مقالات ترجمه شده دانشگاهی ایران

لغات بین رشته ای – بخش ۲۷

در این قسمت  لغات بین رشته ای بخش ۲۷ عرضه شده است.

لغات بین رشته ای صفحه اصلی – کلیک کنید

خرید لغات بین رشته ای / مجموع لغات در کل رشته ها / لغات بر حسب گروه بندی چند رشته

 

لغات بین رشته ای - ایران ترجمه - irantarjomeh

لغات بین رشته ای بخش ۲۷
تکمیل‌ کردن‌
fulfill
پر
full
تماما
fully
عملکرد
function
عملکردی
functional
درحال‌ کار
functioning
اساسی
fundamental
پریود اساسی
fundamental period
پریود اساسی ارتعاش
Fundamental period of vibration
کوره‌
furnace
کوره
Furnace
مجهز کردن‌
furnish
بیشتر، دیگر
further
بعلاوه‌
furthermore
فیوز
fuse
فیوز کات اوت
Fuse Cutout
اینده‌
future
لچکی
gable
واحد شتاب‌ برابر یک‌ سانتی متر بر مجذور ثانیه‌
gal
دالان‌
gallery
اب‌ روی‌ دادن‌
galvanize
شکاف‌
gap
توقفگاه‌
garage
گاز
gas
احتراق گاز
Gas combustion
کنتور گاز
Gas meter
کلید گازی
Gas Switch
گازی‌
gaseous
دژنکتورهای مخزن بدون برق گازی
Gas-Insulated Dead Tank Circuit Breaker
واشر
gasket
واشر
Gasket
گازبند
Gastight
دریچه‌
gate
شیر کشویی
Gate valve
دریچه
gate
گرد اوری‌
gathering
گیج، سنج‌
gauge
میله شاخص
gauge-pole
دنده‌
gear
عمومی
general
کلیات
General
معیار‌های کلی
General criteria
تجهیزات خارجی عمومی
general outdoor equipment
عمومیت‌ دادن‌
generalization
تعمیم‌ دادن
generalize
تعمیم‌ یافته‌
generalized
معمولا
generally
تولید کردن
generate
تولید
generation
مولد
generator
نوعی
generic
جغرافیائی
geographical
جغرافیا
geography
مناطق خطرساز زمین
geo-hazards
زمین‌ شناختی
geological
از لحاظ زمین‌ شناسی
geologically
زمین‌ شناسی
geology
هندسی
geometric
هندسی
geometrical
هندسه‌
geometry
مربوط به‌ ژئو فیزیک‌
geophysical
بدست‌ اوردن‌
get
شاه‌ تیر
girder
دادن‌
give
اب‌ بند کن‌
gland
شیشه‌
glass
سراسری‌
global
شیر کف فلزی
Globe valve
اتصال چسبی
glued joint
هدفی در پیش‌ داشتن‌
goal
خوب‌
good
حکومت‌ کردن‌
govern
دولت‌
government
فرماندار
governor
فشار شکن
Governor
قلاب‌
grab
درجه‌ بندی‌
grade
گرادیان
gradient
دسته‌ بندی‌
grading
بتدریج‌
gradually
دانه‌
grain
دانه‌ ای‌
granular
نمودار
graph
رسم‌
graphics
گرافیت‌
graphite
گودال‌
grave
شن‌
gravel
دارای‌ سنگ‌ ریزه‌
gravelly
گرانشی
gravitational
ثقل‌
gravity
مخزن تغذیه ثقلی
Gravity tank
فیلتر روغن
Grease filter
بزرگ‌
great
بزرگ‌  و عمده‌
greatly
گرین کات
Green Cut
سطح تیغ بر شده
green cut face
شبکه‌
grid
ریگ
grit
محفظه شن
grit chamber
شیار دادن‌
groove
ضمانت
gross
زمین‌
ground
حرکت زمین
ground movement
فنریت زمین
ground spring
کرنش زمین
ground strain
ناحیه انتقالی زمین
Ground transition zone
ترانس زمین
Grounding Transformer
حیاط
grounds
گروه‌
group
گروه‌ بندی‌ شده‌
grouped
گروه‌بندی‌
grouping
رشد کردن‌، ترقی کردن‌
grow
ضمانت‌
guarantee
محافظ
guard
نرده محافظ
Guard rail
راهنمایی
guarded
راهنما
guidance
هدایت‌ شونده‌
guided
راهنما
guideline
راهنما
guideline
میله هادی
guide-pole
اداره
gun
بست‌، لچکى اتصال
gusset
آویزان کننده
gutter
سنگ‌ گچ‌
gypsum
چرخش‌
gyration
تالار
hall
تالار ورودی‌
hallway
چکش‌
hammer
دستگیره محافظ
Hand rail
نگهدارنده‌
handle
بررسی، رسیدگی
handling
آویختن‌
hang
معلق‌ کننده‌
hanger
آویز
Hanger
معلق‌ شدن‌
hanging
دیوار آویزان
Hanging Wall
