اكنون به عنوان مكانیزم اساسی شناخته می‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود كه از طریق آن شركت‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و همچنین ملتها قابلیت حفظ و گسترش ارتباطات اقتصادی خود را خواهند داشت. از آنجائی كه محصولات جدید یك شركت خاص هویت خود را به واسطه نوآوری‌های مطرح شده از دست می‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهد، البته در صورتیكه جزء كالاهای جدید الورود به بازار نباشند، رقابت نوآوری به معنای رقابت زمانی نیز بشمار خواهد آمد.
تاثیر آشكار اقتصاد بازار اجتماعی
در درهه 19970، كشورهای در حال توسعه در صدد جستجوی یك نظم اقتصادی جدید برآمدند كه تحت عنوان یك «مسیر سوم»‌ بین سوسیالیست  كاپیتالیسم به شمار می‌آید. در دهه 1980 میزان قابل توجهی از تغییرات منظور شد كه از طریق شناسایی گسترده جایگزینی اقتصاد بازاری بجای اقتصاد برنامه ای توصیف می‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود این توسعه نه تنها در ارتباط با كامیابی بیشتر مادی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشد، بلكه همچنین مرتبط با غنی سازی فرهنگی بوده و به طور منطقی كارایی لازم در زمینه ارائه راه حل برای مشكلات اجتماعی مرتبط با مراقبت‌های بهداشتی و پیرشدگی جمعیت را خواهد داشت. مدل اقتصاد بازار اجتماعی در درون دنیای كنونی ما نفوذ نموده است این تغییر اساسی نه تنها منجر به فروپاشی اقتصادهای اجتماعی در شرق شده است، بلكه سبب توسعه استراتژی‌های جدید در جنوب نیز گردیده است. محدوده گسترده مباحث، بن‌بست‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و مسایل تئوریكی با جزئیات مربوطه به وسیله  (1990) و  (1994) مطرح شد. این توسعه‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌ در بردارنده یك چالش اصلی برای تئوری مدیریت می‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشند كه بر مبنای انتظار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌بایست در زمینه درك و تعامل با فر ایند تبدیل مشاركت داشته باشند. علم مدیریت می‌‌‌‌‌‌‌‌‌بایست بینش كافی، در مبحث یك مسیر گذاری ‌بهینه برای «شركت‌های خودمالك»‌ قبلی به سمت اقتصاد بازار، را فراهم آورد. تئوری مدیریت سنتی از تجهیزات مكفی جهت تعامل با این تغییرات بنیادین در اجتماع برخوردار نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشد.
افزایش مشاركت نیروی كار زنان
تعداد خط‌ مشی زنان به طور ثابتی در خلال چندین سال اخیر افزایش یافته است ( و همكاران، 1993). البته مشاغل ظاهرا در برابر این خط‌مشی واكنش بسیار آهسته‌ای را بر حسب عملكرد موزون و سازگار نشان داده‌اند ( ، 1993). از طرف دیگر تقاضا برای كارهای نیمه وقت بیشتر و برای سهمیه زنان از طرف دیگر، با شوق و ذوق بیشتری ادامه داشته است. بر حسب نقطه نظر  (1996)، بین سالیان 1994 و 2005، زنان دستاوردهای  نسبتا قابل توجهی را در نیروی كار تحصیل می‌‌‌‌‌‌‌‌‌كنند.  (1994) تغییر مشابهی را در ‌تركیب مردان- زنان در مبحث نیروی كار را  مورد تصدیق قرار می دهد.
هوشیاری بوم شناختی
هوشیاری مربوط به اكولوژی یا بوم شناختی همچنین رشد قابل ملاحظه ای را در خلال چندین سال گذشته داشته است (، 1990، 1993؛  ، 1993؛  ، 1996؛  ،‌1995 و اشخاص بسیار دیگر). این مورد به طور قطعی در غرب صنعتی در مقایسه با اقتصادهای سوسیالیست و در حال توسعه از ارجعیت و برجستگی بیشتری برخوردار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشد. آن دسته از شركت‌هایی كه نتوانند خود را با این تغییرات انطباق دهند مطمئنا مشروعیت خود را در دراز مدت از دست خواهند داد. هزینه محیطی تركیب در مدیریت مالی به عنوان یك رویه منطقی تعمیم یافته در زمینه تفكرات هزینه- سودمندی مطرح می‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشد. محافظت از محیط‌ زیست به عنوان یك مبحث بازاری آشكار ظهور نموده است. این موضوع هم اكنون به میزان فزاینده‌ای مورد پذیرش قرار گرفته است كه مدیریت محیطی به عنوان بخش مهمی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌از تئوری تجاری و كاربرد آن مدنظر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشد. سازمان‌های تجاری به طور فزاینده‌ای به سمت ملاحظه تاثیرات محیطی بر روی عملكردها و رفتار خود ‌ترغیب می‌‌‌‌‌‌‌‌‌شوند ( ، 1995). به طور مشابه، مدیران مسئول اقدام به ‌تركیب ملاحظات محیطی در فرهنگ شركتی و برنامه‌ریزی تجاری خود نموده‌اند ( ، 1993؛ ، 1994).
