مقالات ترجمه شده دانشگاهی ایران

لغات منسوجات – بخش ۲۰

در این قسمت  لغات منسوجات بخش ۲۰ عرضه شده است.

 

لغات منسوجات صفحه اصلی – کلیک کنید

خرید لغات منسوجات / مجموع لغات در کل رشته ها / لغات بر حسب گروه بندی چند رشته

 

لغات منسوجات - ایران ترجمه - Irantarjomeh

لغات منسوجات  بخش ۲۰
نوعی نخ دو لا که از یک نخ ظریف پرتاب مرکزی و یک نخ ضخیم کم تاب که دور آن پیچیده شده تشکیل می شود
Corkscrew yarn
نوعی نخ فانتزی
Random yarn
نوعی نقشه چهارخانه پارچه کت و شلواری ( که از ترکیب بافت و رنگ بوجود می آید)
Glen check
نوعی نوار جهت نصب خار و پیچیدن روی غلتک
NIR
نوعی نوار زمینه جهت نصب خار بر روی آن وپیچیدن روی سیلندر خاردار کارد
VIR
نوعی کت آمریکائی
Nac
نوعی کت کوتاه و چسبان
Coatee
نوعی کشباف که با یک نخ و توسط یک قلاب بافته می شود و عملیات تکمیل لازم ندارد
Crocketing
نوعی کفپوش ضخیم بربر
Berber carpet
نوک  فولادی ماکو
Spur
نولید پیوسته
Flow production
نوک نرم، نقطه تماس نرم
Resilient nip
نیاز بیو شیمیایی به اکسیژن
Biochemical oxygen demand
نیاز شیمیایی به اکسیژن
Chemical oxygen demand ( C.O.D )
نیازامنیتی، نیاز ایمنی، تضمین خواستن
Safety need
نیترا سیون، نیتروژن دار کردن
Nitration
نیترات
Azotate
نیترات سلولز
Nitrate cellulose
نیترو سلولز
Nitrocellulose
نیتریت سدیم
Sodium nitrite
نیتریل
Nitrile
نیرو، قدرت
Power
نیروهای متقابل نزدیک
Short range interaction
نیروهای مقابل دور
Long range interaction
نیروهای واندروالس
Van der valce forces
نیروی برشی
Shear force
نیروی ثقل، نیروی جاذبه
Gravity
نیروی اسب بخار
Horse power
نیروی انسانی
Man power
نیروی بین مولکولی
Intermolecular motion
نیروی پارگی، نیروی گسیختگی، بار گسیختگی، بار پارگی
Breaking load
نیروی پراکنده سازی، نیروی دیسپرس
Dispersion force
نیروی پیوند، قدرت پیوند
Bond strength
نیروی جاذبه مولکولی
Cohesive power
نیروی جذب کننده، نیروی نگهدارنده، نیروی همبستگی
Cohesive force
نیروی چسبندگی
Cohesion force
نیروی درونی، نیروی درون کریستالی
Cryscopic force
نیروی دی پول، نیرو بین مولکولی آب، نیروی دو قطبی
Dipole force
نیروی سطحی
Surface force
نیروی گریز از مرکز
Centrifugal force
نیروی لدنی، نیروی دیسپرس که از نیروهایبین مولکولی طبیعی بوده و همراه با دو نیروی دی پول و هیدروژنی واندروالس را تشکیل می دهند
London force
نیروی نفوذ پذیری
Capillarity force
نیروی واندروالس
Vanderwals
نیروی کار
Labour power
نیشکر
Sugar cane
نیشکر
Sugar pine
نیل، لاجورد، ماده آبی کننده، پودر آبی رنگ لباس شویی
Bluing
نیل، نیلی رنگ، ایندیگو، نیلی
Indigo
نیل آبی، نیل
Indigo
نیل سفید
Indigo white
نیل طبیعی
Natural indigo
نیم خشک، نیم تر
Semidry
نیم دایره
Semicircle
نیم رس، نارس، نیمه رس
Semiearly
نیم شلواری، شلوار کوتاه، شلوارک
breeches
نیمتاب، فتیله سازی، نیمچه نخ، فلایر، دستگاه نیمتاب، پیچیدن، دسته الیاف تابیده نشده
Roving
نیمتاب شانه
Cone gill
نیمچه نخ پشم ( سایر الیاف)
Ropping
نیمرخ
Side view
