ایران ترجمه – مرجع مقالات ترجمه شده دانشگاهی ایران

لغات حسابداری بخش ۲۱

در این قسمت  لغات حسابداری بخش ۲۱ عرضه شده است.

 

لغات حسابداری صفحه اصلی – کلیک کنید

خرید لغات حسابداری / مجموع لغات در کل رشته ها / لغات بر حسب گروه بندی چند رشته

 

لغات حسابداری - ایران ترجمه

لغات حسابداری بخش ۲۱
D
چهارمین حرف الفبای انگلیسی، رقم ۱۳ در مبنای ۱۶
d’ alembert criterion
معیار دالامبر
d’ alembert solution
جواب دالامبر
d’ alembert test
آزمون دالامبر، آزمون تعمیم یافته نسبت
d’ alembert wave equation
معادله موج دالامبر
d’ alembert’s test for convergence
آزمون دالامبر برای همگرایی
D’Alembert criterion
معیار دالامبر
D’Alembert solution
جواب دالامبر (برای مساله کوشی)
D’Alembert test
آزمون دالامبر، آزمون تعمیم یافته نسبت
generalized ratio test
آزمون دالامبر، آزمون تعمیم یافته نسبت
daily-paid employee
کارمند روزمزد
daily pay
مزد روزانه، پرداخت مزد روزانه
daily rate
روزمزدی، نرخ روزانه
daily rate worker
کارگر روزمزد
daily resource sum
مجموع روزانه منبع
dalambert’s ratio
نسبت دالامبر
dam
بستن، سد، مسدود کردن، مسدود کننده جریان، بند
damage
خسارت، ضرر، زیان، صدمه، غرامت، خرابی، وجه خسارت، تاوان
damped
میرا، مستهلک شونده
damped motion
حرکت میرا، حرکت مستهلک شونده
damped oscillation
نوسان میرا
damped vibration
ارتعاش میرا
damped vibrations
نوسانات میرا
damped wave
موج میرا
damper
درپوش، دریچه خفه کن، خفه کن، تضعیف کننده، ضربه گیر، مستهلک کننده، مانع، عایق
damping
میرایی
damping coefficient
ضریب میرایی
damping factor
ضریب میرایی، عامل میراننده
damping force
نیرو میرا
damping spheres
کره های دندلین
dantzig’s rule
قاعده دانتزیک
Darboux curve
خم داربو
darboux theorem
قضیه داربو
darboux’s theorem
قضیه داربو
dash
کشه، خط تیره، خط فاصله، خط چین، تکه خط
dashed
خط چین شده، خط چین
dashed circle
دایره خط چین شده
dashpot
میرا ساز
data
اطلاعات خام،‌معلوم، معلومات، اطلاعات، دانسته، یافته، اطلاعات ورودی، داده آماری، اطلاعات خام
data abstraction
مجزاسازی داده ها
data analysis
تحلیل داده ها، داده کاوی
data bank
مرکز اطلاعاتی، اطلاعاتی، بانک اطلاعاتی
data base
پایگاه داده ها، بانک اطلاعات، پایگاه اطلاعاتی، ذخیره اطلاعات
data base file
فایل بانک اطلاعات
data base management system
سیستم مدیریت بانک اطلاعات
data base memo
فایل یادداشت بانک اطلاعات
data collecting
گردآوری داده ها
data collection
جمع آوری داده ها
data communication
انتقال داده ها و سوابق، ارتباطات داده ای، مخابره داده ها
data conversion
پانچ، تبدیل اطلاعات
data date
تاریخ دانسته ها
data digestion
گوارش اطلاعات
data entry
داده های وارد شده
data feedback
بازخور داده ها
data file
پرونده اطلاعاتی
data fitting
برازش داده ها
data handling
برداشت داده ها
data item
عنصر اطلاعاتی، اقلام داده ای
data processing
پردازش اطلاعات، داده آمایی، فراوری اطلاعات، پرورش داده ها، مرکز فرابری داده
data processing personnel
کارکنان فرابری داده
data recording
مشخصات، داده نگاری، ضبط داده، ثبت داده ها
data reduction
تلخیص داده ها
reduction of data
تلخیص داده ها
data set
مجموعه داده ها
data sheet
ورقه آماری، برگه اطلاعاتی، برگ آمارگیری
data size
اندازه داده ها، تعداد داده ها
data smoothing
همسازی داده ها
data structure
ساختار داده ها
data system
دستگاه اطلاعاتی، سیستم اطلاعاتی، سیستم داده ها
data table
جدول داده ها
data transmission equipment
وسیله انتقال داده ها
data type
نوع اطلاعات
date of arrival
تاریخ ورود
date of delivery
تاریخ تحویل
date of grace
مهلت
date of maturity
تاریخ سررسید
date of payment
تاریخ پرداخت
datum
داده
decision rule
قاعده تصمیم گیری، قاعده تصمیم
De Moivre formula
فرمول دمواور
de moivre’s formula
دستور دوموآور، فرمول دوموآور
de moivre’s theorem
دستور دوموآور، قضیه دوموآور
De Morgan
دمرگان
De Morgan law
قانون دمورگن
De Morgan rules
قاعده های دمرگان
de morgan’s rules
قواعد دمورگان، قواعد دومورگان
de morgan’s theorems
قضایای دمورگان
De Rham decomposition
تجزیه دُرام
dead angle
زاویه خفا
dead file
بایگانی راکد
deadheading pay
هزینه ایاب و ذهاب، حق ایاب و ذهاب
deadline
سررسید، موعد
deal
کلنجار رفتن، معامله کردن، اندازه، قدر، مقدار
