ایران ترجمه – مرجع مقالات ترجمه شده دانشگاهی ایران

سرمایه فکری در برابر ارزش دفتری دارایی ها

سرمایه فکری در برابر ارزش دفتری دارایی ها

سرمایه فکری در برابر ارزش دفتری دارایی ها – ایران ترجمه – Irantarjomeh

مقالات ترجمه شده آماده گروه حسابداری
مقالات ترجمه شده آماده کل گروه های دانشگاهی

مقالات رایگان

مطالعه ۲۰ الی ۱۰۰% رایگان مقالات ترجمه شده

۱- قابلیت مطالعه رایگان ۲۰ الی ۱۰۰ درصدی مقالات ۲- قابلیت سفارش فایل های این ترجمه با قیمتی مناسب مشتمل بر ۳ فایل: pdf انگیسی و فارسی مقاله همراه با msword فارسی  

چگونگی سفارش

الف – پرداخت وجه بحساب وب سایت ایران ترجمه (شماره حساب) ب- اطلاع جزئیات به ایمیل irantarjomeh@gmail.com شامل: مبلغ پرداختی – شماره فیش / ارجاع و تاریخ پرداخت – مقاله مورد نظر
مقالات ترجمه شده حسابداری - ایران ترجمه - irantarjomeh
شماره
۷۵
کد مقاله
ACC75
مترجم
گروه مترجمین ایران ترجمه – irantarjomeh
نام فارسی
سرمایه فکری در برابر ارزش دفتری دارایی ها
نام انگلیسی
Intellectual capital vs the book-value of assets
تعداد صفحه به فارسی
۴۲
تعداد صفحه به انگلیسی
۲۰
کلمات کلیدی به فارسی
سرمایه انسانی, سرمایه فکری, بهره وری, سرمایه ساختاری, ارزش افزوده, ارتباط با ارزش
کلمات کلیدی به انگلیسی
Human capital, Intellectual capital, Productivity, Structural capital, Value-added, Value-relevance
مرجع به فارسی
کالج حسابداری، دانشگاه RMIT، ملبورن، ویکتوریا، استرالیا، امرالد
مرجع به انگلیسی
Journal of Intellectual Capital; Sang Ho Kim and Dennis Taylor; School of Accounting, RMIT University, Melbour ne, Victoria, Australia; Emerald
قیمت به تومان
۱۸۰۰۰
سال
۲۰۱۴
کشور
استرالیا

 

سرمایه فکری در برابر ارزش دفتری دارایی ها
کالج حسابداری، دانشگاه RMIT، ملبورن، ویکتوریا، استرالیا
امرالد
۲۰۱۴
چکیده
هدف ـ هدف این مقاله فراهم آوردن مستندات جدیدی می باشد که برحسب داده های سرمایه انسانی پس از پذیرش IFRS در دسترس قرار گرفته و در ارتباط با بهره وری سرمایه فکری و مؤلفه های مرتبط با آن می باشند. این برآوردهای بهره وری جهت تعیین ارزش مرتبط آنها در بازار سهام مدل سازی شده، و این مدل برای مشخص سازی ارزش دفتری دارایی ها در معرض رویه های سنجشی یا برآورد بهره وری تطبیقی قرار می گیرد.
طراحی / روش / رویکرد ـ داده های مالی از بانک های اطلاعاتی مالی و گزارشات سالیانه شرکتی از یک نمونه متشکل از ۱۶۰ شرکت لیست شده استرالیایی در خلال یک مدت پنج ساله گردآوری شده اند. تحلیل رگرسیون پانل جهت تست پنج مدل ایجادی از مدل قیمت کلی Riahi-Belkaoui (۱۹۹۹) در ارتباط با ارزش ارقام حسابداری بکار گرفته شده است.
یافته ها ـ نتایج نشان دهنده آن هستند که بهره وری سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه فکری هر کدام به طور مثبت و معنی داری در ارتباط با قیمت سهام می باشند (یعنی دارای ارتباط با ارزش به شمار می آیند)، در عین حال، بهره وری مجموع دارایی ها با توجه به ارزش دفتری آنها معنی دار تلقی نشده و دارایی های ملموس / مشهود نیز از اهمیت معکوسی برخوردار می باشند.
 
