ایران ترجمه – مرجع مقالات ترجمه شده دانشگاهی ایران

چرا شرکتها نسبت به پرداخت سود سهام اقدام میکنند؟ شواهد بین‌المللی در زمینه عوامل تاثیرگذار بر روی سیاست‌های مرتبط با سود سهام

چرا شرکتها نسبت به پرداخت سود سهام اقدام میکنند؟ شواهد بین‌المللی در زمینه عوامل تاثیرگذار  بر روی سیاست‌های مرتبط با سود سهام

چرا شرکتها نسبت به پرداخت سود سهام اقدام میکنند؟ شواهد بین‌المللی در زمینه عوامل تاثیرگذار  بر روی سیاست‌های مرتبط با سود سهام – ایران ترجمه – Irantarjomeh

 

مقالات ترجمه شده آماده گروه حسابداری

مقالات ترجمه شده آماده کل گروه های دانشگاهی

مقالات رایگان

مطالعه ۲۰ الی ۱۰۰% رایگان مقالات ترجمه شده

۱- قابلیت مطالعه رایگان ۲۰ الی ۱۰۰ درصدی مقالات ۲- قابلیت سفارش فایل های این ترجمه با قیمتی مناسب مشتمل بر ۳ فایل: pdf انگیسی و فارسی مقاله همراه با msword فارسی  

چگونگی سفارش

الف – پرداخت وجه بحساب وب سایت ایران ترجمه (شماره حساب) ب- اطلاع جزئیات به ایمیل irantarjomeh@gmail.com شامل: مبلغ پرداختی – شماره فیش / ارجاع و تاریخ پرداخت – مقاله مورد نظر
مقالات ترجمه شده حسابداری - ایران ترجمه - irantarjomeh
شماره
۲۲
کد مقاله
ACC22
مترجم
گروه مترجمین ایران ترجمه – irantarjomeh
نام فارسی
چرا شرکتها نسبت به پرداخت سود سهام اقدام میکنند؟ شواهد بین‌المللی در زمینه عوامل تاثیرگذار  بر روی سیاست‌های مرتبط با سود سهام
نام انگلیسی
Why do firms pay dividends? International evidence on the determinants  of dividend policy
تعداد صفحه به فارسی
۷۶
تعداد صفحه به انگلیسی
۲۱
کلمات کلیدی به فارسی
سیاست بین‌المللی سود سهام، الزویر
کلمات کلیدی به انگلیسی
Dividend policy International; Elsevier
مرجع به فارسی
آموزشگاه مدیریت دانشگاه پردو، دانشگاه ایندیانا
مرجع به انگلیسی
Krannert School of Management, Purdue University Kelley School of Business, Indiana University,  Bloomington, USA
قیمت به تومان
۲۲۰۰۰
سال
۲۰۰۸
کشور
ایالات متحده
چرا شرکتها نسبت به پرداخت سود سهام اقدام می‌کنند؟
شواهد بین‌المللی در زمینه عوامل تاثیرگذار بر روی سیاست‌های مرتبط با سود سهام
آموزشگاه مدیریت کرانرت، دانشگاه پردو، ایالات متحده
آموزشگاه مدیریت کلی، دانشگاه ایندیانا، ایالات متحده
۲۰۰۸
چکیده
در ایالات متحده، کانادا، انگلستان، فرانسه و ژاپن تمایل جهت پرداخت سود سهام در بین شرکتهای بزرگتر و دارای سود‌آوری بیشتر و همچنین آن دسته از شرکتهایی که سودهای انباشته آنها تشکیل دهنده کسر بزرگی از مجموع دارایی آنها می‌باشد، بیشتر است. با وجود آنکه نشانه‌هایی دال بر این موضوع وجود دارند که تمایل جهت پرداخت سود سهام در اغلب کشورهای نمونه در خلال سالهای ۱۹۹۴ الی ۲۰۰۲ کمتر شده است، این نشانه‌ها یا شاخص‌ها بیشتر ناشی از وجود شکست یا عدم موفقیت در آغاز روندهای مرتبط با سود سهام در شرکتهای لیست شده جدید  می‌باشند، آن هم به هنگامی که انتظار می‌رفت تا این شرکتها نسبت به اعمال چنین روندهایی یعنی پرداخت سود سهام اقدام کنند. عدم اعمال این رویه و شکست در شروع این راهکار بوسیله پرداخت کنندگان موجود از نکته نظر اقتصادی، بجز ژاپن، حایز اهمیت نمی‌باشد. علاوه بر این، در هر یک از کشورها، انباشتگی سودهای سهام کاهش نیافته و در بین بزرگترین و سودآورترین شرکتها تمرکز یافته است. در نهایت، خارج از ایالات متحده شواهد اندکی دال بر ارتباط مثبت سیستماتیک بین قیمت‌های نسبی شرکتهای پرداخت کننده سود سهام و آن دسته از شرکتهایی که سود سهام را پرداخت نمی‌کنند از یک طرف و تمایل جهت پرداخت سود سهام از طرف دیگر  وجود دارد. بطور کلی، این یافته‌ها شک و شبه خود را بیشتر در جهت تشریح علایم، مشتریان یا اربابان رجوع و امور مربوط به پشتیبانی و تامینات سود سهام بکار گرفته است، ولی در عین حال نسبت به پشتیبانی از تئوریهای سبک حیات مبتنی بر ـ هزینه نمایندگی یا کارگزاری اقدام می‌نماید.