deal with
سروکار داشتن، مربوط به، سروکار پیدا کردن
death
مرگ (و میر)
death benefit
مستمری وظیفه، مستمری قوت
death process
فرایند مرگ
death rate
میزان مرگ (و میر)
debased histogram
نمودار پله ای پایه کاسته
debasing
پایه کاهی، کاستن پایه
debatable
قابل بحث، قابل مناظره
debenture
برگ و سند قرضه، قرضه، حواله دولتی، قرارداد بیمه، ورقه قرضه، اوراق قرضه، سند قرضه، گواهینامه گمرکی
debit
بدهکار کردن، بدهی، بدهکار، ستون بدهی، ستون بدهکار، در ستون بدهی ثبت کردن
debit a sum to a person
مبلغی را بحساب بدهی کسی گذاشتن
debit instrument
سند بدهی
debit interest
بهره بدهکار
debit memorandum
برگ بدهکار
debt
وام، بدهی، قرض
debt ratio
نسبت بدهی
debtor
ستون بدهکار دفتر روزنامه، ستون بدهکار، مقروض، بدهکار
debug
تصحیح اشتباهات، اشکالزدایی، خطایابی، برطرف کردن اشکالات، عیب
deburring
خشزدایی، صاف کردن لبه های تیز
deca
ده، ده برابر، ده تایی، پیشوند یونانی به معنی ده
decade
دوره ده ساله، دهه
decadent
زایل شونده، منحط، رو به انحطاط
decadic logarithm
لگاریتم متعارفی، لگاریتم دهدهی
decadic system
دستگاه دهدهی، دستگاه اعشاری
decagon
ده ضلعی
decagonal
ده ضلعی گون، ده ضلعی، دارای ده ضلع
decahedral
ده وجهی
decahedron
ده وجهی
decameter
دکامتر
decanting chamber
اطاق تخلیه
decastere
ده متر مکعب
decay
تباه شدن، تحلیل رفتن، تباهی، واپاشی، تلاشی، تحلیل
decay constant
ثابت تحلیل
decelerate
کاستن، کند کردن
decelerated
مبطئه، کند شونده
deceleration
کند شوندگی، کندی، شتاب کاهشی، شتاب منفی، واشتاب، کاهش سرعت، فرایند برگشت پذیر، کندمان
descend
نزول کردن، کاهش یافتن
decentral inspection
بازرسی غیر مرکزی
decentralization
غیرمتمرکز ساختن، تمرکز زدایی، عدم تمرکز
decentralized filing
بایگانی غیر متمرکز
decentralized hiring
استخدام غیرمتمرکز
decentralized planning
برنامه ریزی غیر متمرکز، طرح ریزی غیر متمرکز
deci
پیشوندی یونانی به معنی یک دهم
decibel
دسیبل
decidability problem
مسأله تصمیم پذیری
decidable
تصمیم پذیر
decide
تصمیم گرفتن
decided
مصمم، قطعی
decigram
یکدهم گرم، دسی گرم
decile
دهک
decillion
دسیلیون، در انگلیس ۱۰ به توان ۶۰ است.
deciliter
یکدهم لیتر، دسی لیتر
decimal
دهدهی، اعشاری، عشر
decimal approximation
تقریب اعشاری
decimal approximations
تقریب های اعشاری
decimal equivalent of a fraction
معادل اعشاری یک کسر متعارفی
decimal expansion
بسط دهدهی،‌بسط اعشاری
decimal fraction
کسر دهدهی، کسر اعشاری
decimal logarithm
لگاریتم دهدهی، لگاریتم اعشاری
decimal notation
مرتبه های وضعی
decimal number
عدد دهدهی، عدد اعشاری
decimal numbers
اعداد اعشاری
decimal place
مرتبه اعشاری، ارقام اعشاری
decimal point
ممیز
decimal representation
نمایش دهدهی، نمایش اعشاری
decimal system
دستگاه دهدهی، دستگاه اعشاری
decadic system
دستگاه دهدهی، دستگاه اعشاری
decimalize
اعشاری کردن
decimeter
یک دهم متر، دسیمتر
decipher
کشف رمز نمودن، از رمز خارج کردن
decision
مشخص کردن، تصمیم، تعیین، داوری
decision box
جعبه تصمیم
decision criteria
ضابطه های تصمیم گیری، معیار های تصمیم گیری
decision function
تابع تصمیم
decision making
تصمیم گیری، اخذ تصمیم، نظریه تصمیم گیری
decision making body
مقام تصمیم گیرنده، مرجع تصمیم گیرنده
decision making under certainty
تصمیم گیری در شرایط اطمینان
decision making under conflict
تصمیم گیری در شرایط تعارض
decision making under risk
تصمیم گیری در شرایط ریسک، تصمیم گیری در حالت ریسک
decision making under uncertainty
تصمیم گیری در حالت عدم اطمینان کامل، تصمیم گیری در شرایط عدم اطمینان کامل
decision model
مدل تصمیم
decision problem
مساله تصمیم
decision rule
قاعده تصمیم
decision space
فضای تصمیم
decision symbol
نماد تصمیم گیری
decision table
جدول تصمیمی، جدول تصمیم گیری
decision theory
تئوری تصمیم، نظریه تصمیم، نظریه تصمیم گیری
decision tree
تصمیم گیری شاخه ای، درخت تصمیم گیری، درخت تصمیم
decision variable
متغیر تصمیم، متغیر تصمیم گیری
decision variables
متغیر های تصمیم گیری
deck
دست، دسته، کارت، دسته کارت، یک دست ورق
declarative sentence
گزاره
declination
میل، انحراف، تمایل، شیب، مایل
decline
سرازیر شدن، کاهش، تنزل، نقصان
declining balance method
روش موازنه کاهشی، روش محاسبه استهلاک بر مبنای قیمت دفتری