نیمگرم، ملول، ولرم
Lukewarm
نیمه امولسیون
Semi، emulsion
نیمه پایدار
Metastable
نیمه پشمی (مخلوط پشم و الیاف دیگر)
Half wool
نیمه تراوا
Semipermeable
نیمه جامد، خمیری
Semisolid
نیمه خنثی کردن، خنثی سازی ناقص
Half neutralization
نیمه رسانا
Semi-conductor / Semi-conductor
نیمه شانه شده _ نخ نیمه شانه شده
Half combed
نیمه شفاف
Semitransparent / Semi-transparent / Semitransparent
نیمه شفاف، نیمه کدر
Semi translucent
نیمه فاستونی
Semi worsted
نیمه کریستالی
Semi crystalline
نیمه کریستالی
Semi crystal / Semicrystal / Semi-crystal
نیمه کریستالی
Semicrystalline / Semi-crystalline / Semi crystalline
نیمه مات، نیمه کدر
Semi dull / Semi-dull
نیمه مایع، مایع غلیظ، مایع چسبناک
Semiliquid
نیمه مداوم
Semi continuous
نیکرون لیف پلی استر
Nycron
تکمیل ضد اشتعال نمودن پارچه، تکمیل ضد آتش، غیر قابل اشتعال شدن لیف بوسیله مواد تکمیلی
Flame proof / Flame proof / Flame-proof
هادی، رسانا
Conductor
هادی جریان الکتریسیته
Conductive
هاروارد، نوعی پارچه پیراهنی با بافت سرژه
Harvard
هازن، واحد اندازه گیری رنگ آب
Hazen
هالوژن ها
Halogen
هالوژناسیون _ هالوژن دار کردن
Halogenation
هالید آلی
Organic halide
هتروسیلیک، حلقوی ناجور
Heterocyclic
هدایت، هدایت حرارت یا برق
Conduction
هدایت گرمایی
Heat conduction
هدایت گرمایی، رسانایی گرمایی
Thermal conduction
هدایت کننده پارچه
Cloth guiding device
هر شکل تیره رنگ روی زمینه روشن ( در پارچه)
Silhouette
هزار خار
Splines
هزینه
Expenses
هزینه اجتماعی
Social cost
هزینه تولید
Factory cost
هزینه تولید، قیمت کالا، قیمت تمام شده کالا
Cost
هزینه ثابت
Fixed cost
هزینه حمل و نقل کالا
C+F
هزینه حمل و نقل کالا
Cost and freight
هزینه حمل و نقل
Carrying charge
هزینه دیر کرد خرید
Contango
هزینه مالی
Financial cost
هزینه نسبی تولید
Comparative cost
نگهداری، تعمیر
upkeep
هزینه نگهداری وتعمیر
upkeep cost
هزینه نهایی
Marginal cost
هزینه های انتقال
Transfer payments
هزینه های عمومی
Overhead costs
هزینه های غیر مستقیم
Indirect costs
هزینه های متغیر
Variable costs
هسته
Nucleus
هسته، مغز، مرکز
Core
هسته دوست، پروتون دوست
Nucleophile
هسته دوستی جمعی، استخلاف هسته دوستی جمعی
Nucleophilic addition
واکنشگر هسته دوست
Nucleophilic reagent
هسته گذاری خام ( در ساختار پلیمری)
Row nucleate
هشدار، اخطار
Warning
هلا له، سطح هلا لی مایع
Meniscus
هلیانتین، معرف متیل اورنژ
Helianthin
هلیزارین، رنگهای پیگمنت از کارخانجات مختلف
Helizarine
هلیندون، رنگهای خمی از کارخانجات مختلف
Helindon
هلیو، رنگهای پیگمنت از کارخانجات مختلف
Helio
هم دما، دارای دمای برابر
Isothermal
هم زدن، تحریک کردن
Agitate
هم زدن، مخلوط کردن
Agitation
هم سرعت، همزمان
Synchronous
هم فاصله
Equidistant
هم محور
Coaxial
هم مرکز -متحد المرکز
Concentric
هم واکنش دهنده، هم واکنشگر
Co reactant
هماتین
Hematin
همانند
Analog
همانند متاماریکی
Metameric match
همانندی، تشابه
Homogen