 

کلمات کلیدی: سیاست بین‌المللی سود سهام
۱- مقدمه
چرا برخی از شرکتها نسبت به پرداخت سود سهام اقدام می‌نمایند، در حالی که برخی دیگر از این کار طفره می‌روند؟ از زمان انتشار موضوعات غیر مرتبط بوسیله Miller و Modigliani (۱۹۶۱)، این سوال بعنوان یک پازل یا معما برای متخصصین اقتصاد مالی مطرح بوده است. بطور متعارف، علمای علم مالی بر روی تشریحات مرتبط با سود سهامی اقدام می‌نمایند که بر مبنای تمایل جهت برقراری ارتباطات و ارائه اطلاعات به سهامداران و یا ارضای نیازهای مرتبط با پرداختهایی می‌باشد که از سوی مشتریان یا اربابان رجوع در ارتباط با سود سهام بصورت غیر متجانس مطرح می‌شده است. با این وجود، اخیرا DeAngelo، DeAngelo و Skinner  (۲۰۰۴) شک و شبه خود در زمینه ملاحظات مرتبط با علایم مربوطه و مشتریان بعنوان عوامل تعیین کننده مرتبه اول سیاست سود سهام در خلال زمان را در واکنش به ارزیابی مجموعه فرصتهای خود اعلام نمود‌ه‌اند. این تئوری پیش‌بینی می‌نماید که، در خلال سالیان اولیه، شرکتها پرداخت‌های سود سهام کمتری خواهند داشت چرا که فرصتهای سرمایه‌گذاری بیشتر از سرمایه‌ای خواهد بود که آنها بطور کلی تحصیل می‌نمایند. در خلال سالهای بعد، سرمایه‌های داخلی بیش از فرصتهای سرمایه‌گذاری خواهد شد و بر این اساس شرکتها بطور مطلوب مبالغ اضافه خود، جهت مرتفع نمودن احتمال این مسئله که گردش نقدی آزاد سرمایه ممکن است تلف شود، را بصورت سود سهام پرداخت می‌کنند. سازگار با این نگرش سیکل ـ حیات، DeAngelo، DeAngelo و Stulz (۲۰۰۶) دریافتند که تمایل جهت پرداخت سود سهام بصورت مثبتی در ارتباط با نسبت سود انباشته با مجموع سرمایه، پراکسی یا وکالت آنها برای مرحله سیکل ـ حیات شرکتی، می‌باشد.
ما این مقاله را از طریق بررسی شواهد سطح مقطع و دلایل سری‌های ـ زمانی در خصوص تمایل به پرداخت سود سهام در برخی از بازارهای مالی پیشرفته (نظیر ایالات متحده، کانادا، انگلستان، آلمان، فرانسه و ژاپن) در خلال سالهای ۱۹۸۹ الی ۲۰۰۲ مورد کنکاش و بررسی دقیق قرار دادیم. علی‌الخصوص، ما این نکته را مورد بررسی قرار می‌دهیم که آیا خصیصه‌های پرداخت کننده‌های سود سهام و ویژگی‌های شرکتهایی که این سود را پرداخت نمی‌کنند در بین کشورها یکسان می‌باشند یا خیر. علاوه بر این، موارد دیگری را مورد بررسی قرار خواهیم داد که عبارتند از: آیا خصیصه‌های مطرح شده در خلال زمان تغییر یافته است و آیا شرکتها در کشورهای دیگر معرف یک تمایل کاهش یافته در زمینه پرداخت سود سهام در خلال سالیان اخیر می‌باشند. علاوه بر این، استفاده از داده‌های بین‌المللی به ما اجازه می‌دهند تا تست‌های بیشتری در زمینه سیکل حیات، سیگنالینگ یا علایم مربوطه، مشتریان و تشریحات مربوط به پشتیبانی و تامینات، از طریق آنالیز تمرکز پرداخت‌های سود سهام و همچنین ارتباط بین اضافه ارزش و تمایل به پرداخت سود سهام در کشورهای دیگر، را مورد بررسی قرار دهیم.
با کنترل این خصیصه ها ما برخی از نکات مربوط به کاهش در زمینه تمایل به پرداخت سود سهام در اغلب کشورهای نمونه، مخصوصاً بین شرکت هایی که از نظر پرداخت سود در حاشیه می‌باشند، را دریافتیم. بر این مبنا، منظور از کشورهای حاشیه، آن دسته از کشورهایی خواهند بود که دارای ضرایب پایین تا متوسط سرمایه انباشته/ پرداختی می‌باشند. با این وجود، خارج از ایالات متحده، میزان کاهش اندک می‌باشد و چنین شواهدی علی الخصوص از دلایل بینه یا آشکاری برخوردار نیستند. علاوه بر این، تا حدی که تمایل به کاهش مشخص شده است، این موارد عمدتاً ناشی از شکست شرکت های لیست شده جدید در زمینه آغاز به کار روال های تقسیم سود سهام خود می‌باشند. ترک روال تقسیم سود سهام و همچنین شکست آن دسته از شرکت هایی که تاکنون نسبت به پرداخت سود سهام اقدام نمی‌کرده اند، جهت انجام این امر، از نقطه نظر اقتصادی، به جزء ژاپن، حائز اهمیت نمی‌باشد. با این حال، حتی در ژاپن نیز ترک غیر مترقبه این موضوع را می‌توان به طور منطقی از طریق مشکلات مالی تشریح نمود که به وسیله شرکتهای ژاپنی در طی افت اقتصادی ۱۹۹۰ تجربه شده است. با توجه بدین مضمون نکته اصلی آن است که این داده ها نمی‌توانند این فرضیه را مردود سازند که هیچگونه تغییر معنی داری در سود سهام شرکتی در کشورهای نمونه در خلال سالهای ۱۹۸۲الی۲۰۰۲ رخ نداده است. به هنگامی‌که ما همچنین نمی‌توانیم احتمال این موضوع که کاهش اندکی در پرداخت سود سهام در برخی از کشورها وجود دارد را رد نماییم، چنین کاهش هایی در بیشترین میزان آن تنها در مورد شرکتهای جدیداً لیست شده محدود می‌باشند.