declivity
شیب، سرازیری
decode
از حالت رمز خارج کردن، کشف رمز کردن، رمز گشودن، از رمز خارج کردن، تبدیل کد به شکل اصلی، گشودن رمز، رمز برگردان کردن، برداشتن رمز، رمز برگردانی
decoder
رمز گشا
decoding
رمز خوانی، رمز گشایی، رمز برداری، کشف رمز، رمز یابی
decoiler
کلاف بازکن
decomposable
تجزیه پذیر
decomposable into particular events
حادثه قابل تجزیه به حوادث خاص
decomposable set
مجموعه تجزیه پذیر
decompose
واهمنهشتن، وانهادن، تجزیه شدن، تجزیه کردن، تبدیل کردن
decomposable operator
عملگر تجزیه پذیر
decomposition
تجزیه
decomposition into prime factors
تجزیه به عوامل اول
decomposition into primes
تجزیه به اعداد اول
decomposition of a fraction
تجزیه کسر
decomposition of a matrix
تجزیه یک ماتریس
decomposition of event into particular events
تجزیه حادثه به حوادث خاص
decomposition of vector
تجزیه بردار
decomposition principle
اصل تجزیه
decomposable operator
عملگر تجزیه پذیر
decrease
نزول کردن
decreasing
نزولی، کاهشی، کاهنده
decreasing cost industry
صنعت با هزینه های نزولی
decreasing divided differences
تفاضل های منقسم نزولی
decreasing failure rate
میزان شکست کاهنده
decreasing function
تابع نزولی، تابع کاهشی
decreasing function of one variable
تابع یک متغیره نزولی
decreasing mapping
نگاشت کاهشی، نگاشت نزولی
decreasing marginal rate of substitution
نرخ نهایی جانشینی نزولی
decreasing sequence
دنباله نزولی
decreasingly
به طور نزولی
decrement
تنزل، کاهش، نقصان، نزول، کاهش
decuple
ده برابر کردن، ده برابر
Dedekind axiom of continuity
اصل موضوع پیوستگی ددکیند
Dedekind cut
برش ددکیند
Dedekind definition of finiteness
تعریف ددکیند از تناهی
Dedekind discriminant theorem
قضیه مبین ددکیند
Dedekind domain
حوزه ددکیند
Dedekind eta function
تابع اتای ددکیند
Dedekind sum
مجموع ددکیند
Dedekind’s theorem
قضیه ددکیند
dedicated machine
ماشین اختصاصی
deadline date
موعد قرارگذاشته شده
deduce
کاستن، استنتاج کردن، نتیجه گرفتن، به دست آوردن
deduct
استنتاج کردن، کسر کردن، کم کردن
deduction
استقرا، تخفیف، کسور، استنتاج، قیاس، استنباط، استدلال، نتیجه گیری، استنتاج، کاهش، قیاس، کسر
deduction par analogie
استنتاج تمثیلی
deduction theorem
قضیه استنتاج
deductive
استنتاجی، قیاسی، برانگیزشی
deductive argument
استدلال استنتاجی، استدلال قیاسی
deductive completeness
تمامیت قیاسی
deductive method
روش قیاسی
deductive reasoning
استدلال قیاسی، استدلال استنتاجی
deductive science
علم قیاسی
deductive system
دستگاه قیاسی، دستگاه استنتاجی
deductive theory
تئوری قیاسی
deep
ژرف، عمیق، گود
deep drawing
کشیدن عمقی، کشش عمقی
deep hole drill
default disk drive
دیسک خوان فرض شده
default value
ارزش قراردادی
defect
اشتباه، خرابی، خطا، نقص،‌عیب، نقصان، کاستی، معیوب ساختن
defect free
بدون نقص
defective
ضایع، قطعه معیوب در ماشین، ناقص، معیوب
defective equation
معادله ناقص
defective matrix
ماتریس ناقص
defective number
عدد ناقص
defective unit
واحد معیوب
deferred correction
تصحیح نهایی
deferred credit
اعتبار انتقالی
deferred income
پیش دریافت درآمد، درآمد های انتقالی
deferred payment credit
اعتبار با پرداخت معوق
deficiency
ناکارایی، عدم کارایی، کمبود، نقص
deficiency index
شاخص نا کارایی
deficient
ناقص
deficient number
عدد ناقص
deficit
کسر درآمد، کسر محل، کسر، کسری، کمبود، کسری موازنه، کسر بودجه، کسری تراز، پرداخت ها
define
تعریف کردن، بیان کردن، شناساندن
defined
تعریف شده، معین
defined every where
همه جا تعریف شده
defined term
حد تعیین شده
definiendum
معرّف
definiens
معرف (منطق)، معرف ها
defining
تعریف
defining equation
معادله معرف
defining hyperplane
تعریف ابرصفحه
defining ideal
ایدآل معرّف
defining relation
رابطه معرف، رابطه تعریف کننده
defining variable
تعریف متغیر
definite
معین، مشخص، قطعی، معلوم
definite description
شرح مشخص، توصیف مشخص، توصیف رسا
definite integral
انتگرال معین، جامعه معین
definite integration
انتگرالگیری معین
definite integral
انتگرال معین
definite negative
مطلقا منفی
definite on an interval
معین روی یک فاصله
definite order
ترتیب معین
definite positive
مطلقا مثبت