اصالت / ارزش ـ این مطالعه یک روش ارتقاء یافته جدید را برای محاسبه مقدار سرمایه ساختاری فراهم آورده و از داده های صورت حساب مالی در دسترس اخیر جهت فراهم آوردن شواهد دست اول سرمایه انسانی و شمولیت آن در زمینه تعیین مقدار سرمایه فکری / معنوی استفاده می نماید. این روش ها و داده های جدید قابلیت مقایسه مستقیم بین ارتباط ارزشی دارایی های فکری و دارایی های ارزش دفتری را فراهم می آورند.
کلمات کلیدی: سرمایه انسانی، سرمایه فکری، بهره وری، سرمایه ساختاری، ارزش افزوده، ارتباط با ارزش
نوع مقاله: مقاله تحقیقاتی
 
۱-  مقدمه
یکی از مباحث در حال جریان در زمینه تحقیقاتی حسابداری مالی این موضوع می باشد که آیا ارقام حسابداری در خلال زمان در حال از دست دادن ارتباط با ارزش خود در بازار سهام می باشند یا خیر. Collins و همکاران (۱۹۹۷) نوعی افزایش در ارتباط ـ با ارزش ترکیبی سود و ارزش دفتری در خلال ۴۰ سال با استفاده از داده های بازار ایالات متحده را مستند سازی نمودند. در مقابل Lev و Zarowin (۱۹۹۹) نوعی ارتباط ـ ارزشی کاهنده در خصوص ارقام کلیدی حسابداری را مشخص کرده و برای تحقق این مهم اقدام به تست بیست ساله داده ها نموده و مشخص ساخته اند که این نزول در خلال سال های اخیرتر رخ داده است و علت آن را این موضوع ذکر نموده اند که سیستم گزارش دهی مالی در ارتباط با بازتاب دادن خط مشی های مشاغل نامشهود ـ فشرده به طور فزاینده ای کارایی خود را از دست داده است. یک گروه سوم، Francis و Schipper (۱۹۹۹) نیز نتایج ترکیبی را در این زمینه گزارش نموده و یک کاهش در ارتباط با درآمدها در مقابل بازده های بازاری را مشخص ساختند که به وسیله یک افزایش در ارتباط با دیگر ارقام کلیدی حسابداری در برابر ارزش بازاری سهام جبران شده است.
رشد آنچه تحت عنوان اقتصاد “دانش مبنا” و صنایع “اقتصادی جدید” خوانده می شود به عنوان پدیده ای مطرح است که ظاهراً سبب شده است تا شکاف بین ارزش دفتری و ارزش سهام شرکت ها تعمیق یابد. استانداردهای گزارش دهی مالی کنونی به واسطه عدم انعطاف پذیری در ارتباط با به حساب آوردن سرمایه فکری، فراتر از صرف شناسایی تک نظرانه دارایی های نامشهود به عنوان سرمایه گذاری ثابت، مورد انتقاد قرار گرفته اند، بنابراین چنین موردی همچنان در ارتباط با شکاف بین ارزش بازاری و ارزش دفتری شرکت ها مطرح است (همانند Sveiby، ۱۹۹۷، Edvinsson و Malone، ۱۹۹۷، Stewart، ۱۹۹۷، Lev و Zarowin، ۱۹۹۹، Lev، ۲۰۰۱، ۲۰۰۴، Roos و همکاران، ۲۰۰۵). این شکاف ظاهراً در نهایت منجر به مشکل کسری بودجه برای شرکت های ـ IC شده و در عین حال سبب ایجاد یک مشکل عدم تقارن اطلاعاتی برای سرمایه گذاران می شود (Lev، ۲۰۰۱، ۲۰۰۴). بنابراین، ارتباط بین ارزش دفتری یک شرکت و سرمایه گذاری های فکری آن همچنان به عنوان یک پرسش مهم برای مدیران و سرمایه گذاران باقی مانده است.