بقیه این مقاله به شرح ذیل سازماندهی شده است. بخش ۲ رویه انتخاب نمونه ما را تشریح نموده و توضیحاتی را در مورد شرکتهای نمونه عرضه می‌دارد. بخش ۳ شواهدی را در زمینه عوامل تعیین کننده سود سهام ارائه می‌نماید. بخش ۴ گرایشهای سری های – زمانی در تمایل به پرداخت سود سهام در کشورهای نمونه را گزارش می‌دهد. بخش ۵ شواهدی را دال بر تمرکز سودهای سهام و درآمدها ارئه می‌دارد. بخش ۶ گزارشاتی در زمینه آزمایشات فرضیه‌های پیشتیبانی و تامین را عرضه می‌نماید. بخش ۷ نیز به نتیجه گیری این مقاله اختصاص داده شده است.
۲- انتخاب نمونه و تشریح داده ها
نمونه ما با استفاده از داده های Worldscope تشکیل یافته است که از طریق روال تحلیلی Thomson One Banker Analytics جمع آوری شده است . نمونه اولیه شامل کلیه شرکتهایی است که Worldscope برای آنها اطلاعات لازم مرتبط با مجموعه دارایی ها، دارایی عمومی، دارایی خالص، هزینه بهره و ارزش نقد سرمایه در بازار در انتهای سال مالی یا تعداد سهام های منتشر نشده و همچنین قیمت پایانی انتهای سال مالی را در بر داشته باشد. علاوه بر این ما نیازمند آن می‌باشیم تا مجموعه دارایی ها در سال جاری و سال قبلی را نیز مهیا نمائیم، یعنی شرکتهای نمونه در این مبحث باید دارای اطلاعات کامل در زمینه سود سهام عادی خود باشند و همچنین شرکتهای نمونه باید داده ها و اطلاعات کاملی در زمینه روش گزارش دهی سرمایه‌های طویل مدت خود، که براساس آن بیش از ۵۰% سود کسب نموده اند، را نیز دارا باشند. ما آن دسته از شرکتهایی را مستثنی نمودیم که اوراق بهادارمنتشر نشده اولیه آنها جزء سهام عادی نمی‌باشد و یا آنکه اطلاعات مربوطه بدانها ناقص است. علاوه بر این در پی نکته نظرات Fama و French (۲۰۰۱)، ما آن دسته از شرکتهای مالی خدماتی که شامل دسته بندی صنعتی استاندارد(SIC) کد ۴۹۰۰-۴۹۴۹ و یا کد ۶۹۹۹-۶۰۰۰ می‌باشند را مستثنی نموده و علاوه بر این شرکتهایی که میزان دارایی آنها در دفاتر مخفی می‌باشند را نیز جدا ساختیم. در نهایت جهت کاهش تأثیرات مشکل آفرین از عملیات خارج از ترازنامه که در برخی از کشورها ممکن می‌باشند، ما تنها آن دسته از شرکتهایی را در نظر گرفتیم که واحدهای تابعه اصلی خود را تلفیق نموده‌اند.
۳- عوامل تعیین کننده تمایل به پرداخت سود سهام
در این بخش، ما نسبت به تشریح عوامل تأثیر گذار در زمینه تمایل به پرداخت سود سهام در کشورهای نمونه اقدام می‌کنیم.
۱-۳٫ آنالیز تک متغیری
جدول۱ مشخص کننده خصیصه های میانگین پرداخت کنندگان و افرادی می‌باشد که سود سهام را پرداخت نمی‌کنند. Fama و French (۲۰۰۱) گزارش می‌نمایند که پرداخت کنندگان سود سهام تمایل به تحصیل سود بیشتر را داشته، و همچنین فرصتهای رشد با ارزش کمتری را در اختیار دارند و در مقایسه با شرکتهایی که تمایل به پرداخت ندارند بزرگتر می‌باشند. ما قابلیت سودآوری () بعنوان نسبت درآمدها یا سودها قبل از بهره (درآمد خالص + هزینه بهره، در صورت موجود بودن + مالیاتهای معوق، در صورت موجود بودن) به ارزش دفتری مجموع دارایی ها و بعنوان نسبت درآمدهای پس از مالیات به ارزش دفتری دارایی () را مورد بررسی قرار دادیم، جاییکه دارایی دفتری به عنوان دارایی عمومی،‌ بعلاوه ذخیره‌های غیر سرمایه‌ای، در صورت موجود بودن بشمار می‌آید. فرصتهای رشد به عنوان نسبت ارزش بازاری مجموع کل سرمایه (ارزش دفتری مجموع دارایی – ارزش دفتری سرمایه + ارزش بازاری سرمایه) به ارزش دفتری مجموع دارایی ها () و تغییر درصدی در مجموع داراییها در سال () محاسبه می‌شود. ارزش بازاری سرمایه به عنوان قیمت سهام در انتهای سال مالی ضربدر تعداد سهام منتشر نشده محاسبه خواهد شد. اندازه شرکت نیز بر اساس ارزش دفتری مجموع دارایی () محاسبه شده و به صورت میلیون دلار آمریکایی گزارش می‌شود. پول های محلی نیز به دلار آمریکایی تبدیل گردیده و نرخ تبادل نیز در انتهای سال ۱۹۸۸ بحساب می‌آید.
 