همانندی، رنگ همانندی، رنگ همانند کردن، همرنگی
Match
هماهنگی، جور بودن، ترکیب رنگی مطبوع
Harmony
هماهنگی رنگ در طرح رنگی، همرنگی، یکرنگی
Color harmony
هماهنگی-همشکلی-یکنواختی
uniformity
همبستگی، پیوستگی
Correlation
همدان، فرش یا قالیچه همدانی از پشم شتر
Hamedan
همدردی، توافق
Sympathy
همدما
Isotherm
همرنگ
Isochromic
همرنگ، تک رنگ، یکرنگ
Isochromatic
همزدن
Re circulating
همزدن شدید
Churning
همزمان
Concerted
همزمان
Simultaneous
همزمان
Synchronic
همزمان، در یک زمان
Simultaneously
همزمانی
Simultaneity
همزمانی، هماهنگی زمانی
Synchrony
همزن
Dasher
همزن
Stirrer
همزن، بهم زدن، همزدن
Agitator
همزن برقی، غلتک زننده در ماشین ریسندگی چرخانه ای
Beater
همزن پاروئی دولبه
Double blade squeegee
همزن ساکن، مخلوط کن ساکن
Motionless mixer
همگانی، عمومی
General
همگن، یکنواخت، یکسان، جور
Homogeneous
همنام، همگن
Homogenous
همه رنگ، فیلم خام عکاسی که به همه رنگها حساس می باشد
Panchromatic
هموپلیمر-  پلیمری که  از یک نوع منومر تشکیل شده باشد
Homopolymer
هموپلیمر ( پلیمر متشکل از یک نوع منومر)
Homo polymer
همی سلولز
Hemicellulose
هنک سنج
Hank clock
هوا، جو، اتمسفر
Atmosphere technical
هوا دادن، در معرض هوا قرار دادن
Aerate
هوا گیری، هوا زدایی، خارج کردن هوا از محلول
De aeration
هوادادن، هوادهی
Aeration
هوادهی، هوا دادن به مایعات، در مجاورت هوا قرار دادن
Aeration
هوادهی پارچه بعد از رنگرزی  با رنگهای خمی
Air passage
هوافضا
Affect
هواگیر
Deaerator
هواگیری
Reaeration
هواگیری، خارج نمودن هوای موجود در خمیر سلولز قبل از ریسیدن آن ( جهت یکنواختی لیف تولیدی)
Deaeration
هوای آزاد
Open air
هوای آزاد، جریان هوای جو
Atmospheric air
هوای استاندارد، اتمسفر با فشار استاندار ۷۶۰ میلیمتر جیوه،
هوای استاندارد نساجی با دمای متوسط ۲۰درجه سانتیگراد  و رطوبت ۶۵%
Standard atmosphere
هوای داغ
Hot air
هوای فشرده
Compressed air
هوایی، بادی، پرباد، فشارهموا
Pneumatic
هواکش
Exhaust fan
هواکش
Ventilator
هواکش، روزنه، سوراخ
Vent
هواکش، هود
Ventilation hood
هیئت مدیره
Executive committee
هیئت مدیره
Board of directors
هیئت مدیره
Administration
هیئت مدیره
Top management
هیپو کاریت سدیم
Sodium hypochlorite
هیپوسولفیت سدیم
Hypo
هیپوکروم ( گروهی که سبب جذب نور در طیف با طول موج کوتاه می شود)
Hypochrome
هیپوکلریت
Acid hypochlorite
هیپوکلریت
Hypochlorite
هیپوکلوریت کلسیوم ( پودر سفیدگری)
Calcium hypochlorite
هیدرات
Hydrate
هیدراته شدن، آبدار شدن
Hydration
هیدرازن
Hydrazine
هیدرازید
Hydrazide
هیدراگام، نام تجار یآرد تخم مرغ
Hydragum
هیدرو، سدیم دی تیونیت، هیدرو سولفیت سدیم
Hydro
هیدرو سلولز
Hydro cellulose
هیدرو سولفات سدیم
Sodium hydrosulphate
هیدرو سولفیت سدیم
Sodium hydrosulphite
هیدرو سولفیت
Hydrosulphite
هیدرو کربن، ترکیب آلی شیمیایی دارای کربن و هیدروژن
Hydrocarbon
هیدروتروپ، ماده افزایش دهنده حلالیت مواد آلی کم محلول در آب
Hydrotrope