definiteness
تعیین، معین بودن، قاطعیت، تصریح، صراحت
definition
تعریف
definition by abstraction
تعریف به تجرید
definition by induction
تعریف به استقرا، تعریف بوسیله استقرا
definition by recurrence
تعریف به استقرا، تعریف برگشتی، تعریف تراجعی
definition constraint
محدودیت تعریف
definition of a function
تعریف یک تابع
definition of concept
تعریف مفهوم
definition of distribution function
تعریف تابع توزیع
definition of event
تعریف حادثه
definition of notion
تعریف مفهوم
definition of operations of events
تعریف عملیات روی حوادث
definitive
قطعی
deflection
کجی، شکم انداختن
deflated newton method
روش نیوتن ترمیم یافته
deflated polynomial
چندجمله ای کاهش یافته
deflation
کاهش، انقباض، رکود، تورم زدایی، ضد تورم، جمع شدن، تنزیل قیمت ها، تعدیل
deflation method for an eigenvalue problem
روش کاهشی برای مسأله ویژه مقدار
deflect
کج شدن، منحرف شدن، منعکس کردن، منحرف، شکستن، منحرف کردن
deflection
انحناء، شکست، خیز، انحراف، کجی، انکسار، واخمش
deflective
انحرافی
deflector
منحرف کننده
deflexed
منحرف شده
deform
تغییر شکل دادن، بدشکل شدن
deformability
دگردیس پذیری
deformable
دگردیس پذیر، تغییر پذیر
deformation
دگردیسی، تغییر شکل به حالت بدتر، ناقص، تبهگون
deformation retract
درون بَرِ تغییر شکل، درونکش تغییر شکل
degeneracy
تباهیدگی، تبهگنی، تباهی، انحطاط، ناقصی
degeneracy and shadow prices
تباهیدگی و قیمت های سایه
degeneracy in basic feasible solutions
تباهیدگی و قیمت های سایه
degeneracy order
درجه تباهیدگی
degenerate
تباهیده
degenerate basic solution
جواب پایه ای تباهیده
degenerate bilinear form
صورت دو خطی تبهگون
degenerate bounded variables
متغیر های کراندار تباهیده
degenerate closed interval
استحاله فاصله بسته زوال یافته، بازه بسته تبه شده
degenerate conic
مقطع مخروطی تباهیده، تبهگون، مقطع مخروطی منحط، مخروط تبهگون، مخروطی تبهگون، مخروط ناسره، مخروطی ناسره
degenerate conic section
مقطع مخروطی تباه شده
degenerate eigenvalue
ویژه مقدار تباهیده
degenerate equation
معادله تبهگون
degenerate extreme point
نقطه فرین تباهیده
degenerate iteration/pivot
تکرار/محورگیری تباهیده
degenerate mapping
نگاشت تباهیده
degenerate matrix
ماتریس مخصوص
degenerate quadric surface
رویه درجه دوی تباهیده
degenerate quadric surfaces
رویه های درجه دوی تباهیده
degenerate saddle point
نقطه زینی تباهیده
degenerate series
سری تباهیده
degenerate solution
حل منحط
degenerate tree
درخت تبهگون، درخت تباهیده
degenerated
تبهگن، منحط، زوال یافته، غیر اصیل، تبهگون
degenerated dilatation
انبساط ضایع شده
degrade
تنزل دادن، تنزل کردن
degrease
گریس زدایی، چربی زدایی
degree
درجه
degree function
تابع درجه
degree measure
مقیاس درجه
degree modulo 2
درجه به پیمانه ۲
degree of a curve
درجه یک منحنی
degree of a polynomial
درجه یک چندجمله ای
degree of accuracy
دقتی، تقریب،‌تقریبی
degree of an equation
درجه یک معادله
degree of belief
درجه اعتقاد
degree of censor
درجه سانسور
degree of certainty
درجه اطمینان، درجه اعتماد
degree of contact
درجه تماس، درجه سایش
degree of freedom
درجه آزادی
degree of generalization
درجه تعمیم
degree of interaction
درجه مواجهه
degree of permutation
درجه تبدیل
degree of preventive maintenance
درجه فعالیت های نگهداری
degree of proposition
درجه اعتماد گزاره
degree of proposition likelihood
درجه درست نمایی گزاره
degree of the system
درجه دستگاه
degree of variability
درجه تغییرپذیری
degressive
نزولی
degression
نزول
deka
ده
del
دل، عامل
del operator
عملگر دل، عملگر نابلا
Delambre analogies
قیاس های دلامبر، فرمول های گاوس
delay
تأخیر، به تأخیر، درنگ، درنگ کردن، انداختن، تأخیر کردن، عقب افتادن، دیر کردن، دیرکرد، توقف، تأخیر، تعویق، مکث
delay differential equation
معادله دیفرانسیل تاخیری
delay in delivery
تأخیر در تحویل
delete
حذف کردن، از بین بردن، حذف نمودن، کنار گذاشتن
deleted
سفته
deleted limit
حدّ سوده
deleted neighborhood
همسایگی محذوف
deleted neighborhood
همسایگی سفته
deleting
حذف
deletion
حذف
delicate
ظریف
delimit
محدود کردن، تعیین حدود
delimitate
تعیین حدود کردن، محدود کردن
delineate