سخت‌
hard
سخت‌ شدن‌
hardening
به‌ سختی
hardly
سختی
hardness
سخت‌ افزار
hardware
مضر
harmful
همساز
harmonic
ویران کردن
harry
هاشور زدن‌
hatch
ماهیچه‌، پشت‌ بند
haunch
خطر
hazard
منطقه خطرزا / خطرناک
hazard area
خطر به خطر
Hazard-by-Hazard
پرخطر
hazardous
فضای با خطر
Hazardous location
راس‌، هد
head
بهبودی
health
سالم‌
healthy
گرما
hearth
ارتفاع طبقه و بنا
Height (of a story or a building)
ارتفاع دیوار ساحلی
height of quay
نگاهداشته شده
held
نیم‌ کره‌ ای‌
hemispherical
حد بالا
High limit
خط لوله فشار قوی
high pressure pipeline
سیستم با احتمال بالا
high probability system
برجسته‌
highlight
خیلی
highly
طرف فشار بالا
High-side pressure
شاهراه‌
highway
دامنه‌
hillside
مفصل‌
hinge
مفصلی
hinged
تکیه گاه مفصلى
hinged support
تاریخی
historic
تاریخی
historical
تاریخچه‌
history
قلاب مانند، کج
hoist
نگهداشتن‌
hold
نگهدارنده‌
holder
موجودی‌
holding
حفره‌
hole
توخالی
hollow
همگن‌
homogeneous
هود
Hood
سطح هود
Hood face area
قلاب‌
hook
قلاب‌ مانند
hooked
حلقه‌
hoop
تنش محیطی
Hoop stress
مسکن،‌ ناودانی
hopper
افقی
horizontal
خروج افقی
Horizontal exit
مجزاسازی افقی
Horizontal separation
محفظه افقی
Horizontal vessel
افقی
horizontally
نوک‌
horn
بیمارستان‌
hospital
رطوبت‌
hostile
هتل‌
hotel
ساعت‌
hour
خانه‌
house
محفظه‌
housing
سازه سرپناه
housing structure
هرچند
however
طوقه
hub
فلنج تبدیل
hub flange
بزرگ
huge
انسانی
human
رطوبت‌
humidity
اویخته‌
hung
هایبرید، پیوندی‌
hybrid
شیر اتش‌ نشانی
hydrant
جسم‌ مرکب‌ ابدار
hydrate
هیدرولیکی
hydraulic
هیدروکربن‌
hydrocarbon
هیدروژن‌
hydrogen
فرضی
hypothetical
هیستریک
hysteretic
احتراق‌
hysterics
یخ‌
ice
ایده‌ ال‌
ideal
بصورت‌ ایده‌ال‌ در اوردن
idealize
یکسان‌
identical
شناسایی
identification
شناختن
identify
اتشفشان‌
igneous
احتراق‌
ignition
چشم‌ پوشی کردن‌
ignore
با مثال‌ روشن‌ساختن‌
illustrate
مصور
illustrated
فوری‌
immediate
فوراً
immediately
فرورفتگی
immersion
ضربه، برخورد
impact
بار ضربه‌ای
Impact load
سهم‌ بردن‌
impart
غیر قابل‌ نفوذ
impervious
اجرا کردن‌ تکمیل‌ کردن‌
implement
اجرا، انجام‌
implementation
اجراء نمودن
implementation
مطلق‌، بی شرط
implicit
مطلبی را رساندن
imply
اهمیت
importance
ضریب اهمیت
importance factor
رتبه بندی اهمیت
importance ranking
مهم‌
important
خطوط مجرایی مهم
important trunk line
تحمیل‌ کردن‌
impose
تحمیل‌ کننده
imposing
غیر ممکن‌
impossible
لاغری‌
impotence
نگه‌داشتن‌
impound
محوطه آبگرفته
Impounding area
غیر محتمل‌
improbable
نامناسب‌
improper
بطور نامناسب‌
improperly
بهبودی‌ دادن‌
improve
بهسازی‌
improvement
ضربه‌
impulse
مایل، شیب دار
impulsive
تکانشی
impulsive
برحسب
in terms of
کنترل – تطبیق
in verification of
نظر به اینکه / نظر به این حقیقت
In view of the fact that
غیرفعال‌
inactive
ستون جیوه
Inch of mercury
ستون آب
Inch of water
برخورد
incidence
رویداد
incident
زاویه برخورد
Incident angle
گنجایش
incinerate
شامل‌
incineration
ناقص
incinerator
شیب‌، میل‌
inclination
متمایل‌ کردن‌
incline
مایل‌
inclined
در برداشتن‌، شامل‌ بودن‌
include
دندانه
included
شامل‌
including
شمول‌
inclusion
مشمول‌
inclusive
ناتمام‌
incomplete
نادرست‌
incorrect
زیاد کردن‌، توسعه‌ دادن‌
increase