مطالعات قبلی راهکاری را برای مقایسه مستقیم تفاوت های بین تأثیرات ارزش دفتری گزارش شده شرکتها و سرمایه فکری ارزیابی شده با توجه به قیمت های سهام حاصل نیاورده اند. هدف مقاله جاری گسترش این مبحث در خصوص ارتباط بین ارقام حسابداری موجود در زمینه ارزش بازاری سهام از طریق مقایسه بهره وری ارزش دفتری دارایی ها با بهره وری سرمایه فکری ارزیابی شده می باشد.
۲- سئوالات تحقیقاتی
مطالعات قبلی همراستا با مسئله ارتباط- ارزش در زمینه ارقام حسابداری اقدام به مدل سازی و تست ارتباط ـ ارزش مجموع دارایی ها، دارایی های نامشهود و اجزای مختلف این دارایی های ناملموس نظیر حسن نیت و تحقیقات و ویژگی های توسعه یافته مرتبط با آن نموده اند (همانند McCarthy و Schneider، ۱۹۹۵، Godfrey و Koh، ۲۰۰۱، Bugeja و Gallery، ۲۰۰۶، Chalmers و همکاران، ۲۰۰۸). با این وجود، این مطالعات از داده های پیش ـ IFRS استفاده نموده اند، که در آن داده های مرتبط با مجموع مزیت های مستخدمین یا هزینه های منابع انسانی به عنوان اقلام مورد نیاز برای افشا در نظر گرفته نشده بود. این بدان معنا می باشد که داده های مرتبط با اجزای کلیدی ارزیابی سرمایه فکری، یعنی هزینه سرمایه انسانی، در دوران پیش از ـ IFRS صرفاً به عنوان موارد افشای داوطلبانه ناقص به وسیله شرکت ها قلمداد می گردید. بنابراین، مطالعات قبلی از نقطه نظر بررسی ارتباط ارزش سرمایه فکری با دسترس پذیری به داده ها دارای محدودیت هایی بوده اند.
۳- بررسی مباحث
۳ـ۱٫ ارتباط ـ ارزش سرمایه فکری
به صورت نوعی، استانداردهای حسابداری و بنگاه های مربوط بدان تمایل چندانی جهت شامل نمودن سرمایه فکری ندارند. چندین مؤلفه مختلف و متضاد در ارتباط با این موضوع وجود دارند که بر روی سرمایه فکری تأثیر گذار هستند. در ابتدا، پایداری بر روی مالکیت انحصاری المان ها یا اجزای سرمایه فکری مشکل است (مسئله استثنا پذیری نسبی). دوماً، سرمایه گذاری در IC ذاتاً دارای ریسک بیشتری در مقایسه با سرمایه گذاری در سرمایه های ملموس یا مشهود می باشد (مشکل ریسک ذاتی). سوماً، غالب اجزای IC از سازماندهی خاصی برخوردار نیستند و یا از قابلیت بازار رقابتی مناسبی به استثنای برخی از موارد خاص نظیر حق ثبت برخوردار نمی باشند (مشکل عدم قابلیت تجاری). در نتیجه، سیستم های حسابداری متعارف قابلیت ثبت هزینه در ارتباط با غالب المان ها یا اجزای IC، نظیر منابع انسانی، تبلیغات و فعالیت های تحقیق مبنا، را خواهند داشت که البته صرفاً آنها را می توانند به عنوان هزینه های به بار آمده یک دوره خاص منظور کنند.