نمایش دادن، مشخص کردن، توصیف کردن، ترسیم کردن
delineation
نمایش،‌توصیف، تصویر،‌طرح
delineator
کیلومتر شمار، توصیف کننده،‌طراح
delinquency tax
مالیات تعویض
deliver
تحویل دادن
delivery
ارسال، واگذاری، تحویل
delivery chute
سرسره تحویل
delivery date
تاریخ تحویل
delivery equipment
وسیله نقلیه، وسیله تحویل
delivery expense
هزینه تحویل
delivery point
نقطه تحویل
delivery rate
میزان تحویل
delivery tube
لوله تحویل
delta
مساحی، حرف چهارم زبان یونانی
delta function
تابع دلتای دیراک
deltoideus
سه گوش، دلتا مانند
deltohedron
دوازده وجهی
deltoid
سه گوش، دلتا مانند، دلتاوار
demagnetizer
مغناطیس زدا
demand
تقاضا، مطالبه، درخواست، مطالبه کردن، تفاضل کردن، نیاز
demand bill
حواله عندالمطالبه
demand debt
بدهی عندالمطالبه
demand forecasting
پیش بینی نیاز
demand function
تابع تقاضا
demand surface
سطح تقاضا
demarcate
محدود کردن، تعیین حدود کردن، حدفاصل تعیین کردن
demi
پیشوندی به معنای نیم و نصف
demography
مردم نگاری
Demoivre-laplace integral theorem
قضیه انتگرالی دوموآور-لاپلاس، قضیه انتگرال دوموآور-لاپلاس
Demoivre-local theorem
قضیه دوموآور-لاپلاس
Demoivre’s formula
دستور دموآور
Demoivre’s theorem
قضیه دموآور
demolition
انهدام، تخریب
demonstrate
ثابت کردن، نشان دادن، به دست آوردن، به نمایش در‌ آوردن، ثبوت، اثبات کردن، برپایی
demonstration by contradiction
برهان خلف
demonstrative
برهانی، اثباتی
demonstrative syllogism
قیاس برهانی
Demorgan’s law
قانون دمورگان
Demostration
نمایش، تظاهر، برهان، اثبات، بازنمود
demotion
تنزیل رتبه، تنزیل مقام
dendrite
دندانه ای شکل، شاخه نباتی، شاخوار
denial
ضد یک حکم، خلف، نفی، تکذیب، انکار، رد،
denial of the antecedent
رد مقدم
denitration
تکنولوژی ضد آلودگی، دنیتره کردن
Denjoy integrals
انتگرال های دانژوا
denominator
مخرج کسر، مخرج، نامان
denominator function
تابع مخرج کسر، تابع مخرج
denominator of a progression
قدرنسبت
denote
نشان دادن، نمایش دادن، نمایاندن، علامت گذاشتن، نشان کردن، علامت گذاری
dense
چگال
dense set
مجموعه چگال
dense subset
زیرمجموعه متراکم، زیرمجموعه چگال
density
چگالی
density function
تابع چگالی، تابع چگالی احتمالی، تابع فراوانی
density function of multidimensional random variable
تابع چگالی کمیت تصادفی چندبعدی
density function of random variable
تابع چگالی کمیت تصادفی
density of probability distribution
چگالی توزیع احتمال
density property
خاصیت چگالی
dented
دندانه دار
denticulate
دندانه دار، کنگره دار، مضرس
denumerable
شمارای نامتناهی، شمارای بی پایان، شمارش پذیر، شمارا، منتها شمارا، شماره پذیر، شمردنی، قابل شمارش
denumerable set
مجموعه قابل شمارش، مجموعه شمارا، مجموعه شمارشپذیر، مجموعه شماره پذیر
department
اداره، بخش، دایره،‌ وزارتخانه، حوزه
department head
رئیس اداره، رئیس دایره
department report
گزارش قسمت،‌گزارش دایره
departmental
اداره ای، دایره ای
departmental aims
اهداف واحدی
departmental organization
واحد تشکیلاتی
departmental policy
سیاست واحدی
departmentation
واحدسازی اداری، تقسیم وظایف، گروه بندی وظایف، دپارتمان بندی، طبقه بندی
departmentation by process
طبقه بندی بر اساس فرایند
departmentation by product
طبقه بندی برحسب محصول
departmentation by time
طبقه بندی برحسب زمان
departure
فاصله جبری، خروجی، خروج، حرکت،‌انحراف، شروع حرکت، اندازه جبری فاصله
departure rate
آهنگ خروج
depend
مستقل نبودن، بستگی داشتن، مربوط بودن، وابسته بودن
depend on
با توجه به، مبتنی بر، بسته بودن
dependence
اتکا، ارتباط، وابستگی، نااستقلال، بستگی، عدم استقلال
dependence intensity
شدت وابستگی
dependence measure of intensity
اندازه شدت وابستگی
dependence of events
وابستگی حوادث
dependency
بستگی، ارتباط، وابستگی
dependent
وابسته
dependent constraints
محدودیت های وابسته
dependent differentiation
مشتق گیری وابسته
dependent equations
معادلات وابسته
dependent event
پیشامد وابسته
dependent events
پیشامد های غیرمستقل، پیشامد های وابسته
dependent function
تابع وابسته، تابع غیر مستقل
dependent functions
توابع وابسته
dependent on
وابسته‌به، مربوط به، وابسته به
dependent samples
نمونه های وابسته
dependent set
مجموعه نامستقل
dependent variable