۲-۳ آنالیز چند متغیره ای
به منظور تعیین کمیت تأثیرات حاشیه سوددهی، فرصت های رشد، اندازه و ترکیب دارایی انباشته/ پرداختی در احتمال پرداخت های سود سهام، ما نسبت به ارزیابی رگرسیون های لوجیت سالیانه مشابه با موارد مرتبط با Fama و French (۲۰۰۱) اقدام می‌نماییم. متغیر وابسته در رگرسیون های ما در صورتی که شرکتی نسبت به پرداخت سود سهام در سال t اقدام کند ۱ خواهد بود و در غیر اینصورت این متغیر صفر می‌باشد. ما از نسبت بازار به دفتر () و تغییر درصد در مجموع دارایی های یک شرکت () به عنوان پراکسی‌ها یا شاخص‌های مرتبط با فرصت های رشد و درآمدهای آن قبل از بهره و پس از مالیات که تقسیم بر مجموع دارایی ها () به عنوان پراکسی یا شاخص میزان سوددهی می‌باشد، اقدام نمودیم. علاوه بر این ما این مشخصه ها را به برآورد سرمایه انباشته/ پرداختی ()اضافه نمودیم.
۳-۳٫ خلاصه
شواهد نشان داده شده در جدول ۴-۱ نتایج مختلفی را مشخص می‌سازد. در ابتدا، عوامل تعیین کننده تجربی تمایل به پرداخت سود سهام به میزان قابل توجهی در بین کشورها مشابه می‌باشد. در کلیه ۶ کشور، شرکتهایی که بزرگتر می‌باشند و از سود دهی بالاتری نیز برخوردار هستند و همچنین شرکتهایی که دارای سرمایه انباشته / پرداختی بیشتری هستند از احتمال فزاینده‌‌تری جهت پرداخت سود سهام برخوردار می‌باشند، در حالی که تاثیر فرصتهای رشد بیشتر حالت ترکیبی یافته است. در وهله بعد، در دهه گذشته، ترکیب جمعیتی شرکتها در کلیه کشورها تغییر یافته است و این تغییر بیشتر نمایانگر شرکتهایی می‌باشد که جزء عدم پرداخت کننده‌های سود سهام شده‌اند. در نهایت، رگرسیونهای مجزای شرکتها با وضعیت سود سهام تاخیری متفاوت، معرف عوامل تعیین کننده مشترک در زمینه آغاز و تداوم پرداخت سود سهام می‌باشند.
۴- شواهد بین‌المللی در زمینه تغییرات در تمایل به پرداخت سود سهام
Fama و French (۲۰۰۱) گزارش نمودند که نسبت پرداخت کنندگان سود سهام در بین شرکتهای آمریکایی غیر خدماتی، غیر مالی  که بصورت عمومی معامله می‌‌‌شوند، به میزان قابل توجهی در خلال دو دهه اخیر کاهش یافته است. نسبت پرداخت کنندگان در پیکهای نمونه آنها در ۱۹۷۸ ، به ۵/۶۶% رسید. پس از آن این میزان شاهد افت شدیدی بوده است بگونه‌ای که تنها ۸/۲۰% از شرکتها در سال ۱۹۹۹ نسبت به پرداخت سود سهام اقدام نمودند. علاوه بر این، تعداد پرداخت کنندگان سود سهام از سال ۱۹۸۸، از میزان ۱۹۷۸ به ۱۰۴۵ ، در سال ۱۹۹۸ تقلیل یافته است. DeAngelo، DeAngelo و  Stulz (۲۰۰۶) گزارش نمودند که، با وجود آنکه ترکیب سرمایه انباشته / پرداختی  بعنوان یک عامل تعیین کننده مهم در زمینه سود سهام در آمریکا بشمار می‌آید، در خلال گذشت زمان، نسبت بیشتری از شرکتهای آمریکایی سرمایه انباشته منفی را از خود نشان داده‌اند، که البته این عمل تشریح کننده تمایل در کاهش پرداخت سود سهام نمی‌باشد.
 