۳ـ۲٫ ایده های بهره وری و ارزش افزوده در ارزش گذاری شرکتی
بهره وری، عبارتی که به سادگی تحت عنوان نسبت ورودی ها (منابع شامل شده در یک فرآیند) به خروجی ها مدنظر است (Coates، ۱۹۸۰، صفحه ۹۰) به نظر به عنوان آشکارترین انتخاب برای توصیف کارایی در یک مجموعه تولیدی می باشد (Kaplan، ۱۹۸۳). در مطالعات حسابداری، این مفهوم بهره وری غالباً با توجه به تعداد متنوعی از نسبت ها بیان می شود، اما در عین حال ویژگی ارزش افزوده (VA) به عنوان یک مؤلفه معروف “خروجی” در نسبت های بهره وری به شمار می آید. به طور مثال، نسبت های حسابداری شامل ارزش افزوده برای سرمایه شامل شده، ارزش افزوده برای دارایی های ثابت و سرمایه های در گردش، ارزش افزوده برای تعداد مستخدمین و ارزش افزوده برای مساحت شرکتی به فوت مربع (Coates، ۱۹۸۰، Taussig و Shaw، ۱۹۸۵).
۴- روش ها
۴ـ۱٫ انتخاب نمونه و ایجاد داده ها
نمونه از شرکت های بزرگ استرالیایی لیست شده در ـ ASX انتخاب شده است که سال مالی آنها در ۳۰ ژوئن به انتها رسیده و همچنان عملیات کاری خود را در خلال پنج سال از ۲۰۰۵/۲۰۰۶ تا ۲۰۰۹/۲۰۱۰ تداوم بخشیده اند. جهت حذف تأثیرات گزارش دهی مالی خاص صنعتی، این مطالعه اقدام به حذف شرکت های موجود در دو بخش (۱۰ ـ انرژی، ۴۰ ـ مالی) نموده است و دو گروه صنعتی (۱۵۱۰۴۰ فلزات و معادن، ۳۰۲۰۲۰ محصولات غذایی) در GICS، با توجه به مقررات و قواعد مشخص شده (بر حسب استاندارد رده بندی صنعتی جهانی) در نظر گرفته شده اند. موارد مستثنی شدگی دیگری نیز در ارتباط با آن دسته از شرکت هایی در نظر گرفته شد که دارای فعالیت های تجاری غیرعادی “اختلالات سرمایه ای” یا درآمدهای منفی برای سه یا تعداد سالیان بیشتر بوده اند. چنین موردی سبب شد تا در نهایت مجموعه شرکت ها در خلال بیش از پنج سال به ۱۶۰ مورد برسد، که فراهم آورنده مجموع ۶۷۵ مورد مشاهدات سال ـ شرکتی شده است.
۴ـ۲٫ مشخصه مدل ها
نکته اصلی اهداف این مطالعه مقایسه ارتباط ـ ارزش وابسته به ارزش دفتری دارایی ها در برابر ارتباط ـ ارزش سرمایه فکری (IC) می باشد که عمدتاً خود به عنوان یک مبحث خارج از ترازنامه محسوب می شود. “مدل قیمت” نوعی عمدتاً جهت تست ارتباط ـ ارزش دارایی های ملموس و ناملموس ضبط شده در ترازنامه بکار گرفته می شود (به طور مثال McCarthy و Schneider، ۱۹۹۵، Godfrey و Koh، ۲۰۰۱) که مورد ذیل را در نظر گرفته اند:
 