متغیر وابسته
dependent vectors
بردار های وابسته
depict
نشان دادن، معین شدن، رسم کردن، نقش کردن
deposit
پوشش، امانت، وجه امانی، ودیعه، سپرده، رسوب، نهاده
deposit rate
نرخ سپرده
deposition efficiency
بازدهی رسوب
deposition rate
نرخ رسوب
depositor
امانت گذار، صاحب سپرده
depreciable
مستهلک شونده، استهلاک پذیر، مستهلک شدنی، کم بها شدنی
depreciate
مستهلک کردن، کم بها کردن
depreciation
افت بها، استهلاک، میرایی، کاهش بها
depreciation accounting
حساب داری استهلاک
depreciation base
قیمت تمام شده دارایی ثابت
depreciation based on income
روش چند درصد سود
depreciation expense
هزینه استهلاک
depressed
تنزل یافته
depressed equation
معادله تنزل یافته
depression
تنزل، رکود، نشیب، کساد شدن، کم شدن‌، کسادی، بحران
depth
عمق
depth first search
جستجوی عمقی
depth gage
عمق سنج، ژرفا سنج، ژرفا نما، کولیس سوراخ، کولیس عمق سنج
depth line
خط ژرفا
depth of an ideal
ژرفای یک ایده آل
depth of cut
عمق تراشه برداری، عمق برش
depth of fusion
عمق ذوب
depth of smoothness
عمق نرمی
depth of teeth
گودی دندانه، ارتفاع دندانه
deputy
قائم مقام، معاون، جانشین
derange
به هم زدن ترتیب، بر هم زدن، پریشیدن
derangement
پریش، بی ترتیبی، در هم ریختگی
derangements number
تعداد پریش ها
derivable
قابل اشتقاق، مشتق پذیر، قابل مشتق گیری، دارای مشتق، مشتق دار
derivable in the ordinary sense
مشتق پذیر به مفهوم معمولی
derivation
مشتق گیری، استخراج، اشتقاق، به دست آمدن
derivation of ring
مشتق حلقه
derivation tree
درخت اشتقاق، اشتقاق درخت
derivative
مشتق، شاخه، وامد،‌جدامه، فرعی
derivative function
تابع مشتق
derived function
تابع مشتق
derivative of a complex function
مشتق یک تابع مختلط
derivative of a real function
مشتق یک تابع حقیقی
derivative of a vector valued function
مشتق یک تابع برداری
derivative of an integral
مشتق انتگرال
derivative of determinant
مشتق دترمینان، مشتق معین
derivative of function
مشتق تابع
derivative of linear form
مشتق فرم درجه اول
derivative of matrix
مشتق ماتریس
derivative of quadratic form
مشتق صورت درجه دوم
derivative set
مجموعه مشتق
derivative with respect to x
مشتق نسبت به x
derive
مشتق گرفتن، نتیجه گرفتن، پیدا کردن، استخراج کردن، به دست آوردن
derive from
به دست آمدن از، مشتق شدن از
derived
ثابت کرده، مشتق شده، به دست آمده، استخراج شده
derived curve
خم مشتق
derived demand
تقاضای مشتق
derived function
تابع مشتق، تابع جدامد
derived group
گروه فرعی، زیرگروه تعویض گر
derived rule
قاعده مشتق
derived set
مجموعه مشتق
derived subgroup
زیرگروه مشتق
derived unit
واحد فرعی
derogatory matrix
ماتریس تخفیف پذیر
Desargues
دسارگ
Desargues configuration
ترکیب دسارگ
Desargues theorem
قضیه دزارگ
Descartes theorem
هندسه دکارت، قاعده علامت های دکارت
Descartes rule of signs
هندسه دکارت، قاعده علامت های دکارت
Descartes’ rule of signs
قانون علایم دکارت
descendible
قابل نزول، قابل کاهش
descendant
نزولی، پایین رو، نازل، نسل، نسل بعدی
descendant curve
خم نزولی
descendant function
تابع نزولی
descendant node
کسر سطح پایین تر
descending
نزولی، کاهشی، کاهنده نزولی
descending central series
سری مرکزی کاهشی
descending chain
زنجیر کاهشی
descending order
ترتیب کاهشی، ترتیب نزولی
descending powers
قوای نزولی
descent
نزول، سقوط، هبوط، نشیب
descent time
زمان سقوط
describe
توضیح دادن، توصیف کردن، شرح دادن، رسم کردن
described
رسم کردن، توصیف شده، وصف شده، موصوف
description
تشریح، شرح، توصیف، تقریر، وصف
description big
توصیف بزرگ
description of a set
توصیف یک مجموعه
descriptive
تشریحی، توصیفی، ترسیمی
descriptive geometry
هندسه ترسیمی
descriptive scale
مقیاس ترسیمی، مقیاس توصیفی
descriptive statistic
آماره توصیفی، شاخص توصیفی
descriptive statistics
آمار توصیفی
descriptive study
مطالعه توصیفی، مطالعه تشریحی
design
طرح، نقشه، طرح کردن، طراحی، رسم، رسم کردن
design date sheet
برگ اطلاعات طراحی
design matrix
ماتریس طرح
design of an experiment
طرح آزمایش
design of experiment
طرح آزمایش، طراحی آزمایش
design of sampling
طرح آمارگیری نمونه ای
design of weldment
طراحی جوش
design review
مرور طرح
design workshop
کارگاه طراحی