۱-۴٫ ارزیابی‌های خط مبنا در زمینه تغییرات در تمایل به پرداخت سود سهام
در جدول ۵، ما تلاش نمودیم تا نسبت به مشخص نمودن نقش ویژگی‌های در حال تغییر شرکتها و کاهش تمایل به پرداخت سود سهام در مبحث تشریح کاهش نسبت پرداخت کنندگان سود سهام در هر یک از کشورهای نمونه اقدام کنیم. ما در ابتدا مدلهای لوجیت مشابه با موارد مطرح شده در جدول ۴ را مورد ارزیابی قرار دادیم، که احتمال پرداخت سود سهام با توجه به اندازه شرکت، فرصتهای رشد سود دهی و سرمایه انباشته برای یک دوره پایه از سال ۱۹۸۹ الی ۱۹۹۳ را مورد بحث قرار داده و آنها را در ارتباط با هم می‌دانند. این رگرسیونها برای نمونه کلی پرداخت کنندگان و افرادی که اقدام به پرداخت نمی‌کنند مورد ارزیابی قرار گرفته‌اند. با استفاده از ضرایب میانگین سالیانه از زمان مبدا، ما سپس نسبت به محاسبه احتمال پرداخت سود سهام برای هر شرکت در سالهای متعاقب بر مبنای ویژگی‌های آنها در آن سال اقدام نمودیم. درصد مورد انتظار پرداخت کنندگان سود سهام از طریق مشخص نمودن میانگین احتمالات فردی بین شرکتها در هر سال و ضرب نتیجه به صد حاصل می‌گردد.
 