نمو
increment
اشاره
indeed
تورفتگی
indentation
استقلال‌
independence
مستقل
independent
مستقلانه‌
independently
نا معلومی
indeterminacy
نامعین‌
indeterminate
شاخص‌
index
نشان‌ دادن‌
indicate
نشان‌
indication
نشانگر
indicator
صنعتی
indifferently
پی مجزا
independent foundation
سیستم غیر مستقیم بسته
Indirect closed system
سیستم غیرمستقیم پاششی باز
Indirect Open spray system
سیستم تبرید غیر مستقیم
Indirect refrigerant system
سیستم غیر مستقیم بسته ولی مربوط به هوا
Indirect vented closed system
بطور غیرمستقیم‌
indirectly
لازم‌ الاجرا
indispensable
منحصر به‌ فرد
individual
ساختمان ویلایی
individual (detached or semi-detached) dwelling
شخصاً
individually
داخلی
indoor
ابزارهای داخلی
indoor instruments
خط لوله خانگی
indoor line
القا کردن‌
induce
مکش القایی
Induced draft
دودکش القایی
induced draft venting
بطور قیاس
inductively
انداکتور
Inductor
صنعتی
industrial
از لحاظ کار و صنعت‌
industrially
صنعت‌
industry
بی اثر
ineffective
رفتار غیرارتجاعی
inelastic performance
نامساوی‌
inequality
غیرمنصفانه‌
inequitable
اینرسی
inertia
مقاومت لختی
inertia force
اجتناب‌ ناپذیر
inevitable
ارزان‌
inexpensive
زیر سازه
infer
تهویه
infiltration
نفوذ کردن‌
infiltrate
نفوذ
infiltration
نامحدود
infinite
تا بینهایت‌
infinitely
تحمیل‌ کردن‌
inflict
تأثیر
influence
نفوذ
influx
اطلاعات‌
information
زیرسازه‌
infrastructure
جزء، جزء ترکیبی
ingredient
ماندگار
inherent
بطور ماندگار
inherently
بازداشتن‌
inhibit
قاب مهار شده
inhibited frame
اولیه‌
initial
راه‌ انداختن‌
initiate
آشنایی
initiation
مضر
injurious
درون‌ مرزی‌
inland
ورودی‌
inlet
داخلی
inner
غیر آلی
inorganic
ورودی‌
input
داخل‌ کردن‌
insert
داخل‌
inside
بازرسی کردن‌
inspect
بازرسی
inspection
ناپایداری‌
instability
نصب‌ کردن‌
install
نصب‌
installation
مثال‌
instance
فورا
instant
در عوض‌
instead
موسسه‌
institute
ابزار
instrumentation
ترانس‌های اندازه‌گیری
Instrumentation transformer
آلات‌ دقیق‌
instruments
نابسنده‌
insufficient
بطور غیر کافی
insufficiently
عایق‌ کردن‌
insulate
عایق‌ شده‌
insulated
عایق‌
insulation
عایق‌
insulator
مقره
Insulator
ضمانت‌ کردن‌
insure
بیمه‌ شونده‌
insured
صدمه‌ ندیده‌
intact
دهانه‌ آبگیر
intake
تاسیسات آبگیر
intake facilities
عدد صحیح‌
integer
انتگرال‌
integral
کامل‌ کردن‌
integrate
جامع‌
integrated
انضمام‌
integration
تمامیت‌
integrity
درنظرگرفتن
intend
مشترک
intended
شدت‌
intensity
شدید
intensive
در خاک‌ نهادن‌
inter
متقابلا اثر کردن‌
interact
فعل‌ و انفعال‌
interaction
خمِ برهم کنش
interaction curve
جلوگیری‌ کردن‌
intercept
بهم‌ پیوستن‌
interconnect
خطوط اصلی واصل
inter-connecting mains
ذینفع‌ کردن‌
interest
سطح‌ مشترک‌
interface
مداخله‌
interfere
درونی
interior
متصل‌ شدن‌
interlock
مرتبط
Interlock
طبقه‌ میانی
intermediate
قاب خمشی متوسط
Intermediate moment resisting frame

 

لغات بین رشته ای بخش ۲۷
لطفا به جای کپی مقالات با خرید آنها به قیمتی بسیار متناسب مشخص شده ما را در ارانه هر چه بیشتر مقالات و مضامین ترجمه شده علمی و بهبود محتویات سایت ایران ترجمه یاری دهید.
تماس با ما

اکنون آفلاین هستیم، اما امکان ارسال ایمیل وجود دارد.

به سیستم پشتیبانی سایت ایران ترجمه خوش آمدید.