نتیجه گیری
چندین فرآیند روش شناسانه و مسائل مرتبط با آن به عنوان مباحث اساسی در تشكیل تئوری مدیریتی و شكل‌دهی حالت شایع كنونی آن نقش داشته‌اند. تقاضاهای مرتبط با تئوری مدیریتی به عنوان یك علم به میزان زیادی به طور اولیه از طریق جملات شرطی if-then ، عدم سوگیری، بی‌ طرفی و تحریف پذیری پاسخ داده شده‌اند. دهه 1960 و 1970 بر مبنای برخی از رویه‌های توسعه ای خاص توصیف می‌‌‌‌‌‌‌‌‌شوند كه در ابتدا شامل گسترش تئوری شركتی و در برگیری ملاحظاتی چون شركت‌های چند محصولی و تصمیم‌گیری‌های طولانی مدت می باشند. در دهه 1980 و 1990، یك انقلاب متعاقب و اساسی در عناوین اطلاعاتی و انگیزشی ظهور یافت. با گسترش الگوهای تئوریكی توسعه‌های مشخص شده شتاب گرفته و با نگاهی به ژونال‌های تجاری / بازرگانی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌توان خط‌مشی‌های شامل شده مختلفی را مشخص ساخت كه سبب شده‌اند تا این تئوری همچنان همگام با زمان سیر ‌ترقی خود را طی نماید.
علاوه بر مورد فوق، مسئله اعتبار زمانی نیازمند آن است كه تئوری مدیریتی به طور كامل پذیرا و متكی به برخی از خط‌ مشی‌های حیاتی اجتماعی باشد كه به طور فزاینده‌ای در اواسط تا اواخر دهه 1990 از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده اند. چنین خط‌ مشی ‌هایی همانند پدیده جهانی شدگی، آگاهی بوم شناختی یا اكولوژیكی و افزایش مشاركت زنان در نیروی كار به صورت پیوسته و اساسی تغییر دهنده چارچوب این قضیه بوده و درباره آن مقاله‌های مختلف مرتبط با امور بازرگانی یا تجاری به رشته تحریر در آمده است. تنها از طریق تجمع و به كارگیری توام چنین رویه‌های توسعه یافته‌ای در خلال زمان و با حالتی سازگار و جامع می‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشد كه تئوری اقتصادی و مدیریتی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند ارتباط و آگاهی و هوشیاری خود، در جهانی كه به طور دائم با جهش و تغییر روبرو می‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشد، را حفظ نماید. به علاوه، این موضوع نیز مهم می‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشد كه هر دوی خوانندگان و نگارندگان این تئوری از طبیعت و میزان این توسعه‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌ آگاهی داشته باشند. بعلاوه این تئوری نه تنها باید زیست‌پذیری خود را حفظ نماید بلكه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌بایست ارزش و گستره خود را نیز افزایش داده و از عطر و بوی معاصر بودن به منظور تحصیل ادراكی مناسب نیز برخوردار باشد. با انجام این عمل، مقاله‌های تجاری می‌‌‌‌‌‌‌‌‌توانند متعاقبا اعتبار خود را در صحنه علمی‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌توسعه داده و در تعامل با جامعه و با بهره‌گیری از دیدی برتر به سمت مضامین گسترده‌تر حركت نمایند.
تمایلات تكاملی و تحلیل آنها كه در ارتباط با مشكلات اصلی اجتماعی لیست شده‌اند، ما را به سمت قرن 21 سوق می‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهند. تئوری مدیریتی به صورت منفك نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند مسائل مربوطه را حل نماید. این مسائل در حقیقت به صورت مشكلات بین رشته‌ای مطرح بوده و تنها باید با توجه بدین دیدگاه مورد بررسی قرار گیرند. تئوری مدیریتی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌بایست در تعامل با دیگر علوم به كار پردازد تا آنكه قابلیت توسعه راه حل‌های بادوامی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌را داشته باشد. به منظور تحصیل این هدف،‌ تحقیقات می‌‌‌‌‌‌‌‌‌بایست همانند قبل در تطابق با معیارهای مربوطه و عاری از تعصبات و سوگیری‌های خاص و با توجه به پارامترهای زمانی و فضایی به طور كلی و دور از هرگونه از تحریف و ذهنیت به كار خود ادامه دهد. با این حال این معیارها می‌‌‌‌‌‌‌‌‌بایست رسوخ خوبی را نیز داشته باشند و در صورت وجود هرگونه مبحثی علاوه بر مباحث قبلی،‌ با توجه به نگاه به عنصر زمان و تاثیر كاملا چالش برانگیز و در حال تغییر جامعه عمل نمایند.
[1] If-then statements
[2] Freedom from values
[3] Spatial and temporal validity
[4] objectivity
[5] falsibility
لطفا به جای کپی مقالات با خرید آنها به قیمتی بسیار متناسب مشخص شده ما را در ارانه هر چه بیشتر مقالات و مضامین ترجمه شده علمی و بهبود محتویات سایت ایران ترجمه یاری دهید.
تماس با ما

اکنون آفلاین هستیم، اما امکان ارسال ایمیل وجود دارد.

به سیستم پشتیبانی سایت ایران ترجمه خوش آمدید.