۴ـ۲ـ۱٫ بهره وری و ارزش شرکتی
به منظور بررسی ارتباط بین قیمت سهام و برآوردهای بهره وری، این مطالعه بعنوان یک مدل ارتباط ـ ارزش که در آن برآوردهای بهره وری را به حساب می آورد در نظر گرفته است، موردی که به وسیله Riahi-Belkaoui نیز پیشنهاد شده است (۱۹۹۹). مدل اصلی Riahi-Belkaoui (۱۹۹۹) در معادله (۱) مشخص شده است. متغیر بهره وری به عنوان نسبت خروجی به ورودی ارزش افزوده خالص در برابر مجموع دارایی ها تعریف می شود. این مدل جهت بررسی نه تنها ارتباط ـ ارزش مجموع بهره وری دارایی، بلکه به منظور مشخص سازی ارتباط بین بهره وری IC و ارزش شرکتی مدنظر قرار گرفته است:
 
۴ـ۲ـ۲٫ بهره وری سرمایه فکری
با توجه به برآورد اجزای IC، این مطالعه اقدام به استفاده از چارچوب پیشنهادی و تعاریف ارائه شده بر حسب نظرات Edvinsson و Malone (۱۹۹۷) می نماید آنها هر جزء را به شرح ذیل تعریف نموده اند:
  • سرمایه انسانی (HC) عبارتند از: “دانش ترکیبی، مهارت ها، نوآوری ها و قابلیت ها هر یک از مستخدمین شرکتی جهت انجام وظایف خود”.
  • سرمایه ساختاری (SC) به معنای: “سخت افزار، نرم افزار، بانک های اطلاعاتی، ساختار سازمانی، حقوق ثبت، مارک های تجاری و هر چیزی در ارتباط با قابلیت سازمانی که از بهره وری مستخدمین و شرایط مرتبط با آن پشتیبانی نماید ـ در یک کلمه هر چیزی که در دفتر محل کار به هنگام ترک مستخدمین و رفتن آنها به خانه جای می ماند” (Edvinsson و Malone، ۱۹۹۷، صفه ۱۱). بر این مبنا، SC در تعامل با ارتباطات مشتری و قابلیت های سازمانی می باشد و بخشی از SC را حتی می توان به مالکیت درآورد یا آن را معامله نمود، نظیر دارایی های ناملموس در ترازنامه.
  • مجموع این دو جزء (HC و SC) معرف سرمایه فکری ( IC) یک شرکت می باشد.
 
۴ـ۲ـ۳٫ روش های پیشنهادی
پنج روش ارتباط ـ ارزش در ذیل معادلات (۳) الی (۷) پیشنهاد شده اند. اولین دو مدل در ارتباط با دارایی های شناخته شده در ترازنامه می باشند در حالی که سه مدل آخری در تعامل با ارزیابی های IC و اجزای آن هستند. این بدان معنا می ماند که نسبت های بهره وری برای VA در زمینه مجموع دارایی ها (VA/TA) و VA با توجه به دارایی های ملموس (VA/TAN) در مدل های (۳) و (۴) شامل شده اند. نتایج این مدل ها با نتایج حاصله از ضرایب بهره وری برای VA الی HC، و SC و IC به ترتیب مقایسه شده و در مدل های (۵) الی (۷) شامل شده اند.
۵- نتایج
۵ـ۱٫ آماره توصیفی
جدول ۲ نشان دهنده آماره توصیفی برای برآوردهای مختلف بهره وری می باشد. ستون های چهارم و پنجم معرف بهره وری مجموع دارایی (VA/TA) و بهره وری ملموس (VA/TAN) است. میانگین مجموع بهره وری دارایی (VA/TA) برابر با ۵۳/۰ و میانگین این مورد برای بهره وری دارایی ملموس (VA/TAN) نیز برابر با ۷۹/۰ به ترتیب می باشند. سه ستون دیگر معرف سطح بهره وری هر جزء IC محاسبه شده بر حسب رویه های سنجشی پیشنهادی در این مطالعه، VA/HC، VA/SC و VA/IC می باشند. در عین آنکه میانگین های بهره وری HC (VA/HC) و بهره وری SC (VA/SC) بیش از ۲ است، بهره وری IC دارای میانگین اندکی بیش از ۱ می باشد، چرا که مقدار IC به عنوان ترکیبی از HC و SC به شمار می آید.
 