designate
نمایش دادن، نشان دادن، تخصیص دادن، در نظر گرفتن، تعیین کردن، انتخاب کردن، علامت گذاری کردن، معین کردن، گماشتن، گماردن، مشخص کردن
designated vertex
رأس مشخص
designation
معرفی، سمت، نقش
designer
نقشه کش، طرح آفری، طراح
designing
طرح ریزی
desire
`+تمایل داشتن، تمایل
desired function
عمل مورد نظر
desk calculation
محاسبات دستی
desk calculator
ماشین حساب رومیزی
desktop
صفحه نمایش
despite
در صورت
destination
مقصد
destroy
خراب شدن، از بین رفتن
destructive test
آزمایش تخریبی، آزمایش مخرب
detachable part
قطعه قابل انفصال
detached
منفصل، جدا
detachment
تجزیه، تفکیک
detail
مشخصات، جزئیات، تفصیلات
detail drawing
رسم تفصلی
detailed
مفصل، تفصیلی
detailed network
شبکه تفضیلی
details
جزئیات، تفصیل
detect
کشف کردن، آشکار ساختن، یافتن
detecting
ردیابی
detecting error
آشکار سازی خطا
detection
آشکارسازی، کشف، یافت، تشخیص
determinant
تعیین کننده، بازدارنده، مانع، دترمینان، مبین، جداگر، معین، نمایانگر
determinant equation
معادله دترمینان
determinant function
تابع دترمینان
determinant of a linear transformation
دترمینان یک تبدیل خطی
determinant of a matrix
دترمینان یک ماتریس
determinant of a system of linear equation
دترمینان یک دستگاه معادلات خطی
determinant of an endomorphism
دترمینان یک درسانی
determinant of linear transformation
دترمینان تبدیل خطی
determinant of matrices
دترمینان ماتریس ها
determinant of matrix
دترمینان ماتریس
determinant of system of linear equations
دترمینان دستگاه معادلات خطی
determinant rank
رتبه دترمینان
determinant tensor
تانسور دترمینان
determinant
دترمینانی
determinate
تعیین حدود کردن، معین، مشخص
determination
سامان، تعیین
determine
تعیین کردن، تعریف شدن، معین کردن، مشخص کردن
determined
تعیین شده، مصمم
determined system
دستگاه معین
determining
تعیین کردن، قطع کردن
determining relation
رابطه تعیین کننده
deterministic
غیر احتمالی، قطعی، تثبیتی، قطع شده، جبری، تعینی، معین قطعی
deterministic assumption
فرض قطعی بودن، فرض معین بودن
deterministic distribution
توزیع قطعی
deterministic model
مدل قطعی
deterministic problems
مسأله های قطعی
deterministic process
فرایند قطعی
deterministic system
سیستم قطعی، دستگاه معین
deterministic time
زمان معین
detract
کم کردن، کاستن
detraction
کاهش
detractive
کاهشی
devaluation
کاهش ارزش پول، کاهش ارزش، تقلیل ارزش پول، تضعیف ارزش پول رایج
develop
پیدا کردن، به دست آوردن، بسط دادن، گستردن، توسعه دادن، آماده بهره برداری کردن، طرح و تدوین، پیشرفت، ارائه روش خوب، گسترش دادن
developable
قابل بسط، قابل توسعه، گستردنی، قابل گسترش، گسترش پذیر
developable surface
سطح گسترش پذیر، رویه گستردنی
developed countries
کشور های پیشرفته
developer
توسعه دهنده، ظاهر کننده
developing countries
کشور های در حال توسعه
development
گسترش، بسط، توسعه، عمران، پرورش، پیشرفت، تحت تکفل، عائله، بهسازی، ایجاد
development budget
بودجه عمرانی
development of determinant
بسط دترمینان
development plan
طرح توسعه
development project
پروژه توسعه ای
deviate
انحراف ورزیدن، منحرف شدن، منحرف
deviation
انحراف
deviation angle
زاویه انحراف
deviation of random variable
انحراف کمیت تصادفی
deviation point
نقطه انحراف
deviation points
نقطه های انحراف
deviation score
نمره انحرافی
deviator
اختلاف سنج، انحراف سنج
device
وسیله، اسباب، شیوه، آلت، دستگاه، خار، ضامن، نقشه، قطعه، طرح
divider
بخش کننده، بخشگر، تقسیم کننده، جدا کننده، پرگار، پرگار تقسیم،‌ مقسم
divider caliper
پرگار اندازه گیر، پرگار اندازه گیری
devisor
مقسوم علیه، بخشیاب
deviation
انحراف
devote
وقف کردن، تخصیص دادن
deoxidization
اکسیژن گیری، اکسیژن زدایی، اکسید زدایی
deoxidizer
اکسیژن گیر، اکسیژن زدا
diagnosis
تشخیص، شناخت، عیب یابی
diagnosis system
سیستم تشخیص
diagnosis time
زمان تشخیص
diagonable
قابل تبدیل به یک ماتریس قطری
diagonal
قطر
diagonal canonical form
شکل متعارف قطری
diagonal element
عنصر قطری
diagonal elements
عضو های روی قطر
diagonal form
شکل قطری
diagonal matrix
ماتریس قطری
diagonal of a polygon
قطر چند ضلعی
diagonal of the product
قطر حاصل ضرب
diagonal partial sum
مجموع جزئی قطری