۲-۴٫ سرمایه انباشته / پرداختی و تغییرات در تمایل به پرداخت سود سهام
DeAngelo، DeAngelo و Stulz (۲۰۰۶) میزان کاهشهای مرتبط با تمایل به پرداخت سودهای سهام در آمریکا بعنوان تابعی از دارایی انباشته / پرداختی را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و دریافتند که کاهش این تمایل تقریبا در بین شرکتهایی که بعنوان کاندیداهای محتمل پرداخت سهام محسوب می‌شده‌اند (یعنی شرکتهایی که دارای سودهای انباشته مثت می‌باشند)، در نمونه کلی آنها، دو برابر گردیده است. از آنجاییکه سودهای انباشته / پرداختی به ظاهر بعنوان عامل قدرتمند تعیین کننده سیاست پرداخت سود سهام در نمونه ما می‌باشند و نسبت شرکتهایی که دارای سودهای انباشته منفی هستند در خلال زمان افزایش یافته است، ما نسبت به انجام یک آزمایش مشابه اقدام نمودیم.
۳-۴٫ لیست‌های جدید و متغیرهای اریبی (سوگیریها) در پوشش Wordscope
با وجود آنکه شواهد جدول ۵ و ۶ معرف نشانه‌هایی از کاهش تمایل به پرداخت سود سهام در برخی از کشورهای نمونه می‌باشد، میزان این کاهش از نکته نظر اقتصادی ناچیز می‌باشد. این کاهش معتدل در تمایل به پرداخت ممکن است به سادگی بواسطه یک دوره پیش‌بینی نسبتا کوتاه مدتی باشد که در مطالعه ما بکار گرفته شده است. با این وجود، بطور جایگزین، کاهشهای معتدلانه در تمایل به پرداخت سود سهام که شاهد آن می‌باشیم ممکن است ناشی از ترکیبی از پوشش در حال گسترش Worldscope در زمینه شرکتها، در خلال زمان، و همچنین نادرستی مدل تجربی ما در زمینه تصمیم‌گیری پرداخت سود سهام باشد. این حقیقت که تقریبا کلیه شرکتهای تحت پوشش Worldscope در مقطع زمانی ۱۹۸۱ الی ۱۹۸۵ جزء پرداخت کنندگان سود سهام بشمار آمده‌اند، موکد این نکته است که این سازمان در ابتدا نسبت به تحت پوشش دادن شرکتهای بزرگتر و بالغ اقدام نموده و سپس شرکتهای کوچکتری که از بلوغ کمتری برخوردار بوده‌اند را در خلال زمان به لیست خود اضافه نموده است. در صورتی که مدل ما در زمینه تناسب پرداخت کنندگان سود سهام، در بین شرکتهای جدید اضافه شده به لیست، اغراق نموده باشد، این امر بصورت تجربی مشخص کننده کاهش در تمایل به پرداخت سود سهام خواهد بود، حتی در صورتی که چنین کاهشی وجود نداشته باشد. بطور مشابه، هجوم شرکتهای لیست شده جدید در خلال زمان در کشورهای نمونه ممکن است باعث بوجود آمدن خطاهای پیش‌بینی منفی، در غیاب تغییرات در تمایل به پرداخت، شود.
۴-۴ ترک سود سهام یا شکست در آغاز عملیات آن؟
در نهایت، جهت مهیا ساختن شواهد بعدی در خصوص تغییرات سری زمانی در تمایل به پرداخت سود سهام، ما این موضوع را مورد بررسی قرار دادیم که آیا موارد کمبودهای غیرمترقبه مشاهده شده در تعداد پرداخت کنندگان سود سهام ابتدا به ساکن بواسطه ترک گفتن انجام این عمل به وسیله پرداخت کنندگان جاری می‌باشد یا آنکه به واسطه بروز شکستی غیر مترقبه در آغاز عملیات پرداخت سود سهام به وسیله آن دسته از اشخاصی می‌باشد که غالباً جزء افرادی هستند که تمایل به پرداخت آن را ندارند.
۵-۴ خلاصه و مباحث
به طور کلی، شواهد ما عرضه کننده نشانه‌های کاهش در تمایل به پرداخت سود سهام در برخی از کشورهای نمونه، مخصوصاً بین شرکت هایی که در بخش حاشیه پرداخت سود سهام قرار گرفته‌اند، می‌باشند. با این وجود، آنالیزهای پالایش شده ما، شک و شبهه بیشتری را در خصوص آنکه آیا این شواهد بازتاب دهنده تغییرات سیستماتیک در سیاست های مربوط به پرداخت سود سهام می‌باشند یا خیر ایجاد می‌نماید. در ابتدا، میزان کاهش تمایل در نمونه ما بسیار کمتر از موارد گزارش شده برای شرکت های امریکایی در مباحث Fama و French (۲۰۰۱) بوده است. در وهله بعد، شواهد موجود در برخی از کشورها به میزان کفایت از استحکام و قدرت بالایی برخوردار نمی‌باشند. به طور مثال دلیل اندکی دال بر کاهش این تمایل در انگلستان وجود دارد، در حالیکه کاهش های منطبق در آلمان و فرانسه از استحکام چندان بالایی جهت برآورد جایگزین فرصت های رشد شرکت ها برخوردار نیستند. در وهله سوم، کاهش های غیر مترقبه در نسبت پرداخت کنندگان سود سهام در بین شرکت های ژاپنی را می‌توان از نقطه نظر منطقی به عنوان دلایل مشکلات درآمدی دوران گذار در طی رکود اقتصادی این کشور در دهه ۱۹۹۰ ذکر کرد. در وهله چهارم، در کلیه دیگر شرکت ها، ما هیچ گونه تغییر مرتبط با سیاست های پرداخت سود سهام در شرکت ها که قبل از سال ۱۹۹۳ لیست شده بودند را نیافتیم. هرگونه کاهش مشاهده شده در تمایل به پرداخت سود سهام به ظاهر وابسته به شرکت های لیست شده جدیدی می‌باشند که قابلیت آغاز روال پرداخت سود سهام، به هنگامی که از آنها انتظار می‌رفت تا نسبت به انجام این کار اقدام کنند، را نداشتند.