۵ـ۲٫ نتایج آزمون
نتایج آزمون برای ارتباطات بین برآورد بهره وری و قیمت سهام در جداول ۳ و ۴ ارائه شده اند. جدول ۳ مشخص کننده نتایجی است که در آن برآورد ورودی بهره وری بر حسب ارزش دفتری دارایی ها می باشد. پانل الف جدول ۳ نشان دهنده نتایج مدل ارتباط ـ ارزش می باشد که از مجموع بهره وری دارایی استفاده نموده است. ضرایب برای BVPS و ROE´BVPS مثبت و معنی دار می باشند. با این وجود، مجموع بهره وری دارایی (VA/TA) بی معنا است، که خود مؤکد عدم ارتباط آن با سرمایه گذاران در بازار سهام می باشد، چرا که هر گونه افزایش (یا کاهش) در مجموع بهره وری سرمایه در ارتباط با حرکت قیمت سهام تلقی نمی شود. تأثیرات GFC به طور معنی دار و منفی در کلیه زیر مدل ها (مدل ۳ ب و ۳ ج در پانل الف) می باشند. برای ویژگی های صنعتی، ضریب HLTECH ´ (VA/TA) ´ BVPS به صورت غیر مهمی در ارتباط با قیمت سهام تلقی می گردد.
۶- نتیجه گیری
این مقاله مدل هایی را توسعه می دهد که مشخص کننده ارقام حسابداری در دسترس عموم و قیمت های سهام جهت محاسبه و مقایسه ارتباط ـ با ارزش بهره وری سرمایه فکری (همراه با اجزای آن سرمایه فکری و سرمایه ساختاری) با توجه به ارتباط ـ ارزش بهره وری ارزش دفتری دارایی های خالص (و همچنین دارایی های ملموس / مشهود و مجموع دارایی ها) می باشد.
تاکنون، چندین رویکرد برای برآورد یک IC شرکتی به منظور تکمیل معیارهای شناسایی محدود کننده بکار گرفته شده برای دارایی های غیرملموس در استانداردهای گزارش گیری مالی کنونی ارائه شده اند. اما این رویکردهای پیشنهادی به ندرت به وسیله شرکت ها بکار گرفته شده اند که علت آن را می توان عدم اطمینان و تشویش در خصوص فرضیه های مشخص شده در ارتباط با محاسبات آنها و عدم تضمین آنها از سوی مجموعه های قانونمند و حرفه ای دانست (Bontis و همکاران، ۱۹۹۹، Roos و همکاران، ۲۰۰۵). بنابراین، این مطالعه سعی در بکارگیری یک رویکرد محاسباتی مبتنی بر بهره وری نموده است، موردی که در مطالعات قبلی نیز مدنظر قرار گرفته است (همانند Coates، ۱۹۸۰، Taussig و Shaw، ۱۹۸۵، Bao و Bao، ۱۹۸۹، Kim و همکاران، ۱۹۹۶، Riahi-Belkaoui، ۱۹۹۹، Lanen و همکاران، ۲۰۱۱). مدل ارتباط ـ ارزش بر مبنای ویژگی های محاسباتی بهره وری شرکتی به وسیله Riahi-Belkaoui (۱۹۹۹) توسعه یافته و به عنوان مرتبط ترین مورد برای این مطالعه در نظر گرفته شده است. از طریق یکپارچه سازی مدل ارتباط ـ ارزش در Riahi-Belkaoui (۱۹۹۹) با مؤلفه های نوعی IC، این مطالعه قابلیت پذیرش رویکرد بهره وری به عنوان مبنایی برای مقایسه ارتباط ـ ارزش بازده های سرمایه گذاری بین یک سرمایه فکری شرکتی و دارایی های شناخته شده ـ حسابداری آن را حاصل آورده است.
در این ارتباط مطالعه جاری اقدام به یافتن ارزش دفتری دارایی های ناملموس یا نامشهود در ترازنامه که دارای ارتباط ـ ارزشی نمی باشند نموده است. از آنجایی که دارایی های ناملموس در ترازنامه معرف صرفاً بخشی از IC به عنوان یک مؤلفه کلی می باشند (Lev، ۲۰۰۱، Edvinsson و Malone، ۱۹۹۷، Sveiby، ۱۹۹۷، Pulic، ۲۰۰۴)، موضوع مورد علاقه این مطالعه ایجاد راهکاری جهت تست ارتباط ـ ارزش IC می باشد.