هیدروتروپ ( دسته ای از دیسپرس کننده ها با گروه های قطبی آبدوست
که قادرند با کاهش سطحی آب قدرت پخش شوندگی و حلالیت مواد را در آب افزایش دهند)
Hydrotrop
هیدروژن اسیدی
Acidic hydrogen
هیدروژن دار کردن، هیدروژناسیون
Hydrogenation
هیدروژن گیری، هیدروژن زدائی
Dehydrogenation
هیدروژن گیری، هیدروژن زدائی از مواد شیمیایی
Dehydrogenated
هیدروسیانیک اسید
Hydrocyanic acid
هیدرولیز
Hydrolyse
هیدرولیز اسیدی
Acidolysis
هیدرولیز سلولز، تخریب سلولز
Hydrolysis of cellulose
هیدرولیز ناقص
Partial hydrolysis
هیدرولیز- واکنش مواد شیمیایی با یون های آب یا اکسیژن، تخریب ساختار مولکولی
Hydrolysis
هیدروهالوژناسیون، هیدروهالوژن کردن
Hydrohalogenation
هیدروکربن آروماتیکی
Aromatic hydrocarbon
هیدروکربن تک حلقه ای
Monocyclic hydrocarbon
هیدروکربن خطی، هیدروکربن زنجیری، هیدروکربن آلیفاتیکی
Aliphatic hydrocarbon
هیدروکربن نفتی ( از نرم کننده ها)
Petroleum hydrocarbon
هیدروکربن کلرینه شده
Chlorinated hydrocarbon
هیدروکسی
Hydroxy
هیدروکسید
Hydroxide
هیدروکسیل آمین
Hydroxylamine
هیسترزیس، فاصله بین رطوبت بازیافتی الیاف نساجی در حال تعادل و رطوبت نسبی محیط
Hysteresis
واچین پود
Picking out
واحد
unit
واحد انبساط
Expansion unit
واحد انگلسی حرارت
British thermic unit
واحد انگلیسی حرارت
B.T.U
واحد بومه
Baume scale
واحد تاب دهنده اصطکاکی بوش
Friction bush type twisting unit
واحد تاب دهنده اصطکاکی تسمه ای
Belt friction twisting unit
واحد تاب دهنده اصطکاکی دیسکی
Friction disc type twisting unit
واحد تاب دهنده دوکی دو غلتکی آهنربایی
Magnetic bi roll spindle twisting unit
واحد تاب دهنده دوکی یک غلتکی آهنربائی
Magnetic mono roll spindle twisting unit
واحد تغذیه نایکنواخت، واحد تغذیه متغیر
Variable feed unit
واحد تکرار بافت، کاغذ راپورت طرح
Point paper design
واحد تکرار شونده در پلیمر ها ( واحد منومری)
Repeating unit
واحد تکسچره کننده به کمک هوای فشرده
Air jet texturing unit
واحد جرم اتمی، جرم اتمی
Atomic mass unit
واحد حجم معادل ۰/۳۶۳۶۷۸ متر مکعب
Bushel
واحد رنگرزی جوراب
Half hose dyeing unit
واحد روشنگر
Pilot plant
واحد روشنگر
Piollet plant
واحد سلوبیوز- از واحد های ساختاری سلولز طبیعی
Cellobiose
واحد عملی
Practical unit
واحد منومری، ماحد تکرار شونده پلیمرها
Monomeric unit
واحد وزن معادل ۱۰۰پوند در آمریکا و ۱۱۲پوند در انگلیس
Cwt
واحد وزنی معادل ۴۵/۳۵۹۲ کیلو گرم
Sh.cwt
واحدحجم معادل ۰٫۳۶۳۶۸۷ مترمکعب
Uk bu
واحدحجم معادل ۰٫۵۹۱۹۳۸ سانتی مترمکعب
Uk minim
واحدحجم معادل ۲۸٫۴۱۳۱ سانتی مترمکعب
Uk fluid ounce
واحدحجم معادل ۲۸٫۵۵۱۶۳ سانتی مترمکعب
Uk fluid drachm
واحدسرعت معادل ۱٫۸۵۳۱۸ کیلومتردرساعت
Uk kont
واحد طول معادل ۱٫۸۵۳۱۸ کیلومتر
Uk mantical mile
واریامین (نوعی رنگ آبی آزوئیک جهت چاپ و رنگرزی)
Varyamine
واریانس، اختلاف
Variance
وازلین
Petrolatum
وازلین
Vaseline
واقیعت علمی
Scientific fact
واکنش جانبی، واکنش فرعی
Side reaction
واگذاری اختیارات
Delegation
واگذاری پود
Filling transfer