۵- تمرکز سودهای سهام و درآمدها
با وجود کاهش تمایل به پرداخت سود سهام در ایالات متحده در خلال دو دهه گذشته، DeAngelo، DeAngelo و Skinner  (۲۰۰۴) گزارش نمودند که میزان سودهای سهام پرداختی حقیقی انباشته بوسیله شرکتهای صنعتی در خلال مقطع مشابه افزایش یافته است. جدول ۹ شواهد مشابهی را برای کشورهای نمونه ما را گزارش نموده است. مجموع سودهای سهام واقعی بین سالهای ۱۹۹۰ و ۲۰۰۲ در کلیه کشورها بجز کانادا افزایش یافته است. با وجود آنکه این امر تا اندازه‌ای منوط به پوشش گسترش یافته Worldscope  در خلال دوره نمونه می‌باشد (مخصوصا در آلمان، فرانسه و ژاپن)، مقادیر میانگین و میانه سودهای سهام حقیقی بر حسب پرداخت کنندگان در کلیه‌ کشورها بجز ژاپن افزایش داشته است. علاوه بر این سازگار با تمرکز سود سهام در بین پرداخت کنندگان بزرگتر، تفاوت بیشتری نیز در اغلب کشورها بین مقادیر میانگین و میانه سودهای سهام حقیقی وجود دارد. ما در صورتی که در آنالیز خود تنها شرکتهایی را وارد نماییم که در نمونه دوره ۱۹۹۰ الی ۲۰۰۲ حضور داشته‌اند، خواهیم توانست تا نتایج مشابهی را بدست آوریم (این نتایج در جدول مشخص نشده است). میزان سودهای سهام حقیقی انباشته برای این نمونه‌های ترکیبی ثابت در کلیه ۶ کشور مورد بحث افزایش داشته است.
۶- آیا تغییرات در تمایل به پرداخت سود سهام را می‌توان بوسیله انگیزه‌های مربوط به پشتیبانی و تامین تشریح نمود؟
با توجه به فرضیه پشتیبانی و تامین Baker و Wurgler (۲۰۰۴ الف و ب)، مدیران به خواسته سرمایه‌گذاران در زمینه سود سهام عکس‌العمل نشان داده و بر این اساس تنها به هنگامی نسبت به پرداخت سود سهام اقدام می‌نمایند که سرمایه‌گذاران ارزش‌گذاری خاص یا وثیقه‌ای را در خصوص پرداخت کنندگان سود سهام در نظر داشته باشند. این فرضیه بنظر دارای تطابق چندانی با میزان زیاد و متمرکز پرداختهای سود سهام، که در جداول ۹ و ۱۰ گزارش شده‌اند، ندارد. همانطور که در مباحث DeAngelo، DeAngelo و Skinner  (۲۰۰۴)مطرح گردید، شواهد مرتبط با تمرکز سود سهام و درآمدها موکد آن خواهد بود که کاهش در تمایل به پرداخت سود سهام، همانند موردی که در زمینه تشریح موارد مرتبط با پشتیابنی و تامین مشخص شده است،  را نمی‌توان به «ضرایبی که فشار رو به پایینی و کلی را بر روی سودهای سهام وارد می‌کنند» مرتبط دانست. با در نظرگیری این موضوع بصورت متفاوت می‌توان اینگونه بیان داشت که چرا سرمایه‌گذاران تقاضای محدود شدن پرداخت سود سهام تنها برای سودآورترین شرکتها را دارند؟ بطور مشابه فرضیه پیشتیبانی و تامین را نمی‌توان با توجه به مشاهدات ما تطبیق داد که کاهش در تمایل جهت پرداخت در کشورهای نمونه ما بر روی لیستهای جدید متمرکز می‌باشد.
۷- خلاصه و نتیجه‌گیری
عوامل تعیین کننده تجربی تمایل به پرداخت سود سهام به میزان قابل توجهی در بین کشورها مشابه می‌باشد. در کلیه ۶ کشوری که ما نسبت به مطالعه آنها اقدام نمودیم عوامل تاثیرگذار در این عرصه عبارتند از اندازه، سود دهی، فرصتهای رشد و ترکیب سرمایه یا سود انباشته و پرداختی. شرکتهای بزرگتر و سودآورتر و شرکتهایی که دارای نسبت بیشتری از سود دارایی انباشته هستند، بیشتر از دیگران تمایل به پرداخت سود سهام دارند، در حالی که تاثیر فرصتهای رشد در زمینه احتمال پرداخت‌های سود سهام بعنوان یک تاثیر ترکیبی مدنظر خواهد بود. با وجود آنکه برخی از مطالعات پیشین انجام گرفته است که نشان دهنده اهمیت اندازه شرکتها، میزان سود دهی و فرصتهای رشد خارج از ایالات متحده می‌باشند، مطالعه ما، بر اساس دانش و اطلاعات ما،‌ جزء اولین موردی می‌باشد که شواهد بین‌المللی در خصوص اهمیت ترکیبی از سرمایه انباشته و پرداختی را در مضمون سیاست‌های سود سهام مطرح می‌سازد.