diagonal point
نقطه تقاطع قطرها
diagonal process
فرآیند قطری
diagonal relation
رابطه قطری
diagonalizable
قطری پذیر
diagonalizable linear transformation
تبدیل خطی قطری پذیر
diagonalizable linear transformations
تبدیل خطی قطری شدنی
diagonalizable matrix
ماتریس قطری پذیر
diagonalizable operator
عملگر قطری شدنی
diagonalization
قطری کردن
diagonalize
به صورت قطری درآوردن، قطری کردن
diagonalized
قطری شده
diagonalizing matrix
ماتریس قطری کننده
diagonally dominant
مسلط قطری
diagonally dominant matrix
ماتریس با قطر غالب
diagonally dominant system
دستگاه مسلط قطری
diagonizable linear transformation
تبدیل خطی قطری شدنی
diagram
نمودار، تصویر، وانگار، نما،‌نگاره، شکل، نمایش، نمودار خطی
diagram of a function
نمودار تابع
diagrammatic
نمایشی، نموداری
diagrammatically
به طور نمایشی، به طور نموداری
dial
شماره گیر، ساعت، صفحه مدرج، ساعتی، شماره گرفتن، صفحه مدرج، صفحه شماره گیر، صفحه ساعت، دگمه صفحه مدرج، شماره گرفتن
dial gage
اندازه گیر ساعتی، سنجه عقربه ای
dial indictor
عرقبه نشان دهنده، سنجه، ساعت اندازه گیر، اندازه گیر ساعتی، شمارنده نمایشگر
dial press
پرس با میز گردان
dialectical syllogism
قیاس جدلی
diameter
قطر
diameter of a circle
قطر دایره
diameter of a conic
قطر مقطع مخروطی
diameter of a set in a metric space
قطر مجموعه در فضای متریک
diameter of an ellipse
قطر یک بیضی
diametral
قطری، وابسته به قطر، واقع در طول قطر
diametral pitch
گام قطری
diametrical
قطری، متقاطر
diametrically
در طول قطر، در جهت قطر، کاملا، شدیدا
diametrically opposite
قطرا متقابل، متقاطر
diamond
لوزی، الماس، خشت
diagonal
قطر
diaphragm gate
مدخل دیافراگمی
dice
تاس
dichotomic
دو ارزشی،‌ ثنایی
dichotomous
دو حالتی، دو ارزشی
dichotomous variable
متغیر دو حالتی
dichotomy
دو رستگی، دوگانگی، تقسیم دو ارزشی، طبقه بندی دو ارزشی، تقسیم به دو بخش، انشعاب به دو شعبه، دو حالتی بودن
discontinuity
ناپیوستگی
discontinuous group
گروه ناپیوسته
dictionary order
ترتیب فرهنگ لغتی
dictionary order topology
توپولوژی ترتیب قاموسی
dictum de omni et nullo
احکام همه و هیچ
dicyclic group
گروه دو گردشی
dido’s problem
مسأله دیدو
die
تاس ها،‌ قالب، ماتریس، تاس،‌حدیده کردن، سنبه، حدیده ای
die and stock
حدیده و دسته
die block
ماتریس قالب سازی، جعبه حدیده، جاقالبی
die holder
ماتریس نگهدار، نیمه پایینی قالبگیر، حدیده نگهدار، قالبگیر، کفشک پایینی
die land
کفی دور قالب
die making
قالب سازی
die opening
مجرای باز، دهانه قالب، منفذ ورود به قالب، قالب
die set
مجموعه نگهدارنده، دست قالب، قالب نگهدار
dielectric
نارسانا، نارسانای برقی،‌ عایق، دی الکتریک
diet problem
مسأله رژیم غذایی
diffeomorphism
وابرریختی، وابرسانی
differ
اختلاف داشتن
difference
تفاضل
difference equation
معادله تفاضلی
difference from
بجز، متمایز شدن
difference group
گروه تفاضلی، گروه تفاضل
difference module
گروه تفاضل
difference method
روش تفاوت نمره ها، روش تفاضلی، روش متغیر گسسته
difference methods
روش های تفاضلی، روش های متغیر گسسته
discrete variable methods
روش های تفاضلی، روش های متغیر گسسته
difference module
مدول تفاضل
difference notation
نماد تفاضل
difference of cardinal numbers
تفاضل اعداد اصلی
difference of events
تفاضل حوادث
difference of ordinals
تفاضل اعداد ترتیبی
difference of relations
تفاضل روابط، تفاوت روابط
difference of sets
تفاضل مجموعه ها
difference of two sets
تفاضل دو حافظه، تفاضل دو مجموعه، متمم نسبی دو مجموعه
difference of zero
تفاضل صفر
difference operator
عامل تفاضل،‌عملگر تفاضلی
difference property
خاصیت تفاضل، خاصیت تفاضلی
difference quotient
خارج قسمت تفاضلی
difference quotients
خارج قسمت های تفاضلی
divided differences
خارج قسمت های تفاضلی
difference score
نمره تفاوت
difference sequence
دنباله تفاضل ها
difference set
مجموعه تفاضل
لغات حسابداری بخش ۲۱
لطفا به جای کپی مقالات با خرید آنها به قیمتی بسیار متناسب مشخص شده ما را در ارانه هر چه بیشتر مقالات و مضامین ترجمه شده علمی و بهبود محتویات سایت ایران ترجمه یاری دهید.
تماس با ما

اکنون آفلاین هستیم، اما امکان ارسال ایمیل وجود دارد.

به سیستم پشتیبانی سایت ایران ترجمه خوش آمدید.