نتایج حاصله در ابتدا آشکار کننده آن هستند که ارتباط بین بهره وری مجموع دارایی ها در ارزش دفتری و قیمت سهام معنی دار نمی باشند ـ یعنی آنکه چنین موردی به عنوان یک ویژگی مرتبط ـ با ارزش برای سهامداران به شمار نمی آید. با این وجود، یک یافته غیرمترقبه در زمینه ارتباط معنی دار منفی بین ارزش دفتری دارایی های ملموس و قیمت سهام نیز یافت شده است. بنابراین اینگونه فرض شده است که چنین نتیجه ای به عنوان محصول کاربرد روش های حسابداری مالی در زمینه دارایی های ملموس، مخصوصاً اختلالات و موارد افزوده شده به موجودی، در طی دوره GFC می باشد. در مقابل، کلیه سه برآورد بهره وری اجزای IC (HC، SC و IC) به صورت مثبت و کاملاً معنادار در ارتباط با قیمت سهام می باشند، که خود مؤکد آن است که برآورد بهره وری محاسبه شده به وسیله رویه های سنجشی پیشنهادی در این مطالعه به طور مؤثری قابلیت تولید اطلاعات مرتبط در زمینه بازار سهام را خواهد داشت.
این مطالعه دارای محدودیت هایی نیز می باشد که نیازمند بررسی بیشتر ویژگی های آن در تحقیقات آتی خواهد بود. جهت محاسبه سرمایه ساختاری (SC) مؤلفه ای که متکی بر فرضیه های اصلی می باشد و قابلیت ارزیابی مزیت های آتی ایجاد شده به وسیله سرمایه انسانی را خواهد داشت در نظر گرفته می شود. این مطالعه اقدام به توسعه و ارائه رویه های سنجشی خاص خود برای SC بر مبنای مؤلفه های تحقیقاتی ارائه شده به وسیله Edvinsson و Malone (۱۹۷۷) و Ballester و همکاران (۲۰۰۲) نموده است. علی الخصوص، مطالعه جاری در نظر می گیرد که، به طور میانگین، ۱۶ درصد سرمایه گذاری HC به SC تبدیل شده و این مورد نیز در مقابل سبب استهلاک به میزان یک سوم در هر سال خواهد شد. این اعداد خاص بر مبنای شواهد حاصل آمده در ایالات متحده برای یک دهه قبل می باشند، بنابراین ممکن است تا اندازه ای شکننده و ضعیف باشند. تحقیقات تجربی متعاقب با قابلیت به روزرسانی مباحث Ballester و همکاران (۲۰۰۲) و با توجه به نرخ تبدیل HC ـ به ـ SC و نرخ استهلاک ـ HC مورد نیاز می باشند تا آنکه قابلیت تصدیق دقت این فرضیه ها به وجود آید. به علاوه، می توان این موضوع را بیان داشت که اجزای اطلاعاتی مهم دیگر از ویژگی های سنجشی HC گم شده اند. به طور مثال، هزینه تبلیغات و هزینه تحقیق و توسعه را می توان به عنوان المان های اضافه ای در نظر گرفت که قابلیت شامل سازی آنها در ارزیابی SC شرکتی وجود خواهد داشت. Chen و همکاران (۲۰۰۵) هزینه های تحقیق و توسعه و تبلیغات را به عنوان اقلامی مکمل SC در تحلیل خود با استفاده از رویکرد VAIC ذکر نموده اند. با این حال، تحت IFRSs پذیرفته شده در استرالیا، هزینه های تبلیغاتی و مؤلفه های تحقیقاتی مربوط به هزینه های تحقیق و توسعه همچنان در غالب مواقع در انباشتگی مرتبط با هزینه های فروش و مدیریتی بصورت مخفی و نامشهود تلقی شده اند. بنابراین، به منظور حاصل آوردن یک برآورد کاملتر SC و IC، ضروریات افشای فزاینده حسابداری، مخصوصاً با توجه به هزینه های تبلیغات و هزینه های تحقیق و توسعه، مورد نیاز می باشند.