پس از کنترل عوامل تعیین کننده تجربی سودهای سهام و ارزیابی این خصیصه‌ها در خلال زمان، ما نکاتی را دریافتیم که بر اساس آن پدیده کاهش تمایل به پرداخت سود سهام،‌ که در ابتدا برای شرکتهای آمریکایی و بر مبنای نظریات Fama و French (۲۰۰۱) بیان شده بود، به بازارهای مالی توسعه یافته دیگر نیز سرایت نموده است. این بدان معنا است که نسبت حقیقی پرداخت کنندگان سود سهام کمتر از نسبت مورد انتظار در کلیه ۶ کشور تحت بررسی در خلال سالیان اخیر از دوره نمونه‌گیری یعنی ۱۹۸۹ الی ۲۰۰۲ بوده است. با این وجود، این موارد مرتبط با کاهش تمایل به پرداخت سود سهام نسبتا اندک بوده و معمولا از قدرت چندانی برخوردار نمی‌باشند و اساسا منشاء آنها وجود شکستهایی در زمینه لیست‌های جدید شرکتهای اضافه شده‌ای می‌باشند که به هنگامی که انتظار پرداخت سود سهام از آنها می‌رفت، قادر به اعمال آن نبوده‌اند.
بر این اساس، ما نتیجه‌گیری نمودیم که این داده‌ها به ما اجازه رد نمودن این احتمال را نخواهند داد که تغییر معنی‌داری در سیاست‌های سود سهام شرکتی در کشورهای نمونه رخ داده است. علاوه بر این ما نمی‌توانیم این احتمال را نیز رد کنیم که میزان کاهش تمایل در کشورهای نمونه اندک بوده است و چنین کاهشی بیشتر محدود به شرکتهای جدیدا لیست شده می‌باشد. بر این اساس، یکی از موارد قابل توجه مطالعه ما این است که ما نسبت به تنگ نمودن حوزه مرتبط با پدیده ناپدید شدن تمایل به پرداخت سود سهام، به تصمیم‌گیری‌های مربوطه و شرکتهای لیست شده جدید اقدام نمودیم.
شواهد Fama و French (۲۰۰۴) در زمینه ویژگی‌های شرکتهای لیست شده جدید در ایالات متحده بینش قابل توجهی، در زمینه روشی که این شرکتها احتمالا از تمایل کمتری در جهت آغاز عملیات پرداخت سود سهام در خلال سالیان اخیر برخوردار نمی‌باشند، را به ما خواهد داد. بر این اساس، عرصه نوید دهند تحقیقات عادی بصورت یک آنالیز سیستماتیک نمود خواهد یافت که در آن این موضوع مورد بررسی قرار خواهد گرفت که آیا تغییرات مشابهی در این ویژگی‌های یکسان (نظیر چولگی ـ چپ بیشتر در زمینه سود دهی و چولگی ـ راست بیشتر در زمینه فرصتهای رشد) در بازارهای دیگر نیز وجود خواهد داشت. چنانچه این قضیه مثبت باشد، هر مورد آشکار کاهش در تمایل به آغاز به رویه‌های پرداخت سود سهام ممکن است به سادگی بازتاب دهنده تغییرات دوره‌ای در زمینه چشم‌اندازهای درآمدی و رشد شرکتهای جوان باشد.
این حقیقت که سودهای سهام انباشته در خلال زمان در کشورهای نمونه کاهش نیافته است و در بین بزرگترین و سودآورترین شرکتها در هر کشور تمرکز یافته است، شک و شبه قابل توجهی، در زمینه تشریحات مربوط به مشتریان و سیگنالینگ مرتبط با تمایل به پرداخت سود سهام، را بر می‌انگیزد. به علاوه، خارج از ایالات متحده ما نتوانستیم پشتیبانی قابل توجهی را برای این فرضیه بیابیم که تغییرات در سیاست‌های سود سهام بواسطه پشتیبانی و توجه مدیران به احساسات سرمایه‌گذاران در خصوص سود سهام می‌باشد. با این وجود،‌ یافته‌های ما سازگار با تئوری پایه سیکل حیات در زمینه سیاست سود سهام می‌باشد. برحسب این تئوری، شرکتها نسبت به معاوضه صرفه‌جویی‌های هزینه‌ای در رابطه با مخارج انتشار سهام در برابر هزینه‌های کارگزاری سپرده نقدی اقدام می‌کنند. به هنگامی که شرکتها به رشد خود می‌رسند، هزینه‌های مورد انتظار سپرده‌گذاری احتمالا بواسطه مشکلات گردش وجوه آزاد بیشتر افزایش خواهد یافت. در نتیجه، تمایل به پرداخت سود سهام افزایش خواهد یافت. شواهد مربوط به وجود ارتباط مثبت زیاد بین ترکیبی از سرمایه انباشته و پرداختی و تمایل به پرداخت سود سهام و این یافته که سود سهام در بین آن دسته از شرکتهایی متمرکز می‌باشد که دارای بیشترین درآمد در کلیه ۶ کشور مورد بررسی ما می‌باشند، را می‌توان به سادگی بوسیله مدلهایی همچون تئوری سیکل ـ حیات تشریح نمود که در آن توزیع گردش وجوه آزاد بعنوان عامل اولیه تعیین کننده سیاست‌های پرداخت سود سهام می‌باشد.
لطفا به جای کپی مقالات با خرید آنها به قیمتی بسیار متناسب مشخص شده ما را در ارانه هر چه بیشتر مقالات و مضامین ترجمه شده علمی و بهبود محتویات سایت ایران ترجمه یاری دهید.
تماس با ما

اکنون آفلاین هستیم، اما امکان ارسال ایمیل وجود دارد.

به سیستم پشتیبانی سایت ایران ترجمه خوش آمدید.