وال، پارچه لطیف پنبه ای ساده باف
Jaconet
وال بدلی
Mock voile
وال سایه دار راه راه، پارچه وال سایه روشن راه راه
Shadow stripe voil
وال فانتزی اسلاب دار
Splash voile
والک پارچه پشمی چرب
Grease fulling
واهدهای تکرار شونده کنار هم،  واهدهای تکرار شونده مجاور
Adjacent repeats
واکس، لاک، لاک الکل، جلاء دادن، لعاب زدن، جلاء، صیقل
Varnish
واکس پنبه، چربی، پنبه،
صمغی که به مقدار کم در الیاف پنبه وجود دارد و باعث مقاومت آن در برابر جذب آب می شود
Cotton wax
واکس معدنی
Mineral wax
واکسی، نرم، مومی، رزینی
waxy
واکنش، عمل متقابل، عکس العمل
Reciprocity
واکنش، فعل و انفعال، عکس العمل
Reaction
واکنش آغازی
Initiation reaction
واکنش آنزیمی
Enzyme reaction
واکنش اضافی
Addition reaction
واکنش افزایشی، واکنش اضافی
Additional reaction
واکنش انتقالی
Telomerisation
واکنش اکسایش کاهش
Redox reaction
واکنش برگشت پذیر
Reversible reaction
واکنش پایانی
Termination reaction
واکنش تبادلی، واکنش انتقالی
Transfer reaction
واکنش تراکمی
Condensation reaction
واکنش حذفی- افزایشی
Addition elimination reaction
واکنش دهنده، واکنشگر
Reactant
واکنش زنجیره ای
Cascade reaction
واکنش شیمیایی
Chemical reaction
واکنش فریدل کرافتس
Freidel crafts reaction
واکنش گرمازا
Exothermic reaction
واکنش گرماگیر، واکنش سرمازا
Endothermic reaction
واکنش ناپذیر، غیرفعال
Non-reactive
واکنش کلب اشمیت ( شامل وارد کردن یک گره کربوکسیل در حلقه آروماتیک)
Kolbe Schmidt
وجوه امانی
Trust found
ورد، ستام، خاموت، دستگاه نخ کشی، دستگاه چله کشی، ریسمان ژاکارد و تخته آرکاد، میل میلک
Harness
ورد، قسمتی از ماشین با فندگی
Heddles
ورد استاندارد، ورد معمولی
Standard harness
ورد تورباف بالارو
Top doup
ورد تورباف پایین رو
Bottom doup
ورد توربافی
Doup heald
ورد جهنده
Jumper harness
ورد زمینه در بافندگی
Binder heddle
ورد شل کننده
Slackener harness
ورد شل کننده یا تکان دهنده در تور بافی
Easer harness
ورد طراحی شده، دنده، چرخ دنده، دندانه دار کردن، دایر کردن، آماده کردن
Gear
ورد معمولی
Regular heald
وردهای کناره
Skeleton barnesses
ورز دادن، مخلوط کردن
Knead
ورشکسته
Defaulter
ورق پلی استر
Polifilm
ورنی ( از منسوجات بی بافت)
Enamelled leather
ورود ماشین بافندگی
Heddle rod
وزن  ۱۴۴۰۰ یارد نخ بر حسب پوند
Spyndle
وزن ۱۰۰۰ یارد فیلامنت ابریشم یا رایون بر حسب درم
Dramage
وزن اتمی
Atomic weight
وزن استاندارد
Standard weight
وزن پرز
Hair weight
وزن پوشش عدل ، وزن ظرف
Bale tare
وزن تعادلی
Equivalent weight
وزن خالص
Net weight
وزن خشک
Bone dry weight
وزن خشک
Dry weight
وزن دهی ابریشم، جبران وزن کاهش یافته ابریشم در اثر رنگرزی آن با مواد وزن دهنده، وزن دادن ابریشم
Dynamited silk
وزن ظرف، وزن بوبین خالی
Tare weight
وزن متعارفی، وزن خشک الیاف به علاوه رطوبت استاندارد الیاف
Conditioned weight
وزن مخصوص
Specific weight
وزن مخصوص، سنگینی ویژه
Specific gravity
وزن مخصوص بوبین نخ، وزن مخصوص بسته نخ، تراکم نخ روی بوبین