سئوال شناسایی و برآورد پیامدهای مالی شرکت ها با توجه به سرمایه گذاری های آنها در IC همچنان به عنوان یک مبحث تحقیقاتی گسترده در بین مؤسسات و متخصصین حسابداری و سازمان های استاندارد در این رابطه به شمار می آید. توسعه یک برآورد سرراست برای ارزش گذاری سرمایه IC به عنوان فرآیندی مشکل در نظر گرفته شده است. بنابراین رویکرد ارائه شده در این مطالعه، با توجه به تأکید بر روی ارتباط ـ ارزشی بازده مبتنی بر بهره وری در برابر سرمایه گذاری در IC (با توجه به تضاد آن با ارتباط ـ ارزشی بازده مبتنی بر بهره وری در ارزش دفتری دارایی ها) می تواند سبب ارائه یک راهکار جایگزین مفید برای تحلیل گران بازار اوراق بهادار و شرکت کنندگان در عرصه استانداردهای حسابداری گردد.
یافته های این مطالعه را می توان به کشورهای دیگر، به غیر از استرالیا، بر حسب مؤلفه های IFRS تعمیم داد. مقایسه نسبت های بهره وری در یک سطح بین المللی می تواند سبب ایجاد ضروریات و تلویحات قابل کاربرد گسترده ای شود. چنین موردی منجر به ارائه دو دستورالعمل برای تعمیم های آتی در این مطالعه شده است. اولین مورد گسترش رویکرد مطالعاتی به دیگر کشورهای پذیرنده ـ IFRS با توجه به ویژگی های شرکتی قابل قیاس و بازار اوراق بهادار همانند استرالیا می باشد. شواهد حاصله از چنین کشورهایی می توانند سبب تقویت چنین موردی با توجه به افشاهای بیشتر اقلام مرتبط با HC و SC در صورت حساب های مالی که به IASB ارائه می شود گردند. دستورالعمل دوم برای تحقیقات آتی می تواند مرتبط با مجموعه های غیرانگلیسی زبان باشد همانگونه که به وسیله Bontis (۲۰۰۱) پیشنهاد شده است. غالب مباحث IC در تطابق با مجموعه های ارائه شده زبان انگلیسی می باشند. اما تفاوت ها در راهکارهای تجاری و محیط های سازمانی می تواند سبب ایجاد دگرگونی های بزرگی در ارتباط با راهکار مدیریت IC یا ویژگی های اکتسابی آن به وسیله تجار و متخصصین تجاری شود و به علاوه سبب بروز گوناگونی در روشی خواهد شد که ارزش آتی آن بر حسب ویژگی های مؤسساتی قابل حفاظت خواهد بود. از جمله موارد قابل توجه این موضوع می باشد که چگونه تفاوت ها در اکتساب، مدیریت و محافظت IC بین کشورها یا شرکت ها می تواند بر روی ارتباط ـ ارزشی رویه های سنجشی حسابداری مبتنی بر بهره وری که در این مطالعه ارائه شده اند تأثیرگذار باشد.
لطفا به جای کپی مقالات با خرید آنها به قیمتی بسیار متناسب مشخص شده ما را در ارانه هر چه بیشتر مقالات و مضامین ترجمه شده علمی و بهبود محتویات سایت ایران ترجمه یاری دهید.
تماس با ما

اکنون آفلاین هستیم، اما امکان ارسال ایمیل وجود دارد.

به سیستم پشتیبانی سایت ایران ترجمه خوش آمدید.