Package density
وزن مخصوص لیف، دانسیته لیف
Fiber density
وزن مولی، وزن مولکولی
Molar mass
وزن مولکولی
Molecular weight
وزنه
Lingo
وزنه تعادل
Ballast
وزنه تعادل، پارسنگ
Balance weight
وسایل آزمایشگاهی
Laboratory equipment
وسایل بافتن پارچه تور
Leno attachments
وسایل تثبیت سازی، ابزار تثبیت کننده
Setting tools
وسایل حالت دادن
Conditioning apparatus
وسایل حمام
Handing equipment
وسایل مجهز به کامپیوتر
Computer aided devices
وسایل مرطوب کننده هوا
Air humidifier
وسعت عمل
Breat
وسمه، نیل گیاهی، خمیر چاپ
Pastel
وسیله، ابزار
Tool
وسیله، اسباب
Device
وسیله  چپ راست گیری چله
Leasing device
وسیله آزمایش استحکام و تطویل نخ ابریشمی خام
Serimeter
وسیله آماده سازی و ذخیره سازی پود
Storage device
وسیله انتقال الیاف
Stock  transfer device
وسیله انتقالی
Transfer carrier
وسیله انداز گیری فشار دیگ بخار
Steam gage
وسیله اندازه گیری قدرت کششی و تطویل نخ بصورت کلاف،
آزمایش اندازه گیری قدرت کششی نخ بصورت کلاف
Serigraph test
وسیله اندازه گیری
Measuring device
وسیله اندازه گیری خاصیت ریخت پارچه، وسیله اندازه گیری سفتی و خاصیت افتادن پارچه
Drapometer
وسیله اندازه گیری رطوبت
Moisture measuring device
وسیله اندازه گیری رنگ
Colour measuring instrument
وسیله اندازه گیری ضریب نفوذ پذیری
Permeameter
وسیله ای جهت کشیدگی اصطکاکی پنجه ای یا مشبک
Capstan tensioner
وسیله باز کننده ( پایین آورنده)
Dismantling tool
وسیله پرز تمیز کن دستی
Fluff cleaner
وسیله پرز تمیز کن دستی رینگ
Fluff collector minicleaner
وسیله پودیابی، وسیله پود واچیدن
Pick finding device
وسیله پودیابی هندلی
Hand pick finding device
وسیله تشکیل دهانه تار فوقانی
Head motion
وسیله تکان دهنده
Shaking device
وسیله تماس الکتریکی حس کننده پود روی ماسوره
Electric weft feeler
وسیله تو بردن سر پود کناره
Retraction device
وسیله جا انداز
Inserting tool
وسیله جاانداختن شیطانک
Traveller fixer
وسیله جلوگیری از پاره شدن ناگهانی نخ های تار
( وقتی ماکو کاملاً داخل جعبه نشده )
جلوگیری کننده از پاره شدن ناگهانی نخ های تار چله
Smash protector
وسیله جمع کننده الیاف (در ماشین فلایر)
Constrictor
وسیله دستی تمیز کننده خارهای کاردینگ
Cleaning card holder
وسیله روغنکاری
Oiling device
وسیله شیطانک کش رینگ
Traveller lever
وسیله طراحی
Patterning device
وسیله کشیدگی فنری یا صفحه ای در ماکو
Spring brake
وسیله متوقف کننده اتوماتیک ماشین
Knock off motion
وسیله متوقف کننده دستگاه پارچه پیچ
Hold up motion
وسیله مکانیکی حس کننده پود روی ماسوره
Mechanical weft feeler
وسیله نوری حس کننده پود روی ماسوره
Optical weft feeler
وسیله نوری و الکترونیکی حس کننده نخ روی ماسوره بافندگی
Optical electronic bobbin feeler
وسیله هم سطح کننده وردها
Heald frame leveling device
وسیله هم سطح کننده وردها یا تارها
Heald leveling device
وسیله کشش دیسکی
Disc tension device
وسیله کشیدگی
Tension device
لغات منسوجات  بخش